![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد. |
|
سلام و سلام و هزار سلام. با ادامه ي درس آداب زندگي اومدم تا با هم يك گپ درست و حسابي بزنيم. توي درس پيش براتون توضيح دادم كه چرا ما بايد آداب رو رعايت كنيم. امروز مي خوام كمي بيشتر درباره ي آداب بگم. يكي از سوالاتي كه خيلي از شما زياد براي من نوشتيد در باره ي اعتماد به نفسه.خيلي از دوستان خوبم براي من از نداشتن اعتماد به نفس حتي در انجام تمرينات حرف زده و نوشته اند. من چند تا از آداب اعتماد به نفس رو براتون مي گم. _ آداب و اصول بالا بردن اعتماد به نفس: 1 _ روش ركورد گذاري و سيستماتيك بالا بردن اعتماد به نفس :به دنبال چند تا شكست پي در پي اعتماد به نفس ما پائين مي آدو به دنبال چند موفقيت اعتماد به نفس بالا مي ره. براي اينكه اعتماد به نفستون بالا بره در مشارطه كردن براي انجام كارها يا حتي تمرينات يك دفعه سنگ بزرگ رو براي پرتاپ انتخاب نكنيد كه موفق نشيد و توي ذوقتون بخوره. از مشارطه هاي كوچك و انجام كارهاي كوچك شروع كنيد كه مي تونيد راحت تر انجامش بديد و بعدش هم حتما" از خودتون قدرداني كنين.به اين مي گن روش ركورد گذاري براي خود. مثلا" يكدفعه نگين ديگه تا آخر عمر به فلان موضوع فكر نمي كنم چون وقتي موفق نشين ترس از شكست پيدا مي كنيد و اين خودش باعث شكستهاي بعدي ميشه. همون طور كه گفتم از مشارطه هاي كوتاه مدت شروع كنيد مثلا" از يك ساعت. بعد ركورد زمانيتون رو بكنين يك ساعت و ربع و بعد ...همين جور بيشتر. اين يعني موفقيت در هر ركورد خودش ايجاد اعتماد به نفس بيشتر مي كنه. 2 _ هيچ گاه تصميمي نگيريد مگر اينكه مطمئن به انجامش باشيد: مثلا" وقتي به كسي قول مي دين كه سر ساعت هشت پيش اون برين اما چند بار پياپي بدقولي مي كنين و نمي رين در واقع ضمير ناخود آگاه شما اين پيام رو دريافت مي كنه كه " من آدم قابل اعتمادي نيستم! " عدم اعتماد به نفس باعث عدم عزت نفس ميشه. ياد بگيريد بگيد " نه " اما " آره " ي الكي و نابجابه كسي نگيد! ( قوانين حرمت به خويشتن يادتونه؟) مثلا" غذاتون روي گازه و صد تا كار مهم داريد بعد دوستتون تلفن مي كنه و مي خواد از در و ديوار براتون حرفهاي غير ضروري بزنه.اگه نتونين بهش بگين نه و براي خودتون احترام قائل نشين ضمير ناخود آگاهتون مي گه " اين كه براي خودش احترام قائل نيست پس قابل احترام و اعتماد هم نيست! " پس مراقب باشين كاري نكنين كه ضمير ناخود آگاهتون بگه اين آدم قابل اعتماد نيست چون خود اين به معني از بين رفتن اعتماد به نفسه! 3 _ چيزي را در ذهن هدف نناميد مگر اينكه قسم بخوريد كه به اون برسيد! : پس اهدافتون رو پله پله انتخاب كنيد و به كمتر از هدفتون قانع نشين. (در مبحث اهداف اينها رو قبلا" با هم خوانده ايم.) 4 _ كنترل افكار : اگر افكار كنترل بشوند و ضمير ناخود آگاه برنامه ريزي بشود ( با كارها و تمرينات ما) خود به خود اعمال ما هم برنامه ريزي مي شوند. يعني ما ابتدا بايد افكارمون رو بر طبق فرمولهايي كه مي دونيم، برنامه ريزي كنيم، سپس اعمال ما خود به خود هماهنگ مي شن. آدم مثبتي كه ذهن مثبتي داره و آگاهي مثبتي هم داره مدام نمي گه واي من نمي تونم خودم رو كنترل كنم! بلكه از تمرينات و تكنيكها اسفاده مي كنه. پس براي بالا بردن اعتماد به نفس بايد باور داشته باشين كه شما مي تونين! و اون رو به زبون هم بيارين. 5 _ كيمياگري را تجربه كنيد: كيمياگرها كساني هستند كه از مس طلا مي سازند! بله! كيمياگري هم علمه و هم هنر.كيمياگر ها كساني هستند كه از كمترين چيزها به بالاترين چيزها مي رسن. صفات كيمياگري رو در خودتون تقويت كنين و باور كنيد كه شما هم با كمترين امكانات مي تونين به همه چيز برسيد. نگين من كه هيچي ندارم و امكاناتم صفره. با برنامه ريزي درست ذهن، مي تونين به همه چيز برسين. به قول استادي، اگه قرار باشه هر روز چلوكباب بخوريم، كه هنري نكرديم! اگه يه روز نون خالي داشين اما اون رو با همون لذتي كه چلوكباب رو مي خورين، خوردين ، اون وقت كيمياگرين و هنر كردين! و به قول استاد خوب ديگري، وقتي از عروسي خوشحال مي شيم اجازه نداريم توي عزا چون ديگران دارن هياهو مي كنن ما هم جيغ و فغان راه بندازيم! منظور اين استاد اين بود كه اگه همه ي دنيا نشستن از نتونستن حرف زدن شما بگين" اما من مي تونم! " خوب ! بالابردن اعتماد به نفس آداب زيادي داره. بالاترينش اينه كه قوانين حرمت به خويشتن و تائيد خود رو انجام بديد و كودك درونتون رو دوست داشته باشين. سوال _ چي باعث شده كه بعضي از ما اعتماد به نفسمون كم بشه؟ جواب _ به طور كلي ميشه گفت كه كساني كه كمبود اعتماد به نفس دارند، در واقع بر اساس يك برنامه ريزي ساده يك دروغ به خودشان گفته اند و با تكرار آن ، آن را باور كرده اند! مثلا" يكبار به خودشون گفته اند من از روي يك جوي آب نمي تونم بپرم و اينقدر اين رو تكرار كرده اند كه حالا ديگه از روي يك كاشي هم نمي تونن بپرن! اما اين نتونستن يك دروغه! چرا؟ معلومه! چون انسان الهي كه خدا خلق كرده يك انسان سالم، شاد، آرام، با لياقت، با جرات و ...است. اما چون ما به خودمون دستور عوضي و اشتباه داده ايم و به خودمون گفتيم كه من نمي تونم، كم كم به يك آدم بي شهامت افسرده ي نالايق تبديل شديم. حالا همون طور كه با گفتن اون دروغ به خودمون از يك انسان الهي به يك انسان ترسو تبديل شديم به همون روش اما معكوس دوباره بايد يك انسان سالم توانا بشيم. انسان الهي يعني انساني كه قابليتها و تماميتهاي خودش رو بشناسه و باور كنه.وقتي ما راهمون رو پيدا مي كنيم و خودمون و نيروهامون رو مي شناسيم ، وقتي ما توانمنديهامون رو مي شناسيم در واقع توانمندي و قدرت خدا رو مي شناسيم به همين دليل به انسان الهي تبديل مي شيم. و اين همون چيزي است كه خدا ما رو براي اون خلق كرده. حالا مي خوام چند تا از آداب كلي زندگي رو براتون بگم. البته شما اونها رو قبلا" در درسهاي وب خونديد اما اينجا خلاصه ي مهمترينهاش رو مي گم و باز تاكيد مي كنم كه همه ي اينها آداب بيشتري دارند اما من فقط دارم نمونه هاش رو مي گم و خود شما بايد به بقيه ي اين آداب فكر كنيد. آداب كلي زندگي : قانون اول _ بدنتون رو گرامي بداريد. تا خودتون رو دوست نداشته باشيد كائنات چيزي به شما نمي دهند. قانون دوم _ اگر خود شما ذهنتون رو كنترل نكنيد، ديگري اون رو كنترل خواهد كرد! مثلا" وقتي كه شما نمي تونين ذهنتون رو كنترل كنيد و وجودتون از نفرت انباشته ميشه ، در اين زمان ديگري داره ذهن شما رو كنترل مي كنه.پس هر وقت كنترل ذهنت دست خودت نباشه حتما" دست كس ديگريست. قانون سوم _ به خودتون بگيد در زندگي گذشته ي من ، چيزي به نام اشتباه وجود نداره! پس خودتون رو براي هر كاري كه كردين ببخشين و حالا فقط به چشم يك تجربه بهش نگاه كنين. قانون چهارم _ درسهاي زندگي ما اونقدر تكرار ميشن تا اونها رو بياموزيم. پس تا نيمه ي تاريك رو نشناسيم نمي تونيم جلوي تكرار شدن اونها رو بگيريم. اگه روي نيمه ي تاريك كار كردين اما هنوز حوادثي دارن تكرار ميشن پس هنوز چيزهايي در نيمه ي تاريك هست كه كشفش نكردين. قانون پنجم _ همه چيز از درون خود ما شروع ميشه و به بيرون مي ره ( عشق، نفرت و ...) پس وقتي چيزي در محيط بيرون آزارتون مي ده بايد درون خودتون رو بررسي كنين و دست از قضاوت كردن دائمي ديگران برداريد. قانون ششم ـ هر چيزي كه بر ما واقع ميشه و براي ما رخ مي ده، بازتاب مستقيم انديشه هاي ماست. تو هماني كه مي انديشي. هر چيزي كه امروز هستين بازتاب انديشه هاي ديروزتونه و هر چيزي كه فردا مي شين بازتاب انديشه هاي امروزتونه. قانون هفتم _ كنترل زندگي خودتون رو با كنترل باورهاي خودتون در دست بگيريد. يعني چون باور ما قدرت خلق كنندگي داره پس اگر باورهامون رو ببينيم و كنترل كنيم، زندگيمون رو كنترل و هدايت كرده ايم. وقتي از سر صبح به اين فكر مي كنين كه امروز حتما" روز بديه انتظار نداشته باشين كه همه چيز خوب پيش بره! قانون هشتم _ قوانين زندگي از بدو تولد در وجود ماست. ما فقط با اين درسها داريم اونها رو دوباره به ياد مي آريم. پس اون دوستاني كه دچار انواع و اقسام مشكلات و بيماريها هستند به ياد بيارن كه سلامت دنيا اومده اند و در بدو تولد هيچ مشكلي نداشته اند و بايد به سراغ فكرهاشون برن . مخصوصا" اونها كه بيماري جسمي دارن به اين فكر كنند كه هيچ آدمي بيمار نميشه مگه اينكه اول فكرش بيمار ميشه و هيچ آدمي درمان نميشه مگر اينكه اول فكرش درمان بشه. قانون نهم _ انتخاب چگونه زندگي كردن صد در صد با خود ماست! يادتون نره! نه حتي نود و نه درصد! دقيقا" صد در صد! به همين دليله كه خدا عادله.) قانون دهم _ جايي بهتر از اين جا و زماني بهتر از اكنون وجود نداره! تو در نهايت كمالي در همين لحظه و هم اكنون! چون تو در هر زمان به بهترين كاري كه در اون موقع از دستت بر مي اومده مشغول بودي و در اين زمان هم همين طور! پس حالا در لحظه ي ابدي زندگي كن! تا ياد نگيريم در لحظه ي ابدي زندگي كنيم در هيچ كدوم از تمرينات ذهني كاملا" موفق نميشيم چون خيلي چيزها مثل شهود زماني دريافت ميشن كه ما در لحظه ي ابدي اكنون هستيم. و خوشبختي واقعي در اثر رضايت از لحظه ي ابدي اكنون به دست مي آد نه فقط انجام شدن آرزوها! و اين قانوني عجيب اما واقعيست كه بايد خيلي بهش فكر كنين. قانون يازدهم _ آنچه كه در دنيا با اون روبرو ميشيم، نتيجه ي تغييرات دروني ماست. انساني كه زيبا فكر مي كنه دنيايي از زيبايي به او داده ميشه و انساني كه زشت فكر مي كنه دنيايي از زشتي مي سازه. نبايد مدام از زشتكاريهاي ديگران حرف بزنيد چون عين اون در زندگي شما انجام مي گيره و همه ي دنيا طوري مي چرخه كه شما هم وسوسه بشين همون كار زشت رو مرتكب بشين! قانون دوازدهم _ كسي كه به خدا توكل ميكنه آروم بر جا مي مونه. كسي كه طرح الهيش رو مي طلبه مضطرب اين طرف و اون طرف نمي دوه و نمي خواد خودش همه چيز رو حل كنه! فراموش نكنيد! جنگ از آن خداست نه از آن ما! پس آروم بگيرين. دو دستي به يه آرزو نچسبين و نگين اگه اين شد كه خوشبختم والا بدبختم! چون چسبيدن به چيزي باعث دفع اون ميشه. قانون عدم مقاومت يادمون نره. قانون سيزدهم _ فن شناوري در آب! يعني در رودخانه ي زندگي فن شناگري در آب رو بايد ياد بگيري تا غرق نشيد و راحت به سر منزل مقصود برسيد. اين كار از طريق تطبيق دادن خودمون با محيط انجام ميشه. مثلا" نگيد من عادت دارم هميشه غذاي خونگي بخورم و حالا كه وسط جاده گير كردم واويلاست چون نمي تونم غذاي رستوران بخورم! خودتون رو عادت بديد كه در شرايط خاص بتونيد خودتون رو با محيط وفق بديد. اين راز پيروزيه. هميشه قبل از هر " نه "ي قاطعانه فكر كنين واقعا" شايد بشه آره گفت! يادمه استاد خوبي در زمان تدريس اين درس از ما پرسيد به نظر شما سوسك قويتربوده يا دايناسور؟ بيشتر ما گفتيم معلومه دايناسورها قوي تر بوده اند. اما اون گفت سوسكها قويتر بوده اند! چون دايناسورها زود نابود شدند اما سوسكها هنوز باقي هستند. مي دونين چرا؟ چون اونها يه خصوصيت خاص دارند و اون هم توانايي تطبيق دادن خودشون با محيطه! من خودم در جايي ديدم كه وقتي منطقه اي رو براي نابودي سوسكها با سم خيلي قوي اي سمپاشي كردند بعد از مدتي چند سوسك پيدا شدند كه بدنهاشون كاملا" سفيد و براق بود! و متخصصي گفت اين چند تا دونه موفق شدند بدنشون رو حتي با اون سوسك كش قوي تطبيق بدن و زنده بمونن و اگه ولشون كنيم حالا واسه خودشون دوباره خانواده درست مي كنن! هر چقدر ما در تطبيق دادن خودمون با محيط ( و صبر و حفظ آرامش در مشكلات) قويتر باشيم يعني بيشتر فن شناوري در آب رو به كار بسته ايم.زندگي مثل يك رودخونه است و ما بايد اين مسير رو طي كنيم. اونهم با شنا. اين مائيم كه تصميم مي گيريم در جهت جريان آب شنا كنيم يا خلاف اون. و اين مسير رو با عشق بريم يا با نفرت. شنا كردن همراه جريان آب ( نه خلاف جهت اون) چند مزيت داره : 1 _ باعث ميشه بتونيم از مناظر اطراف لذت ببريم. 2 _ چون به در و ديوار برخورد نمي كنيم پس پرت انرژي هم نخواهيم داشت. 3 _ چون در مسير هستيم به دليل نداشتن پرت انرژي سبك شنا مي كنيم. نكته ي مهم _ اگر ما در طي شنا كردن تو رودخونه ي زندگي مدام نگران رسيدن به هدفمون كه اونطرف رودخونه است باشيم و هي ذهنا" با خودمون بجنگيم كه " آخه بالاخره من مي تونم به هدفم برسم يا نه؟ نكنه من بهش نرسم؟ اگه به هدف و آرزوم نرسم چي كار كنم؟ " چيزي از شنا كردنمون در رودخونه نمي فهميم و نمي تونيم از مسير و خود شنا كردن لذت ببريم. پس معلومه قاعده ي شناكردن همراه جريان آب رو رعايت نكرديم! نكته ي مهم _ تا باد مخالف وزيد كه ما نبايد به سروكله مون بكوبيم كه همه چي از دست رفت! چون با اين كارها ما شروع به مبارزه هاي عجولانه مي كنيم ، درگير ميشيم، و درگير كه مي شيم از نظر روحي خسته ميشيم يعني دچار پرت انرژي ميشيم! پس در اين صورت هم فن شناوري در آب رو رعايت نكرديم. نكته ي مهم _ فراموش نكنيد اگه چيزي حق الهي شماست براي به دست آوردن اون ، نياز به تلاش دارين اما نياز به جنگ ندارين! معمولا" ما مرز بين تلاش كردن رو با جنگيدن نمي دونيم. دوستان زيادي از من مي پرسن كه چرا دارن تلاش مي كنن اما به هدفشون نمي رسن و هر كاري مي كنن انگار از اون دورتر ميشن.هر تلاشي كه با نگراني و اضطراب و ترس از اينكه اگه نشه چي ميشه همراه بشه ديگه تلاش نيست بلكه جنگيدنه و محكوم به شكسته چون طبق آيه اي در انجيل " جنگ از آن خداست نه انسان! " اين جا من به اونها مي گم از قانون رها كردن و عدم مقاومت استفاده كن. نكته ي مهم _ قانون رها كردن به معني تلاش نكردن نيست بلكه به معني رها كردن "اضطرابها و ترس از نشدنه" و آروم گرفتن. اسكاول شين در كتاب چهار اثرش مثال قشنگي مي زنه . اون مي گه بچه ها شب عيد كريسمس چون باور دارند بابا نوئل توي جورابشون كادو مي گذاره تخت مي گيرن مي خوابن ! هيچ وقت تا صبح حرص نمي خورن كه نكنه بابانوئل نياد! اون مي گه براي به دست آوردن هر آرزو بايد مثل اين بچه ها بود. يعني تلاشت رو بكن و بعد بسپار به خدا و به رضاي اون كه صلاح تو رو بهتر از تو مي دونه راضي باش! به طرح الهيت خشنود باش! اين يعني قانون عدم مقاومت. قانون راز ميگه تلاش كن و در مسير هدفت گام بردار اما نمي گه بجنگ تا اون رو به دست بياري. خودت رو به آب و آتيش بزن و مدام نگران باش كه اگه نشه چي ميشه! نكته ي مهم _ قانون عدم مقاومت ميگه اگه براي به دست آوردن چيزي شروع به جنگيدن كني اون از تو دور ميشه و از تو فرار ميكنه! ( قبلا" مفصلش رو براتون گفته ام.) نكته ي مهم _ بايد از شناوري در آب لذت ببري. يعني اگه مي خواي بهترينها رو دريافت كني بايد براش گودال بكني. بزرگترين گودال اينه كه شاد باشي و لذت ببري و در هر كاري كه انجام مي دي از اون انرژي بگيري حتي اگه كاري باشه كه دوستش نداري. براي اين منظور بايد تمرين كني كه بتوني در لحظه ي ابدي اكنون زندگي كني. چون هر چيزي كه ازش لذت ببري ازش انرژي مي گيري و از هر چيزي و كاري كه با نفرت و آزردگي و بدون حضور در لحظه ي ابدي بخواي انجامش بدي از تو انرژي مي گيره و دچار پرت انرژي ميشي. پس اگه مثلا" مجبوري آشپزي كني اما از اين كار متنفري بايد تمرين لحظه ي ابدي اكنون رو براش انجام بدي و اون رو مراقبه كني تا ازش لذت ببري تا نتونه تو رو دچار پرت انرژي بكنه. لطفا" نگيد نمي تونم هر كاري رو با عشق انجام بدم يادتون باشه اگه كاري رو با عشق انجام نديد پس با نفرت انجام خواهيد داد و اين فقط به ضرر شماست. اميدوارم در تك تك اين آداب دقت كنيد چون بزرگترين راههاي كاميابي و شادماني در اين درس نهفته است. به جملات خوب فكر كنيد و از استاد درونتون بخواهيد كه ياريتون بده كه با همه ي وجود ، معاني دروني و عميق اين درس رو به شما نشون بده. مطمئنم با به كار بستن آداب زندگي معجزات بي نظيري در پيش رو خواهيد داشت. در لحظات كاميابي براي ديگران ( و همين طور من ) هم دعا كنيد تا خداوند چشم حقيقت بين ما رو به روي حقيقت راز زندگي باز كنه. خدايا! چشم حقيقت بين ما را به روي حقيقت راز زندگي باز كن! آمين!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 1:52 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
سلام و هزاران سلام. با آرزوي بهترينها براي همه ي شما. درسها و تمرينهاي كودك درون هنوز تموم نشده و ادامه داره، اما من مي خوام به عنوان تنوع لابلاي اونها درسهاي ديگه اي رو هم عنوان كنم. امروز مي خوام براتون از آداب حرف بزنم. بله ! آداب! شايد شما هم اين كلمه رو زياد شنيده باشيد يا حتي در كتابهاي ذهني زياد ديده باشين. مثلا" آداب پول در آوردن، آداب و اصول داشتن اعتماد به نفس و ... اون چيزي كه مهمه اينه كه واقعا" هر چيزي آدابي داره. زندگي كردن مثل يك مدرسه است و ما در اون زنگهاي مختلفي رو پشت سر مي گذاريم و مدام تجربه مي كنيم و ياد مي گيريم كه آداب هاي مختلف رو بشناسيم. مثلا" با پيدا كردن و داشتن دوستهاي مختلف ياد مي گيريم كه آداب دوست پيدا كردن چيه و آداب دوستي كردن چيه. وقتي كسي رو از دست مي ديم تمرين مي كنيم كه آداب تحمل كردن فراق و جدايي رو ياد بگيريم. وقتي دنبال پول در آوردن هستيم قطعا" دلمون مي خواد بدونيم آداب ثروتمند شدن چيه. پس در دنيا چيزي بدون آداب يا اصول يا همون قوانين خاصي كه براي هر چيزي وجود داره، نيست. زندگي يك مدرسه است كه ما در اون آداب مختلف رو ياد مي گيريم. آداب نفس كشيدن، راه رفتن، غذا خوردن، خوابيدن، عشق ورزيدن و ... ما توي درسهاي سيستم آرزوها ياد گرفتيم كه آداب و قوانين به دست آوردن يك آرزو چيه. توي اين جلسه ما درباره ي آداب و قوانين كلي ديگه حرف مي زنيم تا ببينيد كه واقعا" هر چيزي آدابي داره. البته خيلي مختصر مي گيم و قطعا" اينها همه ي آداب چيزهايي كه ما مي گيم نيست اما شما مي تونين با همين مثالها كشف و بررسي كنيد كه هر كاري در زندگي چه آدابي داره و مي تونيد اين آداب رو براي خودتون گسترش بديد.من براتون مثال مي زنم چون در طي اين مثالها بهتر متوجه مي شين كه چرا ما بايد آداب هر چيز رو بدونيم و بهش فكر كنيم و عمل كنيم. و اينكه گاهي با رعايت نكردن چيزهاي كوچيك چه پيامي رو به ضمير ناخود آگاهمون مي ديم. باز هم تاكيد مي كنم كه ما اينجا فقط به چند نكته از هر چيزي مي پردازيم و اين همه ي آداب اون چيز نيست. پيدا كردن باقي آداب با خودتون. _ آداب راه رفتن: بله! راه رفتن هم آداب داره ! مي خواين من چند تا موردش رو بگم و شما بهش اضافه كنيد؟ باشه! در راه رفتن بايد پاها روي زمين استوار باشه تا بتونين انرژي زمين رو دريافت كنيد.( در مبحث چاكراها در اين باره حرف مي زنيم.) بايد سر به جلو باشه چون اگه شما عادت داشه باشين كه هميشه با سري خميده و رو به پايين راه بريد، اين حركت چون شبيه به احساس شرم مي مونه، ناخودآگاه اين دستور رو به ضمير ناخودآگاهتون مي ده كه " احساس شرم كن! " پس در طول زندگي هم حوادثي كه در شما احساس شرم رو بيشتر مي كنه، بيشتر خواهد شد! و ديگران هم وقتي شما رو مي بينن چون حس دروني شما رو دريافت مي كنن احساس مي كنن شما اونقدري كه بايد خوب باشين نيستين والا چرا بايد احساس شرم كنين؟!! پس اين جزو آداب راه رفتنه كه سرتون رو به اندازه ي طبيعي بالا بگيريد و از مناظر اطرافتون لذت ببريد و اونها رو ببينيد و بشنويد و چنان در لحظه ي ابدي اكنون باشين كه از راه رفتنتون هم احساس لذت كنيد! چرا لذت؟ معلومه! كافيه به يه آدم قطع نخاعي خوب نگاه كنيد تا ببينيد راه رفتن چه نعمتيه! شكر اين نعمت چيه؟ رعايت كردن آداب راه رفتن و لذت بردن از اين راه رفتن! شما چه آداب ديگه اي براي راه رفتن به ذهنتون مي رسه؟ بهش فكر كنيد و در دفتر مراقبه تون بنويسيد كه چه آدابي رو در اين باره بايد در مورد خودتون تصحيح كنيد. _ آداب خوابيدن : يكي از مهمترين آداب خوابيدن اينه كه رو به قبله بخوابيدچون خوابيدن رو به قبله آهن بدن رو تنظيم مي كنه. لااقل اگه محل خوابتون رو به قبله نيست كاملا" پشت به اون نخوابين چون شرايط جسمي و روحيتون به هم مي ريزه. چون در جهت قبله بودن مغناطيسم بدن رو تنظيم مي كنه.خود من اين رو امتحان كردم . _ آداب رفتار با بدن : از بدنتون تشكر كنيد. بار سنگين بر ندارين . وقتي مجبور به حمل بار سنگيني مي شين اون رو بين دو دستتون تقسيم كنيد و از دستهاتون تشكر كنيد كه كمكتون مي كنند. يادتون باشه كه مريض شدن يعني اعتراض بدن به اينكه اونقدر كه حق بدنمون بوده براش حرمت قائل نشديم. يعني بدن با مريض شدن داره مي گه : " تو قدر من رو ندونستي و حالا نوبت منه! " يكي ديگه از آداب بدن اينه كه تا جايي كه مي تونيد به طبيعت بريد و سبزينگي طبيعت رو دريافت كنيد. در جاهايي كه سبز تر هستند يعني گياهان بيشترند انرژي زمين بالاتره و اين روي چاكراهاي شما تاثير مي گذاره. ( كه توي درس چاكراها بهش مي رسيم.) قطعا" آداب زيادي درباره ي احترام به بدنمون وجود داره كه خودتون خيلي هاي اون رو مي دونيد. باز هم بهش فكر كنيد. _ آداب آب خوردن : معمولا" _ تاكيد مي كنم معمولا" نه هميشه _ اين جوريه كه وقتي كسي داره با مراقبه آب مي خوره و داره در لحظه ي ابدي " آب خوردن ! "زندگي مي كنه به جاي اينكه سرش رو يكدفعه بالا ببره ، ليوان آب رو ذره ذره بالا مي آره و تا جايي كه لازم نشه سر رو بالا نمي آره! عجيبه نه؟ امتحانش كنين! _ آداب و راههاي جذابيت : اينجا مي خوام براتون از آداب جذابيت بگم. چرا؟ چون اون چيزي كه باعث ميشه در اولين برخوردها بعضي آدمها جذاب به نظر بيان و بعضي ها منفور، نيروي جذابيت در آدمهاست. جذابيت ما آدمها كاملا" بستگي به زيبا بودن يا زشت بودن نداره . من خانمي رو مي شناختم كه صورتش به شدت آبله رو بود اما چنان جذابيتي در صورت اين خانم بود كه هر كسي رو به خودش جذب مي كرد. من بارها در موردش شنيدم كه چه طور آدمي به اين زشتي اينقدر جذابه؟ البته هستند آدمهاي خيلي زيبا كه اونها هم جذابن اما واقعيت اينه كه جذابيتي كه ما در كسي احساس مي كنيم دريافت حس دروني اون آدم به خودشه نه مربوط به قيافه اش! اين قسمت رو خصوصا " به دوستاني كه مي گن چرا هر كسي با اونها برخورد مي كنه اونها رو زشت يا بد مي دونه يا دوست داشتني نمي دونه و رهاشون مي كنه يا اونهايي كه از قيافه ي زشتشون براي من مي نويسن و مي پرسن كه بايد چه كار كنن مي گم. ديگران اون حسي رو از شما دريافت مي كنن كه شما در اعماق وجودتون به خودتون دارين. ( درسهاي دوست داشتن خود يادتونه؟) جذابيت واقعا" و دقيقا" در ضمير ناخود آگاهه. تا تو در درونت احساس جذابيت نكني در بيرون اين جذابيت به وجود نمي آد و ديگران هم اون رو دريافت نمي كنن حتي اگه بهترين لباس رو بپوشي و بهترين آرايش صورت رو داشته باشي! پس اگه مي خواين جذاب باشين حتما" تمرينات دوست داشتن خود رو انجام بدين و خودتون رو دوست بدارين تا همه احساس كنن شما چقدر دوستداشتني هستين. چيزهايي هم هستن كه در جذاب بودن ما موثرن. اونها رو براتون مي گم : 1 _ لبخند زدن: لبخند زدن يعني اون تبسمي كه توش دندونها معلوم نيستن! وقتي لبخند مي زنيم تعداد زيادي از عضلات صورت انرژي دريافت مي كنند! فراموش نكنيد كه هر وقت كه لبخند بزنيد، انرژي لبخند رو دريافت مي كنيد. وقتي لبخند بزنيد طرف شما از طريق ضمير درونش انرژي لبخند شما رو دريافت مي كنه.يه تمرين هست كه توصيه مي كنم همه انجام بديد. تمرين و تكنيك لبخند زدن : چهار زانو روي زمين بنشينيد. اگه چهار زانو نمي تونين بشينين اشكالي نداره ، پاهاتون رو دراز كنيد. اگه باز هم سختتونه روي صندلي بنشينين ( با ستون فقرات صاف) اما بهتره روي زمين بنشينين تا انرژي زمين رو بيشتر دريافت كنيد. چشم هاتون رو ببنديد و به شكمتون فكر كنيد! تصور كنيد كه يه لبخند توي شكمتونه كه بزرگ و بزرگتر ميشه تا جايي كه همه ي فضاي شكمتون رو مي گيره! ده دقيقه اين لبخند رو نگه داريد و ازش لذت ببريد. چه حس خوبي موقع لبخند زدن دارين؟ احساس كنين اون حس خوب با اين لبخند براتون به وجود اومده. بگذاريد اثر اين لبخند روي لبهاتون هم بنشينه.( لبخند بزنيد.) براي بعضي ها اين لبخند بلافاصله پيش مي آد و براي بعضي ها دير تر و دشوار تر. اما وقتي اين لبخند رو در درونتون احساس كنيد مي بينيد كه براستي اين لبخند روي لبتون هم مي نشينه و احساستون هم تلطيف ميشه. اون وقت با ادامه دادن و تكرار اين تمرين لبخند واقعي كه انرژي داره و انرژي هم مي ده، به يه لبخند دائمي براتون تبديل ميشه! 2 _ سكوت كردن :وقتي بي تفكر و بيش از حدحرف مي زنيم سخن ما به دروغ و غيبت و ... آلوده ميشه. مشارطه كنيد كه زبونتون به خير باز باشه. اين در جذاب شدن شما موثره چون وقتي انرژي مثب توليد كنيد ديگران هم اون رو دريافت مي كنند. 3 _ خواب كافي و به جا:پنجاه ساعت خواب بد بي فايده است! به اندازه ي كافي بخوابيد اين يعني احترام گذاشتن به خودتون. خوب بخوابيد! چه جوري؟ با رعايت همه ي چيزهايي كه قبلا" براتون توضيح داده ام كه در آلفاي قبل خواب بايد به اونها فكر كنيد يا به اونها فكر نكنيد. 4 _ مطالعه ي زياد: هم دانش و آگاهيتون رو بالا مي بره و هم باعث ميشه هميشه در موارد مختلف صاحب حرف و نظر باشيد و اين باعث جذاب بودنتون ميشه. 5 _ تميز بودن و آراسته بودن :به ظاهرتون برسيد. تميز و آراسته باشيد .قبلا" در درسهاي حرمت به خويشتن و دوست داشتن خود گفته بوديم كه بايد خوب لباس بپوشيد. حتي اگه مي خواين توي خونه پيژامه بپوشين اين كار رو بكنين اما بهترين پيژامه تون رو بپوشين نه يه پيژامه ي درب و داغون. استادي داشتم كه مي گفت زني كه به موهاش نمي رسه و موهاش هفتاد تا رنگ داره، كم كم باطن و ذهنش هم هفتاد رنگ ميشه! اون مي گفت هميشه معطر باشيد اما نه با عطري كه نفس ديگران رو بند مي آره! بگذاريد وقتي كسي كنارتونه به خودش بگه چه بوي خوبي! اون معتقد بود كه اين حرف هم يه انرژي است و اين انرژي به شما مي رسه! 6 _ معنوي بودن و گناه نكردن : انسانهاي معنوي ( يعني انسانهايي كه ماند توليد نمي كنند و سعي دارند براي همه مايه ي خير و بركت باشند) اونها انرژي خاصي در درونشون دارن كه باعث ميشه جذاب تر به نظر بيان. گناه نكردن در هاله ي بدن شما كه ديگران تحت تاثير اون قرار مي گيرن تاثير داره. ياد يه مثالي افتادم. دوستي مي گفت وقتي راننده ي تاكسي به زور مي خواد پول بيشتر از من بگيره چه كار كنم كه ماند نباشه اما حرف زور هم نشنيده باشم؟ در اين جور مواقع اگه حق با شماست طبق قانون حرمت به خويشتن حقتون رو ابراز كنيد اما با زبان خوش. هيچ قانون معنوي اي نگفته كه چون شما بايد مثبت باشيد پس بايد سكوت كنيد تا بهتون زور بگن! اما اگه تصميم گرفتين پول رو به اون راننده بدين ديگه توي دلتون يا به زبون نگيد كه : "بگير اما كوفتت بشه! " بلكه بگيد :" بگير . انشا الله برات مايه ي خير باشه." يادتون باشه طبق قانون كارما اين خير به خودتون بر مي گرده همون طور كه اون كوفت گفتن به خودتون بر مي گرده! اين يعني ماند توليد نكردن! يادتون باشه كه گناه يعني هر چيزي كه به شما يا ديگران آزار مي رسونه! نگين چون من از فلان كار آزار نمي بينم پس گور پدر ديگران! فراموش نكنين اگه چيزي رو كه براي خودتون نمي پسندين براي ديگران بپسندين، ماند توليد كردين! 7 _ ورزش كردن: از هر نوعي كه دوست دارين حتي رقص. اين احترام به خودتون و بدنتونه پس با اين كار به ضمير درونتون ميگين كه من با ارزشم واسه همين به خودم احترام مي گذارم! اين حس با ارزشي شما به ديگران هم منتقل ميشه. 8 _ نوع غذا: سقراط گفته : تو هموني هستي كه مي خوري! " به نوع خوراكيهامون دقت كنيم. روش نوراني كردن خوراكيها را كه در درسهاي پيشين گفتم رو كه به ياد دارين، آره؟ ما با خوردن غذاها از اونها انرژي مي گيريم. نوع غذاي غالب ما حتي روي خلق و خوي ما هم تاثير داره.كساني كه بيشتر گوشت مي خورن خوي حيوانيشون شديد تره. كساني كه بيشتر سبزي خوار هستند خوي آروم تري دارند. كساني كه آب و غذاهاي دريايي بيشتر مي خورن خوي دريايي بودن دارن! اما در كل هر چيزي كه بيش از حد تعادل خورده بشه مثل سم اثر مي كنه. بنابراين حتي اينكه چي مي خوريم روي خوي ما تاثير داره و در نتيجه روي ميزان جذابيت دروني ما كه باعث ميشه ديگران هم ما رو جذاب بدونن. قطعا" شما هم مي تونين موارد ديگه اي رو به اين ليست اضافه كنين. بهش خوب فكر كنين. كدوم حركات و گفتارها و عاداتتون از جذابيت شما كم مي كنه؟ نتيجه _ خوب! حالا مي تونم كامل تر براتون بگم كه چرا از قوانين و آداب براتون حرف زدم! دوستاني هستند كه آداب مثلا" جذابيت رو رعايت نمي كنند بعد مي پرسن چرا ما قوانين و آداب سيستم آرزوها رو انجام مي ديم يا به فرشته زيباييمون نامه مي ديم به نتيجه نمي رسيم و باز هم همه ما رو غير جذاب مي دونن؟ دوستاني هستند كه آداب دوست داشتن خود رو انجام نمي دن بعد مي پرسن چرا هر كسي وارد زندگيمون ميشه بعد يه مدت ما رو رها مي كنه و ديگري رو به ما ترجيح مي ده؟ يا كساني هستند كه آداب و قوانين تائيد خود و رها كردن كودك درون رو انجام نمي دن بعد مي پرسن چرا وقتي براي فرشته ي شفاي خودمون نامه مي ديم سالم نمي شيم و شفا نمي گيريم؟ دوستان عزيز! من پاسخ همه ي اين سوالات رو قبلا" هم داده ام اما اين جا به همه ي اين سوالات به صورت كلي مي گم كه " هر كاري آدابي داره! اگه شما در مسايل زندگيتون آداب لازم رو انجام نديد نمي تونين انتظار داشته باشين كه كائنات كه طبق قوانين و آداب راز ، براي برآورده شدن آرزوهاي شما خلق شده اند كاري بر خلاف آداب براي شما انجام بدن! آداب هر آرزو و هر كار رو درست انجام بديد تا كائنات هم طبق آداب و اصول سيستم آرزوها براتون عمل كنند! بنابراين مي تونيم يك قانون ديگه به سيستم آرزوها اضافه كنيم. قانون شصت سيستم آرزوها _ اگر مي خواهيد كائنات طبق آداب و اصولي كه براي آن خلق شده اند آرزوهايتان را برآورده كنند، شما هم بايد آداب زندگي و برآورده شدن آن آرزو را رعايت كنيد. ( يعني مثلا" اگه آرزوي شما جذاب بودن براي كسي است كه دوستش داريد و مي خواين كائنات اون رو به شما بدهند شما موظفيد آداب جذاب بودن رو انجام بديد و اگه اون رو انجام نديد و فقط نامه به فرشته جذابيتتون بنويسيد به هيچ نتيجه اي نمي رسيد!) خدايا! كمكمان كن تا با فراگيري و به كار بستن آداب، انساني الهي شويم! آمين!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 15:22 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|