تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. اميدوارم تا حالا تونسته باشين تمرين هاي نيمه ي تاريك رو انجام داده باشين و يه ليست از ويژگيهايي كه به ديگران فرافكني مي كنين و همين طور صفاتي كه بهشون بار احساسي دارين، پيدا كرده باشين. حالا به مهم ترين قسمت رسيديم. اين كه چه طوري اين صفات رو بپذيريم تا جلوي تكرار شدن درس هاي زندگيمون رو بگيريم.

اولين چيزي كه بايد انجام بديم اينه كه بفهميم هر كدوم از صفت هايي كه در نيمه ي تاريكمون قايمش كرديم چه موهبتي رو براي ما به همراه داشته؟ يا به عبارت ديگه بفهميم اون صفت چه طوري مثل پوسته ي سفالي بوداي طلايي از ما محافظت كرده. مثال مي زنم . باشه؟

 

دوست من به ديگران صفت منفي  ترسو...  و صفت مثبت خوب و دوستداشتني  و... فرافكني ميكرد اما اگه كسي همين ها رو به اون نسبت مي داد به شدت عصباني ميشد. خوب ! پس اين ها حتما همون صفاتي بودن كه اون در نيمه ي تاريكش قايم كرده بود و واسه ي همين هم در ديگران تشخيصش ميداد.

 اون به ياد آورد اولين بار وقتي ترسيد كه تنها توي اتاق بخوابه مامانش باهاش دعوا كرد و بهش گفت تو مگه ترسويي؟ از داداشت ياد بگير. مامانش واسه ي تنبيه اون، اين رو كه اون شبها مي ترسه تنها بخوابه، توي جمع عنوان كرد.همه اون رو نصيحت كردن كه بده آدم الكي بترسه.

اون همون جا بدون اين كه چيزي از نيمه ي تاريك بدونه (يعني به صورت نا خود آگاه)، فهميد بايد ترس رو توي وجودش قايم كنه. از اون موقع به بعد اون هميشه مواظب بود كسي نفهمه كه اون از خيلي چيز ها مي ترسه. اون هميشه از اين شكايت مي كرد كه آدم هاي اطرافش خيلي ترسوئن.

من بهش گفتم اون هم ترسوئه و به همين دليل مدام اين صفت رو به ديگران نسبت مي ده و به همين دليل مدام آدم هاي ترسو سر راهش قرار مي گيرن. بعد از آموزش نيمه ي تاريك قبول كرد كه ترسوئه اما در آغاز پذيرش ترسو بودن، بيشتر حالش رو بد مي كرد. اون مي گفت چقدر نفرت باره كه من هم يه ترسو هستم!

 از اون پرسيدم فكر مي كني صفت ترسو بودن كه تو در خودت پنهانش كردي ، چه موهبت مثبتي براي تو داشته؟ بالاخره بعد از كلي مرور خاطرات، اون به ياد آورد كه براي اين كه مخفي كنه كه مي ترسه، اتاقش رو از برادرش جدا كرده. و توي مدرسه هميشه داوطلب مي شده كه بره پاي تخته، واسه همين معلمش هميشه ازش تعريف مي كرده. اين انگيزه ي اون بوده براي درس خوندن و جواب دادن و پيشرفت درسيش. بعلاوه اون به خاطر ترسو بودن، هميشه از دعوا پرهيز مي كرد و آدم محتاطي بود.اين محتاط بودن باعث شده بود اون گرفتار خيلي از مشكلاتي كه دختر هاي هم سن اون داشتن، نشه. خوب! اين ها همون موهبت هايي بودن كه صفت ترسو بودن براي اون به ارمغان آورده بود، پس چرا اون بايد از داشتن اين ويژگي وحشت و نفرت داشته باشه؟

در مورد صفت دوستداشتني و خوب ، اون با چند بار تنبيه در بچگي و مقايسه شدن با ديگران، احساس كرده بود اونقدر كه بايد خوب نيست و هيچ وقت مورد پذيرش ديگران قرار نمي گيره. اون خودش رو يه آدم نا موفق مي دونست. معتقد بود ديگران موفقن، خوبن، پذيرفته مي شن اما اون اونقدر كه بايد، خوب نيست.

من بهش گفتم فكر مي كني صفت خوب نبودن كه تو در خودت پنهانش كردي، چه موهبتي براي تو داشته ؟ اون گفت هميشه براي اينكه اين ويژگي رو در خودش پنهان كنه، مدام سعي مي كرده لباس تميز بپوشه. بهترين آرايشگاه ها بره تا احساس كنه قابل پذيرفته شدنه، و سعي مي كرده هميشه در كمك به ديگران پيشقدم بشه تا مورد پذيرش ديگران واقع بشه.براي همين، همه تا مشكلي براشون پيش مي اومد،سراغ اون مي اومدن و اون رو به عنوان يه مشاور خوب مي پذيرفتن.

 

تمرين: حالا من از شما مي خوام روبروي اون ليست از صفاتي كه در نيمه ي تاريكتون دارين و به ديگران فرافكني مي كنين، بنويسين كه فكر مي كنين اولين بار چه زماني تصميم گرفتين اون رو در خودتون پنهان كنين؟ و بعد بنويسين براي پنهان كردن اون چه كارهايي كردين؟ و فكر كنين ببينين كه اون صفت چه موهبتي رو براي شما به همراه داشته؟

 

خوب، بعد از " پرده برداري از صفات نيمه ي تاريك " و " فهميدن موهبت هر صفت" نوبت ميرسه به " تملك اون ويژگي".

 

تمريناتي براي تملك يك ويژگي:

 

1 _ از بين بردن بار احساسيمان به آن ويژگي: تملك يك ويژگي يعني  ابتدا بار احساسي اي رو كه به اون كلمه داريم از دست بديم.ادا كردن يك واژه با صداي بلند  و به دفعات باعث مي شه كه مقاومت ما در برابر اون از بين بره و اگه كسي ما رو به اون ويژگي بخونه ، ناراحت نشيم و در نتيجه بتونيم اون ويژگي رو بپذيريم. مثلا" اگه يكي از واژه هاي ناراحت كننده براي من " ناموفق " باشه؛ بايد بارها با صداي بلند تكرار كنم: " من ناموفق هستم." بهتره اين تمرين دو نفره انجام بشه. يعني از يك دوست بخوايم  كه روبروي ما بنشينه به چشمهامون نگاه كنه وبعد از ما تكرار كنه: تو نا موفق هستي! و بار ها و بارها اين تمرين تكرار بشه تا احساس كنيم بار احساسيمون به اون كلمه كم شده.

مي دونم كه براي ما پذيرش اين مفهوم دشواره چون به ما ياد دادند كه هيچ گاه مطالب منفي درباره ي خودمون به زبون نياريم.مثلا" اگه احساس بي ارزشي كنيم، تظاهر مي كنيم كه چنين احساسي نداريم.در محل كار وانمود مي كنيم بي ارزش نيستيم.مدام پشت نقاب باارزش بودن پنهان مي شيم و سعي مي كنيم كسي نفهمه كه چقدر احساس بي ارزشي مي كنيم.ما اين جنبه ي خودمون رو نمي پذيريم و مدام درباره ي بي ارزشي ديگران پيش داوري مي كنيم.

 جمله اي از خود دبي فورد مي گم كه خيلي مشمئز كننده است اما واقعيت اين موضوع رو به ما نشون مي ده. دبي فورد مي گه :  " به ما گفته اند تائيد، حال ما را خوب مي كند. اما اگر روي مدفوع را با بستني بپوشانيم، پس از دو سه قاشق بستني ،  دوباره مزه ي مدفوع را احساس مي كنيم!  وقتي ويژگي هاي منفيمان را بپذيريم، ديگر نيازي به تائيد دروغين نداريم، چون مي دانيم كه هم ارزشمند هستيم هم بي ارزش، هم زشت و هم زيبا، هم تنبل و هم وظيفه شناس.آنگاه نزاع در درون ما به پايان مي رسد و مي توانيم از خشمي كه نسبت به خود داريم ، دست بكشيم و خودمان و ديگران را ببخشيم و آسوده شويم ."

 

2 _فرياد زدن با صداي بلند: اينكار براي رها كردن احساسات سركوب شده خيلي مهمه.اگه جايي رو دارين مثل مقابل دريا و ... كه بدون آزار ديگران مي تونين فرياد بزنيد و صفاتتون و حتي دلخوري هاتون از زندگي رو فرياد بزنيد، كه عاليه. در غير اين صورت، براي اين كه مزاحم كسي نشيد، سرتون رو در بالش فرو ببريد و صفاتتون رو فرياد بزنيد.فراموش نكنيد كه مشكلات جسماني ما هم ناشي از احساسات سركوب شده است. دبي فورد مي گه اگه به شما ياد دادند كه " اصولا" فرياد زدن كار بديه "من به شما ياد آوري مي كنم كه " آنچه كه نمي توانيد باشيد، نمي گذارد كه باشيد!"

 

3 _چماق زدن:وقتي صفتي رو كه به ديگران فرافكني مي كنين ،نمي تونين به عنوان ويژگي خودتون بپذيرين و در مورد اون دچار يه خشم پنهان هستين، يه چوب يا يه راكت پلاستيكي بردارين. چند تا بالش جلوي روتون بگذارين و مجسم كنين كه اون بالش ها همون جنبه ايست كه نمي پذيرين. اون وقت تا مي تونين خشمتون رو با اون چوب يا راكت، سر بالش ها خالي كنين! و بعدش مقابل آينه بنشينيد و بگيد " من ،.... هستم! " ( .... يعني همون صفتي كه به ديگران فرافكني ميكنين.)

 

نكته: بعضي ها ، فكر مي كنند ،اين تمرين با تمرين هاي مثبت انديشي و مثبت حرف زدن متناقضه. اما اين طور نيست. اگه بارها كلمه ي مثبتي رو به زبون مي آرين يا بارها تصوير سازي ذهني مي كنين،  اما هيچ اتفاق مثبتي نمي افته، براي اينه كه چيز هايي در نيمه ي تاريك دارين كه نپذيرفتين. پس با اطمينان بهتون مي گم كه به تملك در آوردن صفات نيمه ي تاريك يكي از مثبت ترين تمرينات ذهنيه و توليد ماند نمي كنه.

 

 

تمرين:هر ويژگي در درون ما يك شخصيت فرعي رو به وجود مي آره كه ما مي تونيم اون رو به شكل يك موجود زنده با خصوصياتي منحصر به خودش تجسم كنيم.

اين تمرين رو وقتي خيلي آسوده هستين، صبح زمان بيدار شدن يا قبل از خواب، بعد از يك پياده روي مطبوع يا بعد از حمام انجام بدين. مي تونين يه موسيقي ملايم بگذارين يا شمع روشن كنين. آخه اين يه آشنايي با شكوهه! همه ي قسمت هاي وجودتون كه به وسيله ي شما ، طرد شدن، دور هم جمع شدن تا از شما بخوان كه اون ها رو هم بپذيرين و ببخشين و دوست داشته باشين!

چند دقيقه نفس هاي مرتب و آروم بكشين تا آروم بشين. بعد مجسم كنين كه وارد يك اتوبوس بزرگ شدين.توي اين اتوبوس همه ي صفت هاي شما به شكل آدم هاي زنده وجود دارند.  مي تونين، اون ها رو، زن، مرد، سالم، مريض، پير، جوان، زيبا، زشت، با خصوصيات بدني و فيزيكي و رفتاري مختلف ببينين. حتي مي تونين ويژگي هاتون رو به شكل حيوانات  ببينين. هر چيزي كه به ذهنتون اومد همون درسته. سعي نكنين تجسماتتون رو خوشگل كنين!

هر بار كه اين تمرين رو انجام مي دين به سراغ يكي از مسافر هاي اين اتوبوس برين. راننده نگه مي داره تا شما با يكي از اون ها به هواخوري برين.مجسم كنين اون مسافر، كدوم يكي از ويژگي هاي شماست.براش اسم بگذارين. ببينين به نظرتون چه طوري لباس پوشيده. حتي باهاش صحبت كنيد. ازش بپرسين كي براي اولين بار به وجود اومده و چه موهبتي رو براتون به ارمغان آورده؟ و ازش بپرسين كه براي يكپارچه شدن با شما به چي نياز داره؟و دلش مي خوادچي بهتون بگه؟ خيلي به خودتون وقت بدين كه در مورد هر چيزي كه دلتون مي خواد از خاطرات اون ويژگيتون در گذشته ي زندگيتون ، بدونين، با اون ويژگيتون صحبت كنين. در پايان بهش بگين كه شما اون رو به عنوان قسمتي از وجودتون مي پذيرين و دوستش دارين. مجسم كنين كه اون رو به هر شكل و قيافه اي كه هست ، گرم و مهربون، در آغوش مي كشيد!

بعد دوباره با اون سوار اتوبوس بشين. از ويژگيهاتون تشكر كنين و بهشون بگين كه دفعه ي بعد باز هم براي پذيرش اون ها به اون اتوبوس مي رين. بعد از اين تمرين لااقل ده دقيقه در باره ي چيز هايي كه بهشون فكر كردين بنويسين و اگه وقت كردين شكل اون ويژگي رو نقاشي كنين. مهم نيست كه چقدر نقاشي بلدين. در ضمن اگه زود به نتيجه نرسيدين ، نااميد نشين. بعد از چند بار انجام اين تمرين، كم كم  ضمير نا خود آگاه شما به يادتون مي آره كه اون ها از چه زماني شكل گرفتن.( ما هم وقتي به تمرين هاي " كودك درون " رسيديم، باز سراغ اين ويژگي ها مي ريم.حتما" روي اين ويژگي ها كار كنين.)

 

مثال: دوست من ويژگي ترسو بودنش رو به صورت يه دختر زشت آبله رو با بيني بزرگ  مي ديد كه جوراب هاش پاره بودن و اسمش كتي مسخره بود. اون ويژگي حساس بودنش رو به شكل يه دختر گريه ئومي ديد كه يك بند گريه مي كرد و بينيش رو بالا مي كشيد.

 يا مثلا" خود من يه شخصيت لجباز توي وجودم دارم كه اون رو به شكل يه پسر بچه ي بي ادب مي بينم كه هر چي مي خواد پاهاش رو مي كوبه زمين و جيغ مي كشه! وقتي من ازش پرسيدم تو چه موهبتي براي من داشتي؟ مي دونين چي گفت؟ به من گفت: اگه من نبودم تو براي به دست آوردن هيچ چيزي تلاش نمي كردي!

يا مثلا" اون ويژگي دوست داشتن حيوانات رو كه در من هست، به شكل يك دختر بچه كه توي بغلش يه گربه ي مامانيه و چند تا توله سگ كوچولو هم دارن از رو كله اش بالا مي رن مي بينم. اما اون يه جوجه ي مرده رو هم توي كيفش قايم كرده! وقتي از اون جوجه ازش پرسيدم به من گفت:من اون رو كشتم! نمي دونستم مي ميره! و وقتي ازش پرسيدم چه موهبتي براي من داشته ، به من گفت: از وقتي اين جوجه مرد، با همه ي وجود سعي كردم حيوانات رو دوست داشته باشم و بهشون كمك كنم! تو اين حست رو مديون مردن اين جوجه هستي! پس خودت رو به خاطر كشتن اون جوجه ببخش!

(اين مثال رو زدم تا اگه داستان من و جوجه رو توي پست هاي قبل خوندين، متوجه بشين كه چه جوري بايد موهبت هر ويژگي رو پيدا كنين.)

 

 

يادآوري :يك بار ديگه لازم مي بينم بگم كه نپذيرفتن همه ي ويژگيهامون باعث چي مي شه و چرا بايد نيمه ي تاريكمون رو پيدا كنيم؟

 

اين رو با يك مثال، از قول خود دبي فورد كه در حال حاظر بزرگترين استاد آموزش نيمه ي تاريكه و در خيلي از كشور هاي دنيا مراكز درماني داره ، و حتي بيماران لاعلاج جسمي و يا سرطاني رو از اين طريق شفا داده، مي نويسم. شما اون رو در باره ي هر صفتي از نيمه ي تاريك مي تونين بررسي كنين.

اون در باره ي خودش ميگه:" من با مردهاي زيادي آشنا مي شدم اما انگار هيچ كدوم از كساني كه من دوستشون مي داشتم، من رو نمي خواستن و سريع من رو ترك مي كردن.من خودم رو دوست نداشتم. اين دوست نداشتن رو در نيمه ي تاريكم پنهان مي كردم. اما همين باعث مي شد همه چيز و همه كس، فقدان عشقي را كه به خودم داشتم،به من باز مي تاباندند.( يعني هر كس كه با من آشنا مي شد صفت دوست نداشتن من رو ، كه در درونم پنهانش كرده بودم، دريافت مي كرد و اون هم بعد از مدتي احساس مي كرد من رو دوست نداره و اين درسي بوده كه تكرار ميشده).

 دبي فورد ميگه وقتي صفاتي كه در من بود و به خاطر اون ها خودم رو دوست نداشتم، پذيرفتم و ياد گرفتم با پذيرش نيمه ي تاريكم، خودم رو دوست داشته باشم،آن وقت، مرداني را يافتم كه من را مي پذيرفتند و دوست مي داشتند.

مادامي كه جنبه اي را در خودمان نمي پذيريم، افرادي را به زندگيمان جذب مي كنيم، كه آن جنبه را از خود نشان مي دهند يا يادمان مي آورند.هستي پيوسته در تلاش است تا به ما نشان بدهد كه واقعا" چه كسي هستيم تا ياريمان كند كه يكپارچه بشويم.ما نمي توانيم بدون نفرت، عشق را و بدون بدي، خوبي را بشناسيم. كامل بودن بهتر از تظاهر كردن به خوبيست.اگه همه ي صفات نيمه ي تاريكمان را بپذيريم ، نياز نداريم آن ها را به ديگران فرافكني كنيم. وقتي عاشقانه به همه ي ويژگيهايمان نگاه كنيم،وجود ما يكپارچه مي شود .در اين حالت مي توانيم همه ي نقاب هايمان را برداريم و جهان درونمان را در آغوش بكشيم. هنگامي كه سعي مي كنيم وانمود كنيم كه شخص به خصوصي نيستيم،اغلب نقطه ي مقابل آن شخصيت مي شويم! به عبارت ديگر، اين حق را از خودمان دريغ مي كنيم كه انتخاب كنيم، حقيقتا" مي خواهيم كه در زندگي چه چيزي باشيم!"

 

خوب! من اين جا مي خوام مبحث نيمه ي تاريك رو به پايان ببرم.اما هنوز هزاران تمرين ديگه در مورد كشف سايه وجود داره . انجام تمرين هاي نيمه ي تاريك خيلي سخته! قبول دارم! اما نااميد نشين! به صورت طبيعي " منيت ما" با شناخت سايه مقابله مي كنه چون همه ي ما ترجيح مي ديم باور كنيم كه بهترين هستيم و اين ديگران هستند كه خطاكارند!

 اما خواهش مي كنم اگه من هنوز نتونستم قانعتون كنم كه اين تمرينات رو انجام بدين، به كتاب نيمه ي تاريك نوشته ي دبي فورد مراجعه كنين . چون اون جا اين مطالب خيلي كامل تر نوشته شده و مثال هاي زيادي داره كه مي تونه كمكتون كنه. باز هم مثل قبل اگه سوال خصوصي در اين مورد داشتين، توي ياهو مسنجر به آدرس من كه هم نام اسم وبلاگمه، آف بگذارين( لطفا" ايميل نگذارين) و اگه سوالاتتون خصوصي نبود ، ترجيح مي دم ،توي نظرات وبلاگ بگذارين تا همه ازش استفاده كنن.از دوستاني كه دير جواب آف هاشون رو دادم همين جا عذر خواهي مي كنم.

 

اين مبحث رو با جمله ي زيبايي از گاندي به پايان مي برم: " تنها شيطان هايي كه در جهان وجود دارند، آنهايي هستند كه در قلبمان به جست و خيز مشغولند!  فقط در آنجاست كه بايد جنگيد! "

 

خدايا! كمكمان كن تا خود را از نو، تعبير كنيم! آمين!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 1:50  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 )هدر دادن انرژی
(جلسه 78) آگاهی چاکراها
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
(جلسه 59) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60) دعای همگانی
(جلسه 61) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62)کودک خشمگین
(جلسه 63) كودك خودخواه
(جلسه 64) آداب جذابیت
(جلسه 65)آداب زندگی
(جلسه 66) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67) والد حمایتگر درون
( جلسه 68)والد نکوهشگر درون
(جلسه 69) شفای زخم کودکی
(جلسه 70) کودک جادویی درون
(جلسه 71) کودک خلاق درون
(جلسه 72) کودک معنوی درون
( جلسه 73) ذهن پو یا
(جلسه 74) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75) آگاهی برتر
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
پري دل شكسته ( نازي)
گفتنيهاي سجاد (حسين)
قانون زندگي قانون باورهاست( محمد رضا)
بالا بردن بازديد ( حسين جليلي)
روياي باراني(judge2008)
به نام آنكه همين نزديكيهاست( كوروش كبيري)
عشق پاك ما( آزاده)
مداد سپيد( آرش آريا)
پورتال جوانان ايراني(پويا روحي علمداري)
فيزيك و انديشه ( محمد رضا)
نيمه اي به نام زن( خاتون)
عضو شو ، بازي كن(سعيد)
نگاهي به ورزش و تغذيه (آيدين)
نوت هاي بي نت (marygreen)
نخ سوزن(خودم)
پسري به نام غم(محمد)
ادبيات ترسناك(Hardcore Liberal In Hell)
اس ام اس هاي عاشقانه(كيان)
قطره (گمنام)
علوم ماورا (الياس)
گروه فنگ شويي شايگان
آبنوس(آميكا)
خلوت خانه ي دل باز تو را مي طلبد( سميه)
آناليز رياضي قران(دامون طبري)
نامه هايي به همسرم( اهورا)
ملكه برفي( ماندانا)
آگاهي بيدار شده جستجوگر معنوي(چلا)
جادوی سفید ( baki)
اوشو در سرزمینی به نام ایران ( محسن)
سوسیانا(خلیفه الله)
اوریف لیم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان