تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

 

سلام و هزاران سلام.

در این درس من مستقیما" از کتابهای کاترین پاندر براتون می نویسم.تحقیق درباره ی این قانون بر عهده ی خود شماست و من فقط اونچه را که در کتاب قید شده عنوان می کنم. همون طور که گفتم نوشته های زیر مجموعا " از جملات کتابهای کاترین پاندره که البته اون از دیگرانی مثل امت فاکس آموخته .و باز هم تاکید می کنم من فقط نقل کننده ی مطالب کتاب پاندر هستم و انتخاب درست یا غلط بودن این قانون با خود شماست.

 

اگر تا اينجا به قوانين توانگري عمل كرده ايد، پس اكنون طلاي شما آماده است كه از آسمان بر زندگيتان ببارد تنها بايد :

1 _ ذهنتان را براي دريافت توانگري پاك كنيد. ( پالايش)

2 _ به آفرينش توانگري ذهني از طريق نوشتن و تصاوير و كلام بپردازيد.

 

اينها راههاي گشودن چشم دل و دريافت توانگري اند. اما مهمترين راه يا بزرگترين قانون براي ايجاد توانگري پايدار، استفاده از رقم جادوئي ده ( يا رقم افزايش ) است. قدما از اين راز با خبر بودند، از اين رو با پرداخت عشريه ي منظم و مدام و پيوسته، توانگري خويش را پايدار مي كردند. يعني يك دهم از شكار، دام، محصول، درآمد، ميراث، يا هر آنچه را كه به دست مي آوردند ، به پيشگاه خدا تقديم مي كردند. در واقع، يك دهم از آنچه را كه خدا به آنها داده بود، به كار خدا اختصاص مي دادند.

واژه ي " عشريه " يعني يك دهم.همه ي تمدنهاي بزرگ، رقم ده را رقم جادوئي افزايش مي دانستند . به دلايلي محكم، كشف كرده اند كه مصريان، بابلي ها، پارسيان، اعراب، يونانيان، روميان و حتي چيني ها ، از اين راز با خبر بودند.مصريان بيست درصد ( دو عشريه ) از درآمدشان را به معابد مي دادند. عبرانيان چهار عشريه مي دادند حتي در زماني كه مجبور بودند به دولت روم ماليات بپردازند.هندوها يك دهم از مالشان را مي بخشيدند ( يك عشريه ) اما فقراي هندي دو عشريه از مالشان پرداخت مي كردند تا زودتر توانگر بشوند! ( اين پرداختها اجباري نبوده بلكه آنها بر طبق اعتقاداتشان اين كار را انجام مي دادند! )

 

سيستم آرزوها هم اين قانون را تائيد مي كند.

 

قانون چهل و نهم سيستم آرزوها : با پرداخت عشريه ي منظم، نظم الهي را به يكايك امور زندگيتان فرا خوانيد.

 

قانون توانگري هم در اين مورد مي گه:

 

قانون 8 توانگري : با بخشيدن عشريه  ، خدا را در مرتبه ي نخست قرار دهيد تا به توانگري پايدار برسيد.

 

 

پاندر می گه :" عشريه "  يعني يك دهم از مال و هر چيزكه به دست مي آوريد ، متعلق به شما نيست ! بلكه سهم خداست كه از شما خواسته تا براي اعتماد به او و براي توانگر شدنتان آن را به كسي كه راه توانگري را به شما مي آموزد، ببخشيد."

پاندر در كتابش، آدمهاي زيادي را نام برده كه با پرداخت عشريه حتي به شفاي جسمي رسيده اند! او مي گويد : بزرگترين مشكل زندگي احتقان است و تنها علاج آن جريان! دادن عشريه به جريان انداختن انرژي است! به همين دليل شفا به همراه مي آورد!

 

ميثاق يعقوب:

 _ پرداخت عشريه، قانون ميليونرهاست!

" كاترين پاندر " مي گه : وقتي نخستين ميليونر كتاب مقدس " ابراهيم " ، به راز كاميابي بابلي ها كه از توانگر ترين مردم بودند،( پرداخت عشريه )، پي برد ، اين راز را به صورت قانون پرداخت عشريه به نوه اش يعقوب سپرد و يعقوب نيز آن را در ميثاق كاميابي خويش گنجاند . اين موضوع در كتاب عهد عتيق( سفر پيدايش، 28: 20 تا 22) به اين صورت ذكر شده است :

 

" و يعقوب، نذر كرده ، گفت اگر خدا با من باشد و مرا در اين راه كه مي روم محافظت كندو مرا نان دهد تا بخورم و رخت تا بپوشم و به خانه ي پدر خود به سلامتي برگردم ، هر آينه خداي من خواهد بود و اين سنگي را كه چون ستون بر پا كردم بيت الله شود و آنچه به من بدهي، ده يك آن را به تو خواهم داد."

 

ميثاق، عهد و پيماني است ميان دو نفر براي انجام كاري معين و براي دريافت ثمراتي معين. ميثاق يعقوب، متشكل از دو بخش است :

_ بخش اول : يعقوب تعيين كرده است كه از خدا چه مي خواهد ، آنچه از خدا مي خواهد توانگري و هدايت و آرامش خيال است.

_ بخش دوم : در اينجا سوگند مي خورد كه اگر خدا آن كارها را برايش بكند، قطعا" ده يك آنچه را كه خدا به او مي دهد، به خدا اختصاص خواهد داد.

 

قانون توانگري ( و قانون كندن گودال كه در بخش سيستم آرزوها براتون گفته ام ) مي گه انسان بايد گام نخست را بردارد و مطمئن باشد كه خدا همه ي گامهاي بعدي را برخواهد داشت. يعني اول بايد عشريه را بپردازيد و بعد يقين داشته باشيد كه خدا توانگري راستين را به شما هديه مي دهد.

 

تمرين نوشتن ميثاق كاميابي :

 نوشتن ميثاق كاميابي را انجام بدهيد. در دو بخش.

 _ بخش اول آن بايد شامل آنچه كه از توانگري مي خواهيد، باشد. ( شبيه فهرست كوتاه مدت آرزوها اما مختصر و مفيد)

_ در بخش دوم با خداوند عهد كنيد كه عشريه ي خود را بپردازيد .

هر گاه ميثاق كاميابي خود را مي نويسيد، به تاكيد ندا در دهيد كه : " براي دريافت بركت خود، تنها به خدا توكل مي كنم. براي آفرينش توانگري خويش به انسانها و اوضاع و شرايط چشم نمي دوزم. تنها تكيه گاه من خداست. "  و با خود تكرار كنيد : " از نظر مالي خدا را در مرتبه ي نخست قرار مي دهم. پيش از هر كار، عشريه ام را مي پردازم تا راه توانگريم را بگشايم. "

بكوشيد براي ميثاق خود مهلتي مشخص كنيد مثلا" شش ماهه يا يك ساله. ميثاق خود را در جاي امني بگذاريد تا احدي نتواند آن را ببيند.از همين لحظه پرداخت منظم عشريه را آغاز كنيد. قبل از پرداخت ساير قبض ها و صورتحسابها، اول يك دهم در آمدتان  را بپردازيد. گاه گاهي به سراغ ميثاق خود برويد تا ببينيد به كدام يك از ثمرات نيكو رسيده ايد. خواسته هاي برآورده شده تان را در ميثاق، مشخص كنيد و سپاس بگزاريد.بعد از آن، مي توانيد خود را براي آماده كردن ميثاقهاي بلند مدت تر آماده كنيد. ( اين ميثاق مثل همان فهرست بلند مدت آرزوهاست)

 

نكته ي مهم _ پاندر می گه لازم نيست صبر كنيد تا اول اوضاع ماليتان بهتر بشود و از شر قرض هايتان خلاص بشويد و آنگاه عشريه بپردازيد. (چون اين كار يعني هرگز اعتقادي به برآورده شدن آرزويتان نداريد، پس قطعا" نبايد منتظر برآورده شدنش هم باشيد! ! ) به محض اينكه پولي يا محصولي به دستتان رسيد، بي درنگ اول عشريه ي آن را بپردازيد يعني يك دهم آن را پرداخت كنيد. شايد فكر كنيد : " اما من كه استطاعت پرداخت عشريه ندارم! " اين جا " پاندر " در جواب مي گويد: "پس بگذاريد به شما بگويم كه به همين دليل بايد بي درنگ عشريه ي خود را بپردازيد. زيرا اگر عشريه ي خود را ندهيد، روز به روز وضع ماليتان بدتر هم خواهد شد! هر چه نياز ماليتان شديد تر باشد، بايد زودتر عشريه ي خود را بپردازيد. زيرا رقم جادوئي ده، رقم افزايش است و رد خور ندارد! "

 

در عهد عتيق آمده كه خدا به موسي دستور داد تا قوم يهود براي ثروتمند شدن، عشريه بدهند.هر گاه قوم يهود عشريه مي داد، توانگر مي شد اما هر گاه از نظر مالي خدا را در مرتبه ي نخست قرار نمي داد _ مانند دوران حكومت سليمان_ حكومت دچار تفرقه مي شد و فرزندان يهود به تبعيد بابلي ها گرفتار مي آمدند! هنگامي كه بازماندگان قوم به اورشليم بازگشتند، نبي به آنها يادآوري كرد كه اگر دوباره " ده يك " خود را بپردازند، " روزنهاي آسمان " برآنها گشوده خواهد شد!

در عهد جديد، آمده كه هم عيسي و هم پولس عشريه مي پرداختند.پرداخت عشريه از قوانين معبد بود و عيسي به عنوان يك يهود همواره عشريه مي پرداخت. در زمان عيسي، يك فريسي بايد يك چهارم درآمدش را در راه خدا مي بخشيد! پرداخت عشريه در روزگار كتاب مقدس، يكي از معمول ترين كارها بوده است.

 

" كاترين پاندر " در كتاب "چشم دل بگشا " تاكيد مي كند كه پرداخت عشريه ، زائيده ي هوس يا روياي يك كشيش يا معلم معنوي، براي پول به جيب زدن و جمع آوري درآمد نيست، بلكه قانون جهاني و كيهاني توانگري است كه در سده هاي زيادي براي توانگري پايدار به كار مي رفته است. او مي گويد : " بسياري از افراد ، نسبت به پرداخت عشريه گرايشي ناخوشايند يا مانعي رواني دارند، زيرا خيلي از كشيش ها يا استادهاي معنوي به دادن عشريه تاكيد كرده اند! اما وقتي به وعده هاي كتاب مقدس نگاه كنيد _ مانند وعده هاي ملاكي نبي _ در مي يابيد كه عشريه دهنده توانگر مي شود. البته عشريه گيرنده هم توانگر مي شود اما اين در درجه ي دوم اهميت قرار دارد.

" كاترين پاندر " افراد بسياري را مثال مي زند كه با وجود درآمد كم شروع به دادن عشريه كردند و توانگر شدند!

 

نكته ي مهم _ يك دهم از وقت كافي نيست!

" پاندر "مي گويد ، خانمي كه گره از مشكلاتش باز نمي شد، مي گفت " نمي فهمم چرا بايد از پولم عشريه بدهم؟ من يك روز در هفته ام را گذاشته ام تا براي رضاي خدا تدريس كنم! در واقع دارم از وقتم عشريه مي دهم! " : پاندر " به او مي گويد : " كار بسيار خوبي مي كني اما مي خواهي به چه برسي؟ به وقت بيشتر يا پول بيشتر؟ " زن پاسخ مي دهد : " آنچه به راستي نياز دارم، پول بيشتر است! " " پاندر " به زن مي گويد كه كتاب مقدس را بردارد و وعده هاي مربوط به عشريه را دوباره بخواند. تمام اين وعده ها درباره ي كساني است كه ده يك از پول و دارائيهاي خود را مي بخشند. هيچ جاي كتاب مقدس نيامده كه بايد از وقت خود عشريه بدهيد! اگر چه آن هم تحسين برانگيز است منتها قانون توانگري، پرداخت عشريه از هر گونه درآمد است. "

 

مثالي از كسي كه به خاطر پرداخت عشريه به توانگري رسيد :

" رابرت لوتورنو " نابغه ي امور مهندسي كه به علت پرداخت عشريه هايش مشهور شده است، در كتابش با نام " آنچه انسان و كوه را تكان مي دهد " از دوراني مي نويسد كه با قوانين توانگري آشنا شده و تازه پرداخت عشريه را شروع كرده بود. با بهبود وضع ماليش، به خودش مي گويد كه يك سال عشريه نمي دهد و پس انداز مي كند.او به خدا مي گويد : " خدايا! صد هزار دلار، عشريه ام را سرمايه ي كارم مي كنم و در عوض، سال بعد عشريه ام را ، بيشتر، مي پردازم! " اما از همان لحظه همه ي كارهايش گره مي خورد. پشت سر هم دچار مشكلات مالي مي شود و هواي بد باعث مي شود كه كارهاي ساختمانيش، پيش نرود. در پايان سال، او صد هزار دلار قرض بالا مي آورد! او مي گويد از اين تجربه دريافتم كه قانون عشريه با وعده و وعيد به جائي نمي رسد و  شوخي ندارد!  او، آن زمان، با وجود قرضي كه بالا آورده بود، به محض دريافت درآمدي، عشريه ي خود را پرداخت و به اين رويه ادامه داد. او به چنان توانگري و ثروتي دست پيدا كرد كه بعدها مجبور شد براي توزيع درست عشريه هايش كه به ميليونها دلار مي رسيد، موسسه اي خصوصي تاسيس كند!

 

نكته ي مهم _ يادتون باشه عشريه را بايد از كل درآمدتان بدهيد .( نه از باقيمانده و پس اندازي كه ته پولتان، مي ماند. )

 

 سوال _ عشريه را به كجا بايد پرداخت؟

قوانين كهن درباره ي اينكه عشريه را بايد به كجا پرداخت، بسيار دقيق بودند چون در آن روزگار، عشريه يك قانون فراگير بود. آنها مي گفتند اولين يك دهم از مالتان بايد به عابدان و جايگاه عبادت  كه قانون عشريه را به مردم مي آموخت، سپرده بشود.اين يك دهم نبايد به نيت خاصي داده داده بشود. يعني عشريه دهنده نيايد به اين كه اين پول در كجا خرج مي شده، كاري داشته باشد. دومين يك دهم در آمد بايد به مصرف جشنها مي رسيد. سومين يك دهم درآمد، بايد به مصارف خيريه مي رسيد.

 

امروزه دانشمندان ذهني معتقدند عشريه را بايد به جائي بپردازيد، كه از آنجا كمك معنوي و الهام مي گيريد. يعني به استاد معنويتان. استادهاي معنوي كساني هستند كه آن كنش هاي ذهن را كه شفا مي بخشد و توانگري مي آورد، به شما مي آموزد. عشريه را بايد بدون چشمداشت بپردازيد. " امت فاكس" مي گويد : " نهضت حقيقت ( نهضتي كه قوانين توانگري را مي آموزد) تنها راه نجات جهان است. " پاندر " و " امت فاكس " و ساير دانشمندان ذهني، گفته اند كه " بايد بخشش و ايثارتان را به مردماني اهدا كنيد كه وجودشان منشا الهام و تعالي انسانهاست و به آدميان آن حقيقت را مي آموزند كه شفا مي دهد و مي تواند توانگر كند. " آنها مي گويند " پولتان هر جا برود، ايمانتان همان جا مي رود! "

 

سوال _ اگر عشريه را به جائي غير از جائي كه بايد بپردازيم ، پرداخت كنيم، چه مي شود؟

 " پاندر " مي گويد زني كه عشريه اش را به چند موسسه ي پزشكي پرداخته بود،  پيش او آمده بود و شكايت مي كرد كه چرا بيماريش شفا نيافته است؟" پاندر " براي او توضيح مي دهد كه او مي تواند از پولش به فقرا كمك كند يا به جاهاي مختلف ببخشد اما اين عشريه به حساب نمي آيد وبايد عشريه اش را به استاد معنوي اش بپردازد. كمك به خويشاوندان مستمند، صدقه است نه عشريه.

زن ديگري به پاندر شكايت مي كند كه چرا با وجود پرداختن عشريه اش توانگر نمي شود؟ " پاندر " از او مي پرسد كه عشريه اش را به كجا پرداخته ؟ زن پاسخ مي دهد : الان استاد معنوي اي در يك كليسا دارم كه برايم مفيد است اما عشريه ام را به همان كليسائي مي دهم كه سابقا" به آنجا مي رفتم و در آغاز با آنجا شروع كردم! مگر اهميت دارد كه عشريه را به كجا بدهم؟!

" پاندر " مي گويد : " اگر مي خواهي توانگر بشوي، به جائي عشريه ات را بپرداز كه حالا از آنجا كمك معنوي و الهام مي گيري .( چون در غير اين صورت حقي را از كسي ضايع كرده اي كه خودش كارما دارد! )ستاندن كمك معنوي از يك جا و پرداخت عشريه به جائي ديگر مثل اين مي ماند كه نزد پزشكي بروي و پولش را به پزشك ديگري بپردازي! 

 

 

سوال _ عشريه را بايد از درآمد خالص پرداخت يا درآمد ناخالص؟

" پاندر " مي گويد : دوستي مي گفت : من از درآمد خالصم ( ماليات در رفته ) عشريه مي پرداختم اما متوجه شدم هيچ وقت آنقدر پول ندارم كه مالياتهايم را بپردازم. فورا" از درآمد ناخالصم ( بدون كسر ماليات ) عشريه پرداختم و چنان گشايشي در امور ماليم پيدا شد كه ديدم به راحتي مي توانم مالياتهايم را هم بدهم!

پاندر می گه:اگر در اين لحظه دستتان آنقدر باز نيست يا هنوز آنقدر به قانون توانگري،  اعتماد نداريد كه بتوانيد از همه ي درآمدهايتان عشريه بپردازيد، لااقل از يكي از آنها به طور منظم عشريه بدهيد. هر چه بيشتر ببخشائيد، بيشتر دريافت مي كنيد. بخشيدن راه گرفتن را مي گشايد.

 

 

سوال _ اگر عشريه ندهيم، چه مي شود؟

پاندر می گه :

1 _ اگر چيزي ندهيد، چيزي نمي ستانيد. كسي كه مي خواهد مطابق با نهضت حقيقت پيش برود و به آرزوها و توانگري برسد نمي تواند از بعضي از قوانين آن تخلف كند و انتظار دريافت داشته باشد.

 

2 _ اگر داوطلبانه در راه خير ندهيد، ناگزير بايد به زور از دست بدهيد! و آن هم براي تجربه هاي ناخوشايند و مخرب زندگي. ( مثل پول بيماري، گم كردن پول، ربوده شدن مال، فنا شدن لوازمتان ، پرداخت بهاي گزاف براي تعمير لوازمي كه دم به ساعت خراب مي شوند ، به كساني كه قرض مي دهيد پولتان را پس نمي دهند، چكهائي كه دريافت مي كنيد پاس نمي شود، حقوقتان را به موقع نمي دهند  و ...) چون قانون كائنات يك دهم مال شما را متعلق به شما نمي داند و اگر آن را در راهي كه بايد ، خرج نكنيد، به هر قيمتي آن را از شما مي گيرد! بنابراين ، هر گاه چيزي از شما ربوده شد، بدانيد كه به اندازه ي كافي نبخشيده ايد! اين يك قانون ذهني مهم است كه مي گويد :

 

اگر بخواهيد در ازاي هيچ، چيزي بستانيد، چيزي از شما ربوده مي شود!

 

 

استاد معنوي فقط مي تواند عشريه هائي را كه شما به ميل خودتان به او پرداخت كرده ايد، دريافت كند. استاد اجازه نداره کسی را مجبور کند که به او عشریه بدهد چون عشریه چیزی است که فرد به میل خود به استاد می پردازد.

 

پاندر معتقده اگر شما استاد معنوي كسي هستيد يعني قوانين توانگري را به او آموختيد( يا همان نهضت حقيقت را) و او به شما عشريه پرداخت، باید حتما" آن را دريافت كنيد . چون دريافت نكردن آن يعني باور نداريد كه او با دادن آن مال به توانگري مي رسد.( يعني او را فقير فرض كرده ايد) حتي اگر دلتان نمي خواهد ، آن را دريافت كنيد و  به ديگران ببخشيد. او معتقده حتما" از پول عشريه اي كه مي گيريد ، هم ،  عشريه بدهيدو فكر نكنيد چون جزو عشريه بگير ها هستيد نبايد عشريه بدهيد.

 

اين مطلب را به استناد آيات كتب مقدس عهد عتيق براتون مي گم. در باب سوم كتاب ملاكي نبي آمده :

 " خداوند مي گويد به سمت من باز گشت نمائيد و من به سوي شما بازگشت خواهم كرد. اما شما به من مي گوئيد به چه بازگشت نمائيم.آيا انسان خدا را گول مي زند؟! اما شما مرا گول زده ايد و مي گوئيد در چه چيز تو را گول زده ايم . در عشرها و هدايا! " و گفته : " شما سخت ملعون شده ايد! زيرا شما مرا گول زده ايد! "

 

خود " كاترين پاندر " ميگه عشريه ي سخاوتمندانه ي خوانندگانش باعث شد تا اون سه كليساي جهاني حقيقت درست كنه و  در اون نهضت حقيقت رو ياد بده چون اين عشريه ها باعث شده كه اون بتونه تمام وقتش را صرف نوشتن كتاب و سخنراني هايش بكند. بنابراين هم عشريه دهنده و هم عشريه گيرنده به توانگري مي رسند.

اين درس را با وعده ي خداوند به پايان مي برم. اميدوارم همانقدر كه اين وعده ي الهي، قلب من را سرشار از عشق و آرامش مي كند ، به شما هم آرامش و شادي هديه كند!

 

در عهد عتيق آمده : " خداوند مي گويد مرا با عشريه هاي خود امتحان كنيد تا ببينيد كه آيا روزنهاي آسمان را بر شما نخواهم گشود و چنان بركتي بر شما نخواهم ريخت كه گنجايش آن نخواهد بود!!"

 

پروردگارا! كمكمان كن تا با باور وعده هاي راستين تو، به حقيقت دست بيابيم! آمين!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 4:13  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 )هدر دادن انرژی
(جلسه 78) آگاهی چاکراها
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
(جلسه 59) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60) دعای همگانی
(جلسه 61) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62)کودک خشمگین
(جلسه 63) كودك خودخواه
(جلسه 64) آداب جذابیت
(جلسه 65)آداب زندگی
(جلسه 66) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67) والد حمایتگر درون
( جلسه 68)والد نکوهشگر درون
(جلسه 69) شفای زخم کودکی
(جلسه 70) کودک جادویی درون
(جلسه 71) کودک خلاق درون
(جلسه 72) کودک معنوی درون
( جلسه 73) ذهن پو یا
(جلسه 74) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75) آگاهی برتر
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
پري دل شكسته ( نازي)
گفتنيهاي سجاد (حسين)
قانون زندگي قانون باورهاست( محمد رضا)
بالا بردن بازديد ( حسين جليلي)
روياي باراني(judge2008)
به نام آنكه همين نزديكيهاست( كوروش كبيري)
عشق پاك ما( آزاده)
مداد سپيد( آرش آريا)
پورتال جوانان ايراني(پويا روحي علمداري)
فيزيك و انديشه ( محمد رضا)
نيمه اي به نام زن( خاتون)
عضو شو ، بازي كن(سعيد)
نگاهي به ورزش و تغذيه (آيدين)
نوت هاي بي نت (marygreen)
نخ سوزن(خودم)
پسري به نام غم(محمد)
ادبيات ترسناك(Hardcore Liberal In Hell)
اس ام اس هاي عاشقانه(كيان)
قطره (گمنام)
علوم ماورا (الياس)
گروه فنگ شويي شايگان
آبنوس(آميكا)
خلوت خانه ي دل باز تو را مي طلبد( سميه)
آناليز رياضي قران(دامون طبري)
نامه هايي به همسرم( اهورا)
ملكه برفي( ماندانا)
آگاهي بيدار شده جستجوگر معنوي(چلا)
جادوی سفید ( baki)
اوشو در سرزمینی به نام ایران ( محسن)
سوسیانا(خلیفه الله)
اوریف لیم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان