![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد. |
|
سلام و هزاران سلام به شما و تبريك براي رسيدن بهار زيبا و سال نو و آرزوي اينكه امسال سال نمايان شدن طرح الهي و پر بركت همگيمان باشد. با زايش مجدد سال نو و بهار ما هم مي خوايم با هم درباره ي " زايش كودك جادويي درون " صحبت كنيم با استفاده از نوشته هاي دكتر كاپاچيونه. ما در اين قسمت از درسها مي خوايم كودك شفا يافته ي درونمون رو كشف كنيم. اون هدايايي براي ما به همراه داره عين هداياي سال نو! هداياي كودك درون عبارتند از : شيطنت و بازيگوشي، شگفتي، خود انگيختگي و في البداهگي، تفريح و سرگرمي. كودك درون براي كساني كه دلي جوان دارند و سعي در شفاي كودك درونشون داشته اند _ به رغم سن و سال اونها – سحر و جادو مي آفرينه چون كودك دروني كه احساس ايمني و محبت كنه ، دلي گشوده و ذهني باز داره و آزاده كه دوست بداره و دوستش بدارند. اكنون مي خواهيم كودك بازيگوش، كودك خلاق و كودك معنوي درونمون رو كشف كنيم. همه ي اين جنبه هاي كودك جادويي درون ( منظور همان كودك شفا يافته است) پيوندي نزيك دارند اما چهره هاي مختلف روحي يكسان را نشان مي دهند. اما هر كدام اونها نيازها و هداياي خاص خودش رو داراست. اين جنبه هاي كودك درون را " كودك جادويي، كودك بازيگوش، و كودك گرانقدر " خوانده اند. اين كودك شفا يافته ( كه با تمرينات گذشته كم كم به اون دست پيدا كرده ايم) كودكيست كه جوهر وجودش عشقه : نوزاد مقدس، فرزند تقدس! چون اين كودك درون ماست كه ما رو انسان نگه مي داره و ما رو به سوي جوهر الهيمون – خداي درونمون _ هدايت مي كنه. خوب! براي كمك به خودتون براي يافتن اين كودك شفا يافته اول بايد به اون يك هديه ي عالي بديد. كاري كه در عين سادگي ممكنه براي بعضيهامون سخت يا بي معني باشه اما اميدوارم بعد از انجام تمرينات تا اين مرحله از خودشناسي، بتونين اين كار فوق العاده را انجام بديد . چه كاري؟ پس خوب گوش بديد! در زير كارهايي رو كه به عيان و رها شدن و شفاي كودك بازيگوش درونتون كمك مي كنه مي خونيد. _ بگذاريد كودك درونتون بازي كند! كودك بازيگوش درون كودكي طبيعيست كه مي تواند حقيقتا" شاد باشد ، مانند نوزادي كه صرفا" از زنده بودن سرخوش است و به وجد مي آيد. كودك بازيگوش درون ، داراي گنجايش و توانايي شادماني راستينه نه جايگزين هايي كه بزرگسالان اونها رو تفريح و سرگرمي مي نامند. البته منظور به هيچ وجه رفتار بچگانه يا تظاهر به كودك وار بودن نيست.كودك بازيگوش درون از تفريحاتي ساده لذت مي بره " مانند دويدن در فضاي باز، بازي با حيوانات دست آموز، پياده روي در پارك، خوردن ميوه اي آبدار، آواز خوندن زير دوش، يا كنار دوستي نشستن و ... اگه نمي دونيد داريد اداي بازيگوشي رو در مي آريد يا واقعا " كودك درونتون داره از بازيگوشيتون لذت مي بره به جمع بازي بچه ها بريد. خوب نگاهشون كنيد. ببينيد كه بازي مثل نفس كشيدنشون براشون عادي و طبيعيه. دنبال بهانه مي گردند تا بازي كنند و هر فعاليتي را براي خودشان به بازي تبديل مي كنند. به هنگام مشاهده ي بچه ها توجه كنيد، كه از چه چيزهايي لذت مي برندو ببينيد كه چطور بي واهمه شادي را با حالت چهره و صدا و حركات بدن و كلماتشون نشون مي دهند. ( حالا به خودتون فكر كنيد. دست از منقبض نگه داشتن عضلات صورتتون برداريد. يه نفس راحت بكشين و بچه بشين! شادي رو با اعضاي صورتتون و وجودتون حس كنيد. گذشته هر چي بود رفته اما شما در هر شرايطي كه هستيد هنوز زنده ايد! هنوز براي دوست داشتن و شاد بودن فرصت داريد! يا الله ! از چي مي ترسين! شادي كنيد! بازي كنيد! ) وقتي به اينجاي درسها مي رسم بارها ديده ام كه افراد ظاهرا" تصميم به رها كردن خودشون مي گيرند اما در واقع سريع يك راه به نظر خودشون شيك و با كلاس پياده مي كنند كه به خودشون بگن من دارم بازيگوشي مي كنم اما در واقع با انتخاب كم خطر ترين نوع بازي و ورزش ( كه خطري براي خدشه دار شدن چهره ي بزرگسالشون نداشته باشه) در واقع خودشون رو فريب مي دن! براي بازي كردنتون باز قاعده هاي بزرگسالانه وضع نكنيد لطفا"! مثلا" نگيد من با فلان ورزش كودكم رو شاد مي كنم. بدون حضور كودك بازيگوش درون هر ورزشي كه به شكل وظيفه و سخت و خشك و بيروح انجام بشه فقط يك وظيفه ي شاق و خسته كننده مي شه. هر ورزش يا تمريني كه كودك بازيگوش درون را سرگرم نكنه، نهايتا" محكوم به فناست چون هدف از انجام اون شاد شدن درونمون بوده .پس ، از كودك بازيگوش درونتون با استفاده از روش گفتگوي دو دستي بپرسيد كه واقعا" چي دلش مي خواد. چه ورزش يا بازيگوشي رو دوست داره. شايد به جاي انجام حركات وزنه برداري يا ايروبيك در يك باشگاه با كلاس ترجيح مي ده با پاهاي گلي وسط گل و لاي باغچه بالا و پائين بپره و آواز بخونه! تمرين _ كشيدن تصوير كودك بازيگوش درون : 1 _ بگذاريد كودك بازيگوش درونتون با دستي كه به اون تسلط نداريد تصوير خودش را در حال بازي بكشه و با همون دست بنويسه كه دوست داره براي سرگرمي و تفريح چه كارهايي بكنه. 2 _ با كودك بازيگوش درونتون وارد گفتگوي نوشتاري بشيد. با دستي كه به اون تسلط داريد از اون بپرسيد كه در اين لحظه از زندگيتون مي خواد چگونه بازي كنه. ببينيد كدام يك از زمينه هاي زندگيتون جاافتاده اند؟ آيا كودك درونتون در روابط ، ورزش، تفريحات و ساير زمينه هاي زندگيتون نقش فعال داشته ؟ از او بپرسيد در كنار كدام يك از افراد زندگيتون احساس آرامش و آسودگي مي كنه و در كنار كدام آنها احساس نا آسودگي ؟ و بگذاريد با دستي كه به اون تسلط نداريد پاسخ بده. 3 _ از كودك بازيگوش درونتون بخواهيد با دستي كه به اون تسلط نداريد ، تصوير كارهايي را كه در اين لحظه در زندگيتون دلش مي خواهد انجام بدهد، بكشد. كودك درونتون مي تونه زير اين تصاوير هر جمله اي كه دلش مي خواد بنويسه. بهتره كه اين جملات به زبون حال باشه. مثلا" : دارم در غروب آفتاب كنار ساحل مي دوم و مثل نسيم آزادم و ... 4 _ تصاوير را در جايي قرار بديد كه بتونيد اكثر مواقع آنها را بينيد. از آنها به صورت عبارات تاكيدي بصري استفاده كنيد، به صورت يادآوري نيازها و خواسته هاي كودك درونتون. نكته ي مهم _ باز هم تاكيد مي كنم با عقايد و پيش فرضهاي كليشه اي و قراردادي خودتون و كودك درونتون رو در بند نكشيد و محدود نكنيد. شايد كودك درونتون گاهي اصلا" دلش نخواد فعال باشه يا گاهي فقط دلش بخواد دست به هيچ كاري نزنه يا تفريح كنه. به دوران كودكيتون فكر كنيد و به كودكي بچه هاي ديگه دقيق بشيد. وقتي بچه بوديد خوب مي دونستيد كه چطور از دلپذير ترين راه بازي كنيد. حالا هم همون كار رو بكنيد. براي به ياد آوردن كودكي كه قبلا" بوده ايد تمرين زير رو انجام بديد. تمرين _ كودك بازيگوش گذشته ها : 1 _ با دستي كه بر اون تسلط نداريد، بگذاريد كه كودك درونتون درباره ي يكي از تجربه هاي لبريز از بازيگوشي و نشاط دوران كودكيتون بنويسه. 2 _ بگذاريد كودك درونتون با دستي كه به اون تسلط نداريدتصوير اين تجربه را بكشه. خنده و تفريح و بازي : همه ي ما دوست داريم بخنديم اما اغلب اون رو فراموش مي كنيم . چون وقتي والد نكوهشگر درون اداره ي امور رو در دست مي گيره، زندگي عبوس و بيروح ميشه و ما شور و شوق زندگي رو از دست مي ديم. حتي شايد در اين شرايط بيمار بشيم. بيماري يكي از راههايي است كه كودك درون توسط اون عشق و توجه مي ستاند. كودك درون به اندازه اي احساس وانهاده شدن مي كنه كه تنها چاره را بيماري مي بينه تا شخص بالاجبارهر كاري را كه در دست داره زمين بگذاره و به بستر بيفته! نكته ي خيلي مهم _ اگر مستقيما" به كودك درونمون گوش ندهيم، كودك درون از راه بيماري، غير مستقيم ، با ما سخن خواهد گفت و ما رو وادار به شنيدن مي كنه! پس انتخاب با خود ماست! تمرين _ خنديدن : 1 _ از كودك بازيگوش درونتون بخواهيد كه همه ي راههايي را كه ازآن طريق مي تونيد فضايي براي خنده و بازي در زندگيتون ايجاد كنيد، با دستي كه به اون تسلط نداريد، برايتان بنويسد. 2 _ با دستي كه بر اون تسلط داريد، قرار دادي با كودك بازيگوش درونتون امضا كنيد تا يكايك اون كارها رو انجام بديد. دقيقا" بنويسيد كه چه زماني، كدام كار درخواستي اون رو انجام مي ديد. اين برنامه را در تقويمتون بنويسيد كه فراموش نكنيد و به اون متعهد بباشيد. تمرين_ بازي: در يك جمله ميشه گفت كه شفاي راستين يعني بازيابي شادي درون. در دوستانتون جستجو كنيد و كسي رو بيابيد كه كودك بازيگوش درونتون بتونه آزادانه در كنارش احساسهايش را بيان كند. از او دعوت كنيد تا با شما به محل بازي كودكان، پارك، كنار دريا يا محيطي بيايد كه كودك درون هر دوي شما بتونه آزادانه خودش رو نمايان كنه. جايي كه بتونين مثل بچگيهاتون قايم موشك و گرگم به هوا بازي كنيد. اگه والد نكوهشگر درون شما اهل قضاوت شديده و زير بار نمي ره كه در حضور ديگري بازي كنيد عيبي نداره. به تنهايي و در خلوت به مكاني بريد كه بتونيد بازي كنيد.اما در هر حال بازي كنيد. تمرين _رقص و موسيقي و حركت : اينها به كودك بازيگوش درون كمك مي كنند تا خودش رو نمايان كنه. يه موسيقي بگذاريد و بگذاريد كودك درونتون آزادانه با موسيقي حركت كنه، بپره، بچرخه، بخزه و هر احساسي رو كه داره با موسيقي بيرون بريزه. تمرين _خريد اسباب بازي : براي كودك درونتون اسباب بازي دلخواهش رو بخريد. كودك درون هميشه بچه است و رشد نمي كنه بنابراين هميشه نياز به اسباب بازي داره.( علت اينكه خيلي از پدر مادرها واقعا" از خريد اسباب بازي براي بچه هاشون لذت مي برن اينه كه اونها در واقع براي كودك درون خودشون نياز به اسباب بازي دارند اما گاهي فكر مي كنند چون بزرگ شده اند نبايد اين كار رو بكنن. اما وقتي بچه اي دارن بهانه ي خوبي پيدا مي كنن تا بتونن اين نياز خودشون رو در قالب نياز كودكشون برآورده كنن. اما شما كه اين رو مي دونيد با خودتون رو راست باشيد. چه عيبي داره براي كودك درونتون يه اسباب بازي بخريد؟! بخصوص اسباب بازي اي كه در دوران كوذكي از اون محروم بوده ايد؟) كتابهاي شيرين بچگانه بخريد و گاهگاهي اونها رو بخونيد. تمرين _ مهموني كودكانه: مي تونيد يك جشن بالماسكه مخصوص كودك درون ترتيب بديد تا هر كس لباس كودكانه ي دلخواهش رو بپوشه. اسم اين مهموني رو بگذاريد مهموني كودك درون يعني هر كسي كودك درونش رو به مهموني مي آره! و هر كسي هم با خودش اسباب بازي دلخواهش رو مي آره! تمرين _ نقاشي يا مجسمه سازي و ... : فقط براي دل خودتون با مداد رنگي يا شمعي يا گچ مثل دوران بچگي نقاشي و خط خطي كنيد. با خمير بچه ها مجسمه درست كنيد. هر نوعي از اين جور كارها به رها شدن كودك بازيگوش درونتون كمك مي كنه. تمرين _ نوشتن ياد داشت پر محبت : با دستي كه به اون تسلط داريد براي كودك درونتون ياد داشتهاي پر محبت و تشويق آميز بنويسيد. بعد با دستي كه به اون تسلط نداريد از طرف كودك درونتون براي خودتون يادداشتهاي شيرين و سرگرم كننده بنويسيد. تمرين _ روز بازي بزرگسالان : مي تونيد روزي را به روز بازي بزرگسالان اختصاص بديد. چند دوست رو دور هم جمع كنيد تا در اين روز ، شما بزرگسالان ، مثل بچه ها با هم بازي كنيد. يادتون باشه يكي از موثر ترين راهها براي جوان موندن اينه كه بگذاريد كودك بازيگوش درونتون بيدار باشه و نقش فعالي در زندگيتون داشته باشه. تمرين هشياري : با دستي كه به اون تسلط داريد مشاهدات و تجربه هايي را كه درباره ي كودك بازيگوش درونتون داشتيد بنويسيد. كودك بازيگوش درونتون در زندگيتون چه نقشي رو بازي مي كنه ؟ به تمرينهايي كه انجام داديد خوب فكر كنيد. چه چيزي رو كشف كرديد؟ آيا كودك بازيگوش درونتون فعال و بيداره ؟ در چه زمينه هايي فعاله؟ اگه فعال نيست چه كارهايي مي تونيد انجام بديد تا بتونيد اون رو فعال كنيد؟ خدايا! كمكمان كن تا در آغاز فصل رويش، كودك بازيگوش درونمان به تولدي سبز دست يابد و عيان شود! آمين! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 18:53 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
سلام و هزاران سلام. با آرزوي بهترينهاي خداوند براي همگي تان مي ريم سراغ ادامه ي درسهاي كودك درون، با استفاده از نوشته هاي دكتر كاپاچيونه. تا اينجا فهميديم كه مكاتب روانكاوي و روان درماني و ذهني و .... همه توافق داشته اند كه تجربه هاي حل نشده ي دوران كودكي برسراسر زندگي انسان تاثير مي گذاره و درست مثل سنگريزه هايي كه اگر به درياچه اي پرتاب بشه امواج كوچكي توليد مي كنه كه تا دوردستها پيش مي ره، تاثير رويدادهاي كودكي هم تا مدتها باقي مي مونه. البته نظريه هاي مربوط به درمان اين مشكلات متفاوته : شيوه هاي درماني فرويد و يونگ و آدلر و ... تفاوتهايي با هم داره اما شيوه ي درمان هر چي كه باشه هدف مشترك همه ي اونها يك چيزه : شفاي زخمهاي كودكي! در اين قسمت ما مي خوايم در نقش مشاور كودك آزار ديده اي كه هنوز در درونمون زندگي مي كنه بر شفاي گذشته هامون متمركز بشيم. مي خوايم با زخمهاي خودمون روبرو بشيم تا بتونيم اونها رو شفا بديم.براي اين كار تمرينهايي وجود داره. _ تمرين تولد من : در اين تمرين گرايشهايي را كه درباره ي تولدتان داريد كشف مي كنيد تا بتونيد تجربه هايي را كه ترجيح مي داديد داشته باشيد باز بيافرينيد. ۱ _ با كودك درونتون گفتگو كنيد. بگذاريد كودك درونتون با دستي كه به اون تسلط نداريد درباره ي تولدتون بنويسه. از ديگران درباره ي تولدتون چه شنيده است؟ آيا خودش خاطره اي داره ؟! درباره ي تولدتون چه احساسي داره ؟ 2 _ با دستي كه به اون تسلط داريد براي كودك درونتون توضيح بديد كه مي خواهيد اون نوع تولدي را كه دوست دارد و شايسته ي اوست به او عطا كنيد! از كودك درونتون بخواهيد كه دقيقا" به شما بگه كه چه نوع تولدي مي خواهد. بگذاريد كودك درونتون با دستي كه بر اون تسلط نداريد تولد دلخواهش را به زمان حال بنويسد. اكنون با دستي كه بر آن تسلط نداريد تصوير تولد تازه اي را كه كودك درونتون توضيح داده بكشيد. _ مشاور خود شدن : دوران كودكي ما مي تونه لبريز از احساس تنهايي بوده باشه .وقتي بزرگ مي شديم، چه بسيار احساسها و تجربه هايي كه نمي تونستيم درباره ي اونها صحبت كنيم يا حتي شايد شنونده اي نداشتيم. اما حالا كودك درونمون مي تونه درباره ي اونها صحبت كنه وما مي تونيم به اونها گوش بديم.در تمرينهاي بعدي ما از نظر زمان به گذشته مي ريم تا با كودكي كه روزگاري بوديم، همراه بشيم و در نقش مشاور كودك درون گذشته مان، آسايش و عشقي را كه از اون محروم بوده ايم به خودمان پيشكش كنيم. _ تمرين مشاوره با كودك گذشته ها : 1 _ با دستي كه بر اون تسلط نداريد، تصوير زماني از كودكيتان را بكشيد كه احساس آزردگي يا غم و انده يا طرد شدن كرده ايد، ولي كسي را نداشته ايد كه به شما تسكين بدهد. 2 _ با دستي كه به اون تسلط داريد توضيح بديد كه اكنون اينجاييد و مي خواهيد بگذاريد كه كودك درونتون احساسهايش را احساس كند، و با خيال آسوده آنها را با شما در ميان بگذارد. از كودك درونتون بخواهيد كه با دستي كه به اون تسلط نداريد آنچه را كه اتفاق افتاد و احساسي را كه داشت بنويسد. 3 _ از كودك درونتون بپرسيد كه آيا براي بهبود حالش به چيزي نياز دارد؟ از او بخواهيد كه تصوير خودش رو براي شما بكشه ، سرشار از احساس ايمني و آسايش و غوطه ور در عشق و محبت. 4 _ آنگاه از كودك درونتون بخواهيد با دستي كه به اون تسلط نداريد هر چيز ديگري را كه مي خواهد با شما در ميان بگذارد برايتان بنويسد. در زمانهاي مختلف و گاه به گاه اين تمرين رو تكرار كنيد. هر بار بر تجربه ي كودكي متفاوتي متمركز بشيد. اگه نمي دونيد كدام تجربه را انتخاب كنيد ببينيد در اين لحظه از زندگيتون چه احساسهايي به سراغتان مي آيند. مثلا" اگر اخيرا" وضعيتي ، احساس وانهاده شدن را در وجودتان بر انگيخته است ، اين تمرين را اانجام دهيد. از نظر زمان به عقب بر گرديد تا به نخستين احساس وانهاده شدن كه به خاطر مي آوريد برسيد. در اينجا بعضي از احساسهايي را كه مي توانيد با كودك درون گذشته تان به كشف آن ها بپردازيد، نام مي بريم. وحشتزده _ بيمار _ تنها _ غمگين _ آزارديده ي جسمي يا عاطفي _ مورد سو استفاده قرار گرفته _ ماتم گرفته _ وانهاده _ خسته و فرسوده _ محزون _ تحت الشعاي ديگران، قرار گرفته _ آشفته و پريشان _ نا اميد _ گمشده _ خشمگين _ خجالتي _ _ فرايند ماتم گرفتن : بخش مهمي از شفاي كودك درون ، فرايند ماتم گرفتن است! كاپاچيونه مي گويد تعمدا" واژه ي " فرايند " را به كار مي برم چون رو يا رويي با اندوه مدفون شده ي خويش، زمان و نيرو مي طلبد. مورد سو استفاده قرار گرفتن فقط به معني جنسي نيست بلكه موارد مختلف دارد.كساني كه وقتي بزرگ مي شوند ، سرانجام روزي در مي يابند كه هيچ گاه كودكي واقعي نداشته اند و از همان كودكي مي بايست در نقش " كودكاني بزرگ سال " مثلا " براي خواهر ها و برادرهاي كوچكترشان پدري يا مادري كنند، هم احساس مي كنند مورد سو استفاده واقع شده اند. ( حتي اگر شرايط خانه و پدر و مادر به گونه اي بوده كه قصد اين كار را نداشته اند و ...) آنها مي بينند مسئوليت ديگران بر شانه هاي كوچك آنها بوده است ، هرگز درست بازي نكرده اند، و مثلا" كارشان اين بوده كه مدرسه بروند ، درس بخوانند، كارهاي منزل را انجام بدهند و پرستاري بچه هاي كوچكتر از خود را به عهده بگيرند. در هر حال وقتي شخص به پا مي خيزد و احساس مي كند و اقرار مي كند كه سرش كلاه رفته و يا كودكيش از دستش ربوده شده ، سرانجام اين نيرو را پيدا مي كند كه اندوه خودش را عيان كند و تنها در اين زمان مي تواند به مرحله ي"پدري و مادري كردن مجدد" برسد. وقتي براي كسي ماتم مي گيريم ، اين كودك درون ماست كه ماتم مي گيره و اگر ما اجازه نديم كه دوره اش رو طي كنه به درد مي چسبيم. درست مثل آدمي كه وقتي شديد گريه اش مي گيره ، جلوي گريه اش رو بگيره در اين صورت اينقدر بهش فشار مي آد كه نمي تونه حتي آب دهنش رو قورت بده! اندوه بيان و عيان نشده آسيبهاي عاطفي و جسمي زياد به ما مي رسونه. ( دانشمندان گفته اند خيلي از آدمهاي مبتلا به سرطان كساني هستند كه عزيزي رو از دست دادند يا دچار باز نشستگي شده اند يا اندوهي بزرگ دارند اما اون اندوه رو در درونشون پنهان كردند و احساساتشون رو عيان نكردند. ) وقتي ما ماتم مي گيريم ، بايد سريع به اين نتيجه برسيم كه اين يك علامته! علامت اينكه كودك آسيب پذير درونمون نياز به احساس كردن داره. شايد خشمگينه و مي خواد فرياد بكشه! شايد نياز داره كه گريه كنه، يا در آغوش گرفته بشه، يا در نهايت ملاطفت باهاش رفتار بشه! اين والد مهرآميز درون ماست كه مي تونه در لحظه هاي شكننده ي اندوه ، مراقبت از كودك درون ما رو به عهده بگيره. _تمرين وداع : بنابراين وقتي داريد تمرينات مربوط به كودك درون رو انجام مي ديد، در لحظات زيادي ممكنه دچار اندوه بشيد. از يادآوري خاطرات تلختون يا فقدان جانكاه بعضي افراد يا حيوانات دست آموز يا يادآوري از دست دادن چيزهايي كه برايتان ارزشمند بوده اند يا ... در هر حال بايد اول به حد كافي براي اونها ماتم بگيريد و بگذاريد احساسات نهفته تون بيرون ريخته بشه! بگذاريد كودك درونتون از طريق دستي كه بر اون تسلط نداريد، درباره ي احساسهايش صحبت كند. بگذاريد اشكهاتون سرازير بشه. اون وقت با دستي كه به اون تسلط داريد، به كودك درونتون اطمينان خاطر بديد كه كاملا" درست و طبيعيه كه كودك، اون اندوه رو احساس و سپس گريه كنه. اين باعث ميشه با خالي شدن بار احساسي به خاطراتتون وداع با اندوه هاي نهفته براتون راحت تر بشه. _ تمرين شخص مهرآميز درون : اگر مراقبت از كودك درونتون رو كاري دشوار مي دونيد، شايد بهتره كه شخصي رو به ياد بياريد كه در دوران كودكيتان در كنارش احساس ايمني و محبت مي كرديد. تمرين زير كمكتون مي كنه تا اين فرد رو به ياد بياريد. 1 _ بعضي از افراد مهرآميز دوران كودكيتان را به خاطر بياوريد. اين افراد چگونه عشق و علاقه شان را نشان مي دادند؟ بر يكي از اين افراد تمركز كنيد. 2 _ با دستي كه بر اون تسلط نداريد، درباره ي موقعيتي از دوران كودكيتان بنويسيد كه احساس مي كرديد مورد محبت قرار گرفته ايد.موقعيتي را شرح بديد كه خردسال بوديد و اين فرد به شما توجه كرده بود. 3 _ اگر در اين زمان از زندگيتون چيزي ناراحتتون مي كنه، با اون شخص مهرآميز گذشته ها گفتگو كنيد. با دستي كه بر اون تسلط نداريد، براي اون درباره ي مسئله تون بنويسيد. آنگاه بگذاريد تا شخص مهرآميز گذشته ها با دستي كه بر اون تسلط داريد، پاسخ اون رو براتون بنويسه. _ تمرين اوقات خوش : براي شفاي كودك درون گذشته ها، بايد اوقات خوش را هم جشن گرفت. اگه فقط به خاطراتي كه بايد براشون ماتم بگيريد توجه كنيد اون وقت دچار عدم توازن و بدبيني مي شيد. اگه اوقات خوش را مورد قدر داني قرار نديم، خودمون رو از منابع عظيم درونمون محروم كرده ايم. توانايي شادمان كردن خود مهارتيست كه حتما" بايد اون رو به كار ببريم. تمرين زير رو براي اين كار انجام بديد. از كودك درون گذشته هايتان بپرسيد كه آيا در دوران كودكيش زمان يا موقعيتي بوده كه خوشحال بوده؟ از كودك درونتون بخواهيد كه با كشيدن تصوير يا نوشتن درباره ي اون، با دستي كه به اون تسلط نداريد، تجربه اش را با شما سهيم بشه. از خوشحالي اون لذت ببريد . جشن بگيريد. پايكوبي كنيد و احساسات شادمانه تان را بروز بديد. _ تمرين نوشتن نامه به والدين يا پرستار دوران كودكي خود : 1 _ بگذاريد كودك درونتون با دستي كه بر اون تسلط نداريد، نامه اي براي يكي از والدين يا پرستاران دوران كودكيتون بنويسه. از ديدگاه تازه اي كه با انجام تمرينات كودك درون ياد گرفته ايد ، بگذاريد كودك درونتون هر چه كه مي خواهد، در نامه اش بنويسد. 2 _ اگر احساس مطلوبي ايجاد مي كنه، بگذاريد كودك درونتون با دستي كه بر اون تسلط نداريد، نامه اي براي عفو و بخشايش به يكي از والدين يا پرستاران كودكي بنويسه. اين نامه براي ارسال كردن يا دادنش به اون فرد نيست بلكه فقط براي شفاي خودتونه. محتواي اين نامه بايد حقيقي باشه و از ته دل بر بياد پس اگه فعلا" احساس عفو و بخشايش به والدينتون نداريد از روي اجبار اين نامه رو ننويسيد. صبر كنيد تا به موقع خود و به طور طبيعي پيش بياد. _ تمرين هشياري: با دستي كه بر اون تسلط داريد، احساس خودتون رو درباره ي تمرينات بنويسيد و بگيد كه به هنگام انجام اين تمرينات كه براي شفاي زخمهاي دوران كودكي بود، چه احساسي داشتيد؟ خدايا! كمكمان كن تا با مرهم عشق تو، زخمهاي كودكيمان را التيام ببخشيم! آمين! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 13:38 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|