![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد. |
|
سلام و هزاران سلام براي همه ي شما دوستان همراه. مي ريم سراغ ادامه ي درس خودمون . امروز مي خوايم بر اساس نوشته هاي دكتر كاپاچيونه در مورد اينكه چه طوري مي تونيم والد حمايتگر درونمون رو بيدار كنيم حرف بزنيم. اما اول بايد بدونيم كه والد حمايتگر چيه و چه نقشي در آسايش كودك درون ما داره. نكته ي مهم _ در درون همه ي ما حمايتگري وجود داره كه بقاي ما رو تضمين مي كنه. فرويد اون رو " من متعالي " ناميده و يونگ اون رو " پرسونا " ناميده. در روانشناسي نوين گاهي اون رو " والد " يا " حمايتگر " يا " كنترل كننده " مي نامند. اين حمايتگر باعث ميشه كه ما بعد از دوره ي كودكي بقا مون ادامه پيدا كنه. اون با سنجيدن قوانين و قواعد محيط ما رو مصون نگه مي داره و از كودكي مي آموزه كه چه چيزهايي در چشم اطرافيانش خوبه و چه چيزهايي بده و خودش رو با اونها وفق مي ده و .... ما اين بحث رو ادامه نمي ديم چون همه ي اينها رو گفتم تا دوستاني كه در روانشناسي سررشته دارند بدونند كه والد حمايتگر درون كه ما مي خوايم در موردش حرف بزنيم من متعالي فرويد نيست. و اين فقط يك تشابه اسميه. والد حمايتگر: توي درس قبلي با هم درباره ي رابطه ي بين والد مهرآميز و كودك درون حرف زديم. حالا مي خوايم بگيم كه پدري و مادري كردن بدون حمايت ناقصه. چرا؟ چون يه نوزاد رو مجسم كنين. اون اگه تحت حمايت والدينش قرار نگيره هم از نظر عاطفي و هم جسمي نمي تونه دوام بياره. كودك درون هم همين طوره. والد حمايتگر مدافع حقوق كودك درونه.اون حد و مرزهايي را تعيين مي كنه و وقتي مي بينه كودك درون در معرض آزار ديدن يا طرد شدنه امور جهان بيرون رو بر عهده مي گيره. نكته _ براي اينكه والد حمايتگر بتونه از ايمني كودك درون مراقبت كنه بايد نيازهاي راستين كودك رو بشناسه. اينجا نقش والد مهرآميز اهميت پيدا مي كنه. چون والد مهرآميز با ملايمت و شفقت يه فضاي امن به وجود مي آره تا كودك درون بتونه نيازهاش رو صادقانه بيان كنه اون وقت والد حمايتگر از جانب كودك درون بر مي خيزه تا موضع اون رو به جهان اعلام كنه! نكته _ همه ي ما خصوصا" كساني كه احساس مي كنند به نحوي مورد سواستفاده واقع شده اند حتما" بايد بياموزيم كه با والد حمايتگر درونمون تماس برقرار كنيم والا نا خودآگاه دوباره باعث مي شيم كه كودك درونمون به موقعيت آزاردهنده برگرده و در معرض خشونت و آزار قرار بگيره. نكته _ والد حمايتگر درون به ما اجازه مي ده كه به طرزي محكم به افرادي كه مي كوشند ما رو كنترل كنند يا به بازي بگيرند " نه " بگيم. اون به سوي اون دسته از مشكلاتي كه افراد خودشون بايد راه حلش رو پيدا كنند كشيده نميشه.اون به شيوه اي وسواس آميز نمي شتابه تا ديگران رو نجات بده . كار اون تضمين ايمني و تماميت كودك درونه. اون مي خواد كه كودك درون خودش باشه و در ميان اعضاي خانواده ي درون ( كودك درون _ والد مهراميز درون_ والد نكوهشگر و ....) جايگاه بر حق خودش رو داشته باشه. اون كمك مي كنه تا ما نخست خودمون كودك درون رو ببينيم و صداش رو بشنويم و بعد ديگران. نكته _ والديني كه بيش از حد طبيعي حمايتگرند و مدام مي خواهند همه چيز فرزندانشون رو تحت كنترل خودشون داشته باشند و دنيا رو از پشت عينك ترس و وسواس خطرهاي واقعي يا خيالي مي بينند و مدام به طفلشون خطرات احتمالي رو گوشزد مي كنند، از كاه كوه مي سازند و در كودك تنش مزمن ايجاد مي كنند.اين حمايت سالم نيست بلكه كنترل كردن بي حد و اندازه است و در كودك افسردگي و عصيان شديد يااحساس مسئوليت مفرط مي كنه به نحوي كه كودك فكر مي كنه بايد از والدينش هم مراقبت كنه. چنين والديني خودشون كودك دروني وانهاده و وحشتزده دارند. فرزندان چنين والديني به اندازه ي كودكاني كه مورد آزار و خشونت جسمي قرار مي گيرند آزار مي بينند.اونها هميشه احساس مي كنند كه كسي حرمتي براي زندگي شخصي اونها قائل نميشه و احساس مي كنند كه فاصله ي مورد نيازشون با ديگران بلعيده شده. به همين دليل ممكنه ستيزه جويانه زره بپوشندتا از هجوم به زندگي شخصيشون دفاع كنند.اين افراد واقعا براشون حياتيه كه ياد بگيرند تا والد حمايتگر درونشون رو پيدا كنند والا همه ي عمر فكر مي كنند فقط وقتي خوشبختي رو تجربه مي كنند كه كه عمرشون صرف پيدا كردن كسي بشه كه نقش والد حمايتگرشون رو به عهده بگيره و تازه اگه اين شخص رو هم پيدا كنند اونها هميشه به شكل قرباني باقي مي مونند و هيچ گاه ريشه ي احساس تهي بودنشون رو پيدا نمي كنند. لطفا" آخرين نكته ي ذكر شده رو يك بار ديگه با دقت بخونيدخصوصا" كساني كه احساس مي كنند فقط با بودن يك فرد در زندگيشون خوشبختن والا دنيا تموم شده است، كساني كه دربرابر ديگران خيلي پرخاشگر و بي اعتمادند، كساني كه مدام از پدر و مادرشون انتقاد مي كنند چون احساس مي كنند به حد كافي از اونها حمايت نشده و ...همه و همه بايد بدونند كه همه ي اينها ناشي از اينه كه هنوز نتونستن والد حمايتگر كودك درونشون رو پيدا كنند و به همين دليل دنبال حمايت ديگران هستند.همه ي ما رگه هايي از اين رو در وجودمون داريم پس خوبه يك بار ديگه آخرين نكته ي مهم رو بخونيم تا آماده بشيم براي باقي درس. تمرين1_ كشيدن تصوير والد حمايتگر خود : با دستي كه به اون تسلط داريد كودك درونتون و والد حمايتگرتون رو به هر شكلي كه تو ذهنتونه بكشين. در تصويرتان والد حمايتگر را در حال حمايت كودك درونتون از آزار و فشار دنياي بيرون بكشيد. تمرين 2_ گفتگو با والد حمايتگر: با دستي كه به اون تسلط ندارين از زبان كودك درونتون بنويسيد كه در كدام زمينه هاي زندگي به حمايت نياز داره. با دستي كه به اون مسلطين از زبان والد حمايتگر درونتون از كودك بخواين كه دقيق توضيح بده و نيازهاش رو بگه تا بتونين ازش حمايت كنين.بعد از اين گفتگوي دو دستي، با دستي كه به اون تسلط ندارين والد حمايتگرتون رو در حال انجام يكي از خواسته ها و نيازهاي كودك درونتون بكشيد. حالا به اونچه كشيديد خوب فكر كنيد. والد حمايتگر براي برآوردن نيازهاي كودك درونتون چي مي گه يا چه مي كنه؟! ايفاي نقش : " فريتز پرلز" يك فن درماني رو بنا نهاده به نام " گشتالت تراپي " كه توي كتاب روانشناسي كمال نوشته ي دوآن شولتس در مورد اون توضيحات مفيدي داده شده . براي اين كار شما بايد يه يار مطمئن داشته باشيد كه كمكتون كنه. شما اول از كودك درونتون در گفتگوي دو دستي سوال مي كنيد كه در برابر چه كسي مي خواد از اون حمايت كنيد. اون وقت شما نقش كودك درونتون رو بازي مي كنيد و از دوستتون مي خوايد نقش كسي رو كه كودك مي خواد دربرابرش حمايت بشه ، را بازي كند.( من فعلا توضيح بيشتري در اين باره نمي دم چون بعدها دوباره بهش مي رسيم) _ پيدا كردن نمادهاي حمايت : از بدو تاريخ ، انسانها سمبلها و نمادهايي براي خودشون مي ساختند كه مظهر چيزهاي مختلفي مثل عشق، قدرت، باروري و ... بوده. به شكل تنديس يا گردنبند يا هر چيز ديگه. اين نماد رو حتي در رقصهاي آييني هم نشون مي دادند. يه چيزي رو كه دوست دارين به عنوان تعويذ و سمبل اينكه والد حمايتگرتون هميشه آماده ي حمايت از كودك درونه داشته باشين و گاهگاهي با نگاه و استفاده كردن از اون ياد خودتون بيارين كه بايد والد حمايتگر كودك درونتون باشين. اون مي تونه هر چيزي باشه مثل يه تسبيح يا گردنبند يا نقاشي يا ... مي تونين از خود كودك درونتون بپرسين كه چي رو مي پسنده. تمرين 3_ نمادهاي حمايت در نقاشي: ۱ _ با دستي كه به اون تسلط ندارين بگذارين تا كودك درونتون تصويري نمادين براي حمايت بكشه.هر چيزي كه اون به عنوان نماد بكشه خوبه. فكر خودتون رو بهش تحميل نكنين. اون ممكنه يه كبوتر يا حتي حلزون يا يه غار يا آدم يا سپر سحرآميز يا سنگ يا ... رو بكشه. آنچه مهمه اينه كه بگذارين كودك درونتون نماد منحصر به فردش رو بكشه. ۲_ با دستي كه به اون تسلط ندارين از زبان كودك درونتون درباره ي حمايتي كه از اون تصوير انتظار داره بنويسيد. بگذاريد كودك درونتون درباره ي ويژگيهاي اون تصويري كه كشيده براتون حرف بزنه . اين ويژگيها زاييده ي تخيل اونن و اصلا مهم نيست كه شما اونها رو تائيد مي كنين يا نه. بگذاريد هر چي مي خواد تخيل كنه. 3 _ اين تصوير رو به عنوان نماد و تمثيلي براي تمركز به هنگام مراقبه يا مواقعي كه نياز به بيدار كردن والد حمايتگر درونتون دارين به كار ببريد. من چند تا نمونه از تخيلاتي رو كه افراد از قول كودك درونشون درباره ي نمادي كه نقاشي كرده بودند، نوشته اند براتون مي نويسم كه ببينيد اون مي تونه چقدر تخيلي باشه : _ آنچه از حمايتگرم مي خوام اينه كه وقتي احساس خطر دارم من رو نامرئي كني و نگذاري هيچ كس من رو ببينه. _ آنچه از حمايتگرم مي خوام اينه كه تا گفتم اجي مجي ظاهر بشي و كمكم كني مخصوصا وقتي اعتماد به نفس ندارم كه حرف بزنم. _ آنچه از حمايتگرم مي خوام اينه كه هر وقت در خطر بودم فوري به من بگي و يه كاري كني بال بزنم و از خطر ها دور بشم. و... نكته ي مهم _ طلب حمايت از اقتدار برتر: اين طلب حمايت در همه ي اديان وجود داره. ما با دعا و نيايش در واقع از اقتدار برتر كمك مي طلبيم. در مراقبه و در سكوت مي تونيم به اين فكر كنيم كه اين اقتدار برتر در درون خود ماست. ( مگه نه اينكه خداوند در هر چيز هست بي آنكه در اون حل شده باشه و مگه نه اينكه خدا از رگ گردن به ما نزديكتره؟)پس اين اقتدار برتر همون خداي درون ماست ( كاپاچيونه اون رو ضمير برتر يا خويشتن خويش مي نامه ) . در سكوت بنشينيد و به اين فكر كنيد كه هر وقت اين اقتدار برتر رو صدا بزنيد به شما كمك خواهد كرد. تمرين هشياري : بعد از انجام همه ي اين تمرينات با دستي كه به اون تسلط داريد، همه ي انديشه ها و احساسهايي رو كه درباره ي والد حمايتگر درون داريد بنويسيد. تجربه هايي رو كه هنگام تمرينات داشتيد بنويسيد. آيااحساس كرديد كه والد حمايتگر درونتون رو تونستين بيدار كنين؟ كي و چه طوري؟چه اتفاقي افتاد؟ خدايا! تو حمايتگر راستيني. پس ياريمان كن تا حمايت كردن خود را از تو بياموزيم. آمين!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 15:59 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|