تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام سلام سلام سلام سلام. همگي به نوزدهمين جلسه از كلاس جادوگري خوش اومدين. خوب! بي مقدمه مي ريم سراغ بقيه ي قوانين سيستم آرزوها.

 

 

قانون 11 _ پذيرفتن طبيب براي درمان! ( معناي واقعي توكل ) شنيدين وقتي آرزويي بر آورده نميشه بعضي ها مي گن: شايد خدا چيز بهتري براي تو خواسته واسه ي همينه كه الان اين آرزويي كه داري برآوره نميشه چون خير و صلاحت در خير بزرگ تريه؟ واقعا" همين طوره.به گذشته و آرزو هاي دورتون توجه كنين.  مطمئنم لااقل چند تا آرزو پيدا مي كنين كه با تمام وجودتون يه روزي اونهارو مي خواستين اما گذشت زمان اون ها رو تغيير داده يا حتي به اين نتيجه رسيدين كه چقدر خدا دوستتون داشته كه توي اون زمان ، اون آرزو برآورده نشده!

دوستي رو ميشناسم كه نامزدي داشت و همه ي فكرش رسيدن به اون بود.همه ي آرزوهاش هم در همين مورد بود. يك سري اتفاقات باعث به هم خوردن اين نامزدي شد. دوستم به شدت افسرده بود و مدام به من مي گفت: ديگه با خدا قهرم! همه ي آرزوهاي من بر باد رفت! من مدام بهش مي گفتم: اون آدم به درد تو نمي خورده. و اين رنج براي تو، مثل خوردن دواي تلخيه كه به مريض ميدن! با گذشت زمان، و ايجاد بهبودي، مي بيني كه خداوند شري رو از تو برگردونده! تو نمي توني با طبيبي كه اصرار داره دواي تلخ و بدمزه بخوري تا شفا پيدا كني، قهر كني!

چند سال گذشت.دوستم ازدواج بسيار موفقي كرد با همسري كه با تمام وجود اون رو دوست داشت.اما نامزد قبليش، همسرش رو رها كرد و رفت خارج از كشور.اون آدم لاابالي و  بي مسئوليتي بود و واقعا" آدم زندگي مشترك نبود.وقتي دوستم رو ديدم مي گفت نمي دونم چه طوري خدا رو شكر كنم كه چند سال پيش وقتي بهش التماس مي كردم تا آرزوم رو برآورده كنه به حرفم گوش نكرد!

پس وقتي چيزي رو ميخواي_ هر چي كه هست_ بايد بگي: خدايا اين آرزو يا چيزي بهتر از آن ، به من عطا كن! در جهت خير و صلاح همگان. اين يعني توكل به خدا و پذيرفتن اين كه خداوند بهترين خير را براي ما مي خواهد. خداوند همون طبيبيه كه ميدونه ما در هر زمان به چه دارويي نياز داريم.

 

 

 

قانون 12 _در جهت خير و صلاح همگان خواستن. ته هر آرزويي از خدا بخواه اون آرزو رو پر منفعت براي همه قرار بده! يعني در جهت خير و صلاح خودت و ديگران!

 اين به خاطر قانون " كارما" ست. اگر براي همه خير و صلاح بخواهي، خير دريافت مي كني اما اگه آرزويي كه داري، در جهت ضرر زدن به ديگران باشه، در اين صورت قطعا" شر و بدي دريافت مي كني! پس دقت كنين! سراغ آرزوهايي نرين كه توي اون ضرر ديگران نهفته است چون حتما" كارماي بدي دريافت مي كنين!

 به عنوان مثال اگه عاشق خونه ي همسايه هستين نگين خدايا اين خونه رو بده به من! بلكه بگين خدايا اين خونه و يا برتر از اون رو كه حق الهي منه، به من عطا كن در حالي كه در جهت خير و صلاح همگان باشه! و مثلا" خود همسايه خيرو بركت بزرگتري رو دريافت كنه.

 استاد من از آشنايي حرف ميزد كه هميشه آرزو داشت هر جوري كه شده صاحب خونه ي همسايه بشه! همسايه ورشكست شد و مجبور شد خونه اش رو فوري به پول تبديل كنه و به همين دليل اون زن تونست خونه ي همسايه رو به قيمت ارزوني بخره. اون زن مي تونست اون خونه رو بخواد و آرزو كنه اما به همون شيوه اي كه گفتم ، يعني در جهت خير و صلاح ديگران نه فقط در جهت خير و بركت خودش. و چون اين كار رو نكرد، "كارما"ي بزرگي دريافت كرد. به محض رفتن به خونه ي جديد، خونه آتش گرفت !و همه ي زندگي اون زن سوخت!  پس فراموش نكنيد اگه آرزوتون در جهت خير ديگران نباشه، حتي اگه برآورده بشه، براتون كارماي بزرگي رو به همراه مي آره.

 

 

قانون 13 – زنجير ها رو از پاي قوه ي تخيلتون بكنيد! يعني موقع آرزو كردن بگذاريد كه تخيلتون نا محدود پيش بره.مثلا" نگيد فقط پنج ميليون تومن براي من كافيه! نگيد " من همين يه پيكان رو دارم و همين براي من كافيه!"  وقتي قوه ي تخيلتون رو در آرزو كردن _ به كم _ محدود مي كنيد، فقط همون رو دريافت مي كنيد نه بيشتر از اون رو! بعضي ها فكر مي كنن معني شكر كردن خدا و راضي بودن اينه كه بگن :"همين هايي كه دارم برام كافيه! خدا رو شكر! " بعدش هم تعجب مي كنن چرا در هاي خير و بركت به روشون بسته است!!! نه! راضي بودن يعني لذت بردن از هر چي كه الان داري و در عين حال آماده بودن براي دريافت خير هاي بزرگتر! چون خداوند براي ما بهترين را خواسته است. پس فراموش نكنين موقع آرزو كردن نا محدود فكر كنيد!

 

 

قانون 14 _ هدف بايد مشخص و حقيقي باشد.اهداف و آرزوها دو دسته اند: اهداف حقيقي و اهداف مجازي. اهداف حقيقي اون هايي هستند كه شبانه روز بهشون فكر مي كنيم.با ياد اون ها مي خوابيم و با فكر اون ها بيدار ميشيم. اما اهدافي كه هر از چند گاهي به خاطرمون مي يايند و بعد دوباره براي مدتي از ذهنمون مي روند، اهداف واقعي نيستند. هدفي كه در موردش به خودتون مي گيد: "ولش كن! من كه بهش نمي رسم!پس ارزشش رو نداره كه بهش فكر كنم! " جزو اهداف مجازيه نه حقيقي.

اين كه هدف براي خود ما حقيقي باشه ، كافيه.چون ما به هر چيزي كه باور كنيم مي تونيم بهش برسيم، مي رسيم.پس اگه ديگران هدف شما رو باور ندارند، هيچ اهميتي نداره! فقط خود ما تعيين مي كنيم كه " حقيقي " چيست. اما فراموش نكنين هدف و آرزوي واقعي چيزيه كه هميشه همراهمونه نه يه آرزويي كه سريع تغيير مي كنه يا فراموش ميشه.

 

 

قانون 15 _ بايد بتوانيم آن هدف را ، با جزئيات، تعريف كنيم. ما بايد همه ي جزئيات آرزومون رو بدونيم. فرض كنيد آرزوتون داشتن يك خونه است .اگه همين الان غول چراغ جادو ، جلوي شما ظاهر بشه و ازتون بپرسه  " اون خونه اي كه مي خواين، چند متره؟ تو چه شهريه؟ چند تا اتاق داره؟ و ..... اگه شما خودتون هم جزئيات خونه ي روياهاتون رو ندونين، اون وقت بايد به غول چراغ جادوتون چي بگين؟!

 تا خودمون دقيق ندونيم كه چي مي خوايم، نمي تونيم به ضمير نا خود آگاهمون بگيم كه چي مي خواهيم تا اون به شعور حاكم بر هستي و كائنات اطلاع بده و اون رو خلق كنه. تا ما پيام درستي به بچه غول جادويي درونمون نديم ( ضمير ناخود آگاه ) ، اون چه طوري بفهمه كه چه پيامي رو از ما به خدا و كائنات برسونه؟ (اگه يادتون باشه توي درسهاي قبلي ارتباط خدا و كائنات و بچه غول درون رو توضيح دادم. )

اگه ماشين مي خوايم بايد بدونيم چه مدلي، چه رنگي و  چه شكلي باشه .حتي بايد بدونيم تو دوزي هاي ماشين بايد چه رنگي و چه جنسي باشه! اگه خونه مي خوايم بايد بدونيم كجا باشه؟ چند خوابه باشه؟ پرده هاش چه رنگي باشه؟ديوارهاش رنگ باشه يا كاغذ ديواري؟ معماريش چه طوري باشه؟و...

اگه همسري براي ازدواج مي خوايم بايد بدونيم چشمش چه رنگي باشه؟ قدش چقدر ؟ تحصيلاتش چي باشه؟سطح خانوادگيش چه طوري باشه؟ و .... همه ي جزئيات آرزوي مورد نظرتون رو توي دفتر مراقبه تون بنويسيد. فقط دانستن اون كافي نيست! هر چقدر واضح تر اون رو و جزئياتش رو بنويسيد ، به نتيجه ي بهتري مي رسيد.

نكته ي خيلي مهم در سيستم آرزوها _ اگه جزئيات آرزوتون رو ندونيد، بعد از برآورده شدن اون متوجه ميشين كه هر جزئي كه بهش فكر نكردين، به شكل بدي نمود پيدا كرده! يعني جزئيات نا مطلوب!

استاد من از دوستش صحبت مي كرد كه هميشه آرزو داشت زن يك ميليونر بشه! استاد من به دوستش مي گفته بايد جزئيات رو هم بدونه. اما اون خانم مي گفته : جزئيات مهم نيست.فقط ميليونر باشه! " استادم مي گفت اون اينقدر به ميليونر بودن شوهر آينده اش فكر كرد كه بالاخره خيلي عجيب با يه مرد خيلي ميليونر ازدواج كرد.اما شوهر اون به شدت خسيس بود.اون نمي گذاشت حتي يك قرونش رو كسي غير از خودش خرج كنه!

اين همون جزئيات نامطلوبه كه اگه شما جزئيات آرزوتون رو معين نكنين ، خداي نكرده  گرفتارش ميشين!

 

يك خاطره از خودم:

نمونه ي اين براي خود من هم پيش اومده. مدتها بود دلم يه حيوان خانگي مي خواست. همه اش مي گفتم: سگ من، خودش با پاي خودش، مي آد توي خونه ي ما و احتياجي نيست كه من دنبالش برم. همسرم مي گفت : بيا بريم سگ مورد علاقه ات رو بخر. و من پا فشاري مي كردم كه " اون خودش مي ياد! دلم نمي خواد بخرمش! يه روز كه من خونه ام تو در رو باز مي كني و ميگي: اين سگ مائه! هديه است! "من مدام به يه سگ پشمالو كه موهاش تا روي زمين باشه و فرفري هم باشه فكر ميكردم. اما هيچ وقت به اندازه ي اون و رفتارهاش فكر نمي كردم. ( اهميت ندادن به جزئيات) مدام مي گفتم من يه سگ با قيافه ي كارتوني مي خوام كه فقط دماغ و دو تا چشمش سياه باشه و از لاي موهاش زده باشه بيرون.فقط همين! ديگه هيچ چيش مهم نيست!

بالاخره يه روز همسرم در خونه رو باز كرد و يه سگ پشمالو با موهاي فر كه فقط سياهي دماغ و چشمهاش معلوم بود ، آورد توي خونه! قيافه اش با اوني كه توي ذهن من بود مو نمي زد! واقعا" چند لحظه مبهوت بودم كه چه جوري خيال من شكل واقعيت گرفته. موهاش هم تا زمين بود! همون جوري كه خواسته بودم! در ضمن با وجود اين كه قيمت بالايي داشت، كسي اون رو به همسرم هديه داده بود و همسرم پولي بابت اون پرداخت نكرده بود! يعني همه ي خصوصياتي كه بهش فكر كرده بودم تحقق پيدا كردند اما اون جزئياتي كه بهش فكر نكرده بودم سيصد و شصت درجه متفاوت با ميل من بود و كسي هم غير از من مقصر نبود!

من اندازه ي سگم رو براي غول چراغ جادو توضيح نداده بودم! اون گنده تر از يه پودل خونگي بود. موهاش تا روي زمين بود اما اينقدر شونه نشده بود كه پر گره بود و وقتي برديمش دكتر گفت بايد موهاش رو از ته ته بزنه! وقتي موهاش رو زديم ماهها طول كشيد تا به شكل اولش برگشت.

و از اولش عاشق همسرم بود نه من! با من ارتباطش خوب بود و هست اما وقتي همسرم بياد فقط اون رو ترجيح ميده! و اين خيلي عجيبه چون من حتي با سگ هاي وحشي توي خيابون در عرض چند دقيقه دوست ميشم در حالي كه همسرم از سگ ها مي ترسيدو هيچ وقت هيچ حيواني بااون ارتباط خوبي برقرار نمي كرد! من هرگز موقع آرزو كردن به اين فكر نكرده بودم سگي كه مي ياد توي خونمون، من رو صاحب خودش بدونه نه همسرم رو! ( دقت نكردن به جزئيات) (راستي اگه عكسش رو مي خواين ببينين توي قسمت " دوست يك جادوگر" ببينينش.)

 

تمرين: جرئيات آرزوتون رو در دفتر مراقبه بنويسيد.حتي اگه مي تونيد، اون رو نقاشي كنيد. بعد اون رو آتش بزنيد تا به " انرژي برتر" تبديل بشه.هرگز مطالبي رو كه در مورد آرزوهاتون مي نويسيد، دور نريزيد. چون دست نوشته ها به خاطر انرژي كلمات كه پشتشون مخفيست، مقدس هستند و ما با پاره كردن اون ها، در واقع به عزت نفس خودمون توهين مي كنيم و اين پيام بسيار بدي براي ناخودآگاه ماست.

 

قانون 16 _سپردن اين بار به خداوند! آرزو مثل يك "بار " مي مونه كه ما بايد در شبي تاريك، حملش كنيم تا به مقصد برسه. اگه خودمون بخوايم حملش كنيم، مدام سنگيني اون رو ،احساس مي كنيم و چنان دست هامون پره كه حتي نمي تونيم شمعي روشن كنيم تا جلوي پامون رو ببينيم! حتي اگه از دور دست نوري بياد، اون بار چنان جلوي ديدمون رو گرفته كه چيزي رو نمي بينيم! بعلاوه بايد تمام راه نگران سالم به مقصد رسوندن اون باشيم و از كجا معلوم كه راهزنها اون رو از ما ندزدند؟ آيا شما بايد با راهزنها بجنگيد؟ آيا در اثر حوادث مختلف، اون رو از دست نمي ديد؟ فراموش نكنيد" جنگ از آن خداست نه انسان! "

 پس فقط يك راه وجود داره! اين بار رو به خدا بسپريد! توي قوانين قبلي هم گفتم كه چگونگي به انجام رسيدن آرزو ربطي به ما نداره! شما فقط اون آرزو رو در جهت خير همگان، از خدا بخواهيد و بعد از اون ، آروم و شاد، بدون دغدغه و نگراني، منتظر دريافت اون آرزو باشيد.

"اسكاول شين" "سپردن بار " را اين گونه تعريف مي كند: "در طبيعت، تنهاچيزي كه به يك جسم وزن مي بخشد، قانون جاذبه است.اگر بشود سنگريزه اي را به اندازه اي كه بايد، بالابرد و از اين سياره ، دور كرد، به بي وزني مي رسد! " او مي گويد وقتي عيسي مسيح مي گفت ((بياييد نزد من اي همه ي  گران باران! و يوغ مرا بر خود گيريد، زيرا يوغ من خفيف است و بار من، سبك! من شما را آرامش خواهم بخشيد. )) منظور همين سپردن بار به خداوند بوده است.سپردن بار به هشياري برتر (خدا )يعني رساندن بار به عرصه اي كه " بار سبك شده است! " يعني به بي وزني رسيده است.

 

 

در "مزمور 55" مي خوانيم:"نصيب خود را به خداوند بسپار و تو را رزق خواهد داد."جنگ از آن خداست نه انسان! تنها وظيفه ي انسان اين است كه آرام بگيرد.در انجيل آمده: "بايستيد و نجات خداوند را ببينيد.خداوند براي شما جنگ خواهد كرد و شما خاموش باشيد."

 

تمرين :بارها و بارها تكرار كنيد"اين بار را به  الوهيت باطنم ( خدا ) مي سپارم تا خودم شاد و هماهنگ و متعالي باقي بمانم." مي تونيد بعد از آرزوتون، بارها و بارها اين جمله رو در دفتر مراقبه تون بنويسيد.

 

نكته ي مهم: هميشه سحر بعد از تاريك ترين زمان شب از راه مي رسه! اغلب، قبل از موفقيت عظيم، شكست ظاهري رخ مي ده.گويي كه همه ي جريان ها، بر خلاف مسير طبيعي خودشون، پيش ميرن و همه چي خلاف ميل ما ميشه! و افسردگي و نااميدي بر هشياري انسان سايه مي اندازه.در اين زمان، همه ي ترس هايي كه در نيمه ي تاريكمون پنهان كرديم، آشكار ميشند. توي اين شرايط، به ياد داشته باشيد اين ترسها دارن آشكار ميشن تا از درون ما، به سطح بيان و بيرون ريخته بشن!در اين زمان بيشتر از هميشه بايد بارها رو به خدا بسپريد و سعي كنيد آروم باقي بمونيد.

در عهد عتيق _كتاب دوم تواريخ _باب بيستم آمده:" يهوشافاط كه در محاصره ي دشمن ( دشمن يعني تنگدستي، بيماري، يا هر وضعيت ناخوشايند ديگر) گرفتار شد، سنجهايش را به هم كوبيد و خدا را شكر كرد كه نجات يافته است!

 

" فلورانس اسكاول شين" به شاگردي كه از او پرسيد "آخر چقدر بايددر تاريكي ماند؟" پاسخ داده :"آنقدر كه بتوان در تاريكي ديد. و سپردن بار، اين توانايي را به آدمي مي دهد كه در تاريكي ببيند. "

 

خوب! قوانين سيستم آرزوها همچنان ادامه داره ! پس حتما" اين تمرين ها رو انجام بديد و منتظر پست بعدي باشين!

 

خدايا!همه ي بارها را به تو مي سپارم تا در تاريكي ها، سحري را كه از راه مي رسد، ببينم! ياريم كن! آمين!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 20:13  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 )هدر دادن انرژی
(جلسه 78) آگاهی چاکراها
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
(جلسه 59) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60) دعای همگانی
(جلسه 61) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62)کودک خشمگین
(جلسه 63) كودك خودخواه
(جلسه 64) آداب جذابیت
(جلسه 65)آداب زندگی
(جلسه 66) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67) والد حمایتگر درون
( جلسه 68)والد نکوهشگر درون
(جلسه 69) شفای زخم کودکی
(جلسه 70) کودک جادویی درون
(جلسه 71) کودک خلاق درون
(جلسه 72) کودک معنوی درون
( جلسه 73) ذهن پو یا
(جلسه 74) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75) آگاهی برتر
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
پري دل شكسته ( نازي)
گفتنيهاي سجاد (حسين)
قانون زندگي قانون باورهاست( محمد رضا)
بالا بردن بازديد ( حسين جليلي)
روياي باراني(judge2008)
به نام آنكه همين نزديكيهاست( كوروش كبيري)
عشق پاك ما( آزاده)
مداد سپيد( آرش آريا)
پورتال جوانان ايراني(پويا روحي علمداري)
فيزيك و انديشه ( محمد رضا)
نيمه اي به نام زن( خاتون)
عضو شو ، بازي كن(سعيد)
نگاهي به ورزش و تغذيه (آيدين)
نوت هاي بي نت (marygreen)
نخ سوزن(خودم)
پسري به نام غم(محمد)
ادبيات ترسناك(Hardcore Liberal In Hell)
اس ام اس هاي عاشقانه(كيان)
قطره (گمنام)
علوم ماورا (الياس)
گروه فنگ شويي شايگان
آبنوس(آميكا)
خلوت خانه ي دل باز تو را مي طلبد( سميه)
آناليز رياضي قران(دامون طبري)
نامه هايي به همسرم( اهورا)
ملكه برفي( ماندانا)
آگاهي بيدار شده جستجوگر معنوي(چلا)
جادوی سفید ( baki)
اوشو در سرزمینی به نام ایران ( محسن)
سوسیانا(خلیفه الله)
اوریف لیم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان