تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

 

سلام و هزاران سلام.

در این درس من مستقیما" از کتابهای کاترین پاندر براتون می نویسم.تحقیق درباره ی این قانون بر عهده ی خود شماست و من فقط اونچه را که در کتاب قید شده عنوان می کنم. همون طور که گفتم نوشته های زیر مجموعا " از جملات کتابهای کاترین پاندره که البته اون از دیگرانی مثل امت فاکس آموخته .و باز هم تاکید می کنم من فقط نقل کننده ی مطالب کتاب پاندر هستم و انتخاب درست یا غلط بودن این قانون با خود شماست.

 

اگر تا اينجا به قوانين توانگري عمل كرده ايد، پس اكنون طلاي شما آماده است كه از آسمان بر زندگيتان ببارد تنها بايد :

1 _ ذهنتان را براي دريافت توانگري پاك كنيد. ( پالايش)

2 _ به آفرينش توانگري ذهني از طريق نوشتن و تصاوير و كلام بپردازيد.

 

اينها راههاي گشودن چشم دل و دريافت توانگري اند. اما مهمترين راه يا بزرگترين قانون براي ايجاد توانگري پايدار، استفاده از رقم جادوئي ده ( يا رقم افزايش ) است. قدما از اين راز با خبر بودند، از اين رو با پرداخت عشريه ي منظم و مدام و پيوسته، توانگري خويش را پايدار مي كردند. يعني يك دهم از شكار، دام، محصول، درآمد، ميراث، يا هر آنچه را كه به دست مي آوردند ، به پيشگاه خدا تقديم مي كردند. در واقع، يك دهم از آنچه را كه خدا به آنها داده بود، به كار خدا اختصاص مي دادند.

واژه ي " عشريه " يعني يك دهم.همه ي تمدنهاي بزرگ، رقم ده را رقم جادوئي افزايش مي دانستند . به دلايلي محكم، كشف كرده اند كه مصريان، بابلي ها، پارسيان، اعراب، يونانيان، روميان و حتي چيني ها ، از اين راز با خبر بودند.مصريان بيست درصد ( دو عشريه ) از درآمدشان را به معابد مي دادند. عبرانيان چهار عشريه مي دادند حتي در زماني كه مجبور بودند به دولت روم ماليات بپردازند.هندوها يك دهم از مالشان را مي بخشيدند ( يك عشريه ) اما فقراي هندي دو عشريه از مالشان پرداخت مي كردند تا زودتر توانگر بشوند! ( اين پرداختها اجباري نبوده بلكه آنها بر طبق اعتقاداتشان اين كار را انجام مي دادند! )

 

سيستم آرزوها هم اين قانون را تائيد مي كند.

 

قانون چهل و نهم سيستم آرزوها : با پرداخت عشريه ي منظم، نظم الهي را به يكايك امور زندگيتان فرا خوانيد.

 

قانون توانگري هم در اين مورد مي گه:

 

قانون 8 توانگري : با بخشيدن عشريه  ، خدا را در مرتبه ي نخست قرار دهيد تا به توانگري پايدار برسيد.

 

 

پاندر می گه :" عشريه "  يعني يك دهم از مال و هر چيزكه به دست مي آوريد ، متعلق به شما نيست ! بلكه سهم خداست كه از شما خواسته تا براي اعتماد به او و براي توانگر شدنتان آن را به كسي كه راه توانگري را به شما مي آموزد، ببخشيد."

پاندر در كتابش، آدمهاي زيادي را نام برده كه با پرداخت عشريه حتي به شفاي جسمي رسيده اند! او مي گويد : بزرگترين مشكل زندگي احتقان است و تنها علاج آن جريان! دادن عشريه به جريان انداختن انرژي است! به همين دليل شفا به همراه مي آورد!

 

ميثاق يعقوب:

 _ پرداخت عشريه، قانون ميليونرهاست!

" كاترين پاندر " مي گه : وقتي نخستين ميليونر كتاب مقدس " ابراهيم " ، به راز كاميابي بابلي ها كه از توانگر ترين مردم بودند،( پرداخت عشريه )، پي برد ، اين راز را به صورت قانون پرداخت عشريه به نوه اش يعقوب سپرد و يعقوب نيز آن را در ميثاق كاميابي خويش گنجاند . اين موضوع در كتاب عهد عتيق( سفر پيدايش، 28: 20 تا 22) به اين صورت ذكر شده است :

 

" و يعقوب، نذر كرده ، گفت اگر خدا با من باشد و مرا در اين راه كه مي روم محافظت كندو مرا نان دهد تا بخورم و رخت تا بپوشم و به خانه ي پدر خود به سلامتي برگردم ، هر آينه خداي من خواهد بود و اين سنگي را كه چون ستون بر پا كردم بيت الله شود و آنچه به من بدهي، ده يك آن را به تو خواهم داد."

 

ميثاق، عهد و پيماني است ميان دو نفر براي انجام كاري معين و براي دريافت ثمراتي معين. ميثاق يعقوب، متشكل از دو بخش است :

_ بخش اول : يعقوب تعيين كرده است كه از خدا چه مي خواهد ، آنچه از خدا مي خواهد توانگري و هدايت و آرامش خيال است.

_ بخش دوم : در اينجا سوگند مي خورد كه اگر خدا آن كارها را برايش بكند، قطعا" ده يك آنچه را كه خدا به او مي دهد، به خدا اختصاص خواهد داد.

 

قانون توانگري ( و قانون كندن گودال كه در بخش سيستم آرزوها براتون گفته ام ) مي گه انسان بايد گام نخست را بردارد و مطمئن باشد كه خدا همه ي گامهاي بعدي را برخواهد داشت. يعني اول بايد عشريه را بپردازيد و بعد يقين داشته باشيد كه خدا توانگري راستين را به شما هديه مي دهد.

 

تمرين نوشتن ميثاق كاميابي :

 نوشتن ميثاق كاميابي را انجام بدهيد. در دو بخش.

 _ بخش اول آن بايد شامل آنچه كه از توانگري مي خواهيد، باشد. ( شبيه فهرست كوتاه مدت آرزوها اما مختصر و مفيد)

_ در بخش دوم با خداوند عهد كنيد كه عشريه ي خود را بپردازيد .

هر گاه ميثاق كاميابي خود را مي نويسيد، به تاكيد ندا در دهيد كه : " براي دريافت بركت خود، تنها به خدا توكل مي كنم. براي آفرينش توانگري خويش به انسانها و اوضاع و شرايط چشم نمي دوزم. تنها تكيه گاه من خداست. "  و با خود تكرار كنيد : " از نظر مالي خدا را در مرتبه ي نخست قرار مي دهم. پيش از هر كار، عشريه ام را مي پردازم تا راه توانگريم را بگشايم. "

بكوشيد براي ميثاق خود مهلتي مشخص كنيد مثلا" شش ماهه يا يك ساله. ميثاق خود را در جاي امني بگذاريد تا احدي نتواند آن را ببيند.از همين لحظه پرداخت منظم عشريه را آغاز كنيد. قبل از پرداخت ساير قبض ها و صورتحسابها، اول يك دهم در آمدتان  را بپردازيد. گاه گاهي به سراغ ميثاق خود برويد تا ببينيد به كدام يك از ثمرات نيكو رسيده ايد. خواسته هاي برآورده شده تان را در ميثاق، مشخص كنيد و سپاس بگزاريد.بعد از آن، مي توانيد خود را براي آماده كردن ميثاقهاي بلند مدت تر آماده كنيد. ( اين ميثاق مثل همان فهرست بلند مدت آرزوهاست)

 

نكته ي مهم _ پاندر می گه لازم نيست صبر كنيد تا اول اوضاع ماليتان بهتر بشود و از شر قرض هايتان خلاص بشويد و آنگاه عشريه بپردازيد. (چون اين كار يعني هرگز اعتقادي به برآورده شدن آرزويتان نداريد، پس قطعا" نبايد منتظر برآورده شدنش هم باشيد! ! ) به محض اينكه پولي يا محصولي به دستتان رسيد، بي درنگ اول عشريه ي آن را بپردازيد يعني يك دهم آن را پرداخت كنيد. شايد فكر كنيد : " اما من كه استطاعت پرداخت عشريه ندارم! " اين جا " پاندر " در جواب مي گويد: "پس بگذاريد به شما بگويم كه به همين دليل بايد بي درنگ عشريه ي خود را بپردازيد. زيرا اگر عشريه ي خود را ندهيد، روز به روز وضع ماليتان بدتر هم خواهد شد! هر چه نياز ماليتان شديد تر باشد، بايد زودتر عشريه ي خود را بپردازيد. زيرا رقم جادوئي ده، رقم افزايش است و رد خور ندارد! "

 

در عهد عتيق آمده كه خدا به موسي دستور داد تا قوم يهود براي ثروتمند شدن، عشريه بدهند.هر گاه قوم يهود عشريه مي داد، توانگر مي شد اما هر گاه از نظر مالي خدا را در مرتبه ي نخست قرار نمي داد _ مانند دوران حكومت سليمان_ حكومت دچار تفرقه مي شد و فرزندان يهود به تبعيد بابلي ها گرفتار مي آمدند! هنگامي كه بازماندگان قوم به اورشليم بازگشتند، نبي به آنها يادآوري كرد كه اگر دوباره " ده يك " خود را بپردازند، " روزنهاي آسمان " برآنها گشوده خواهد شد!

در عهد جديد، آمده كه هم عيسي و هم پولس عشريه مي پرداختند.پرداخت عشريه از قوانين معبد بود و عيسي به عنوان يك يهود همواره عشريه مي پرداخت. در زمان عيسي، يك فريسي بايد يك چهارم درآمدش را در راه خدا مي بخشيد! پرداخت عشريه در روزگار كتاب مقدس، يكي از معمول ترين كارها بوده است.

 

" كاترين پاندر " در كتاب "چشم دل بگشا " تاكيد مي كند كه پرداخت عشريه ، زائيده ي هوس يا روياي يك كشيش يا معلم معنوي، براي پول به جيب زدن و جمع آوري درآمد نيست، بلكه قانون جهاني و كيهاني توانگري است كه در سده هاي زيادي براي توانگري پايدار به كار مي رفته است. او مي گويد : " بسياري از افراد ، نسبت به پرداخت عشريه گرايشي ناخوشايند يا مانعي رواني دارند، زيرا خيلي از كشيش ها يا استادهاي معنوي به دادن عشريه تاكيد كرده اند! اما وقتي به وعده هاي كتاب مقدس نگاه كنيد _ مانند وعده هاي ملاكي نبي _ در مي يابيد كه عشريه دهنده توانگر مي شود. البته عشريه گيرنده هم توانگر مي شود اما اين در درجه ي دوم اهميت قرار دارد.

" كاترين پاندر " افراد بسياري را مثال مي زند كه با وجود درآمد كم شروع به دادن عشريه كردند و توانگر شدند!

 

نكته ي مهم _ يك دهم از وقت كافي نيست!

" پاندر "مي گويد ، خانمي كه گره از مشكلاتش باز نمي شد، مي گفت " نمي فهمم چرا بايد از پولم عشريه بدهم؟ من يك روز در هفته ام را گذاشته ام تا براي رضاي خدا تدريس كنم! در واقع دارم از وقتم عشريه مي دهم! " : پاندر " به او مي گويد : " كار بسيار خوبي مي كني اما مي خواهي به چه برسي؟ به وقت بيشتر يا پول بيشتر؟ " زن پاسخ مي دهد : " آنچه به راستي نياز دارم، پول بيشتر است! " " پاندر " به زن مي گويد كه كتاب مقدس را بردارد و وعده هاي مربوط به عشريه را دوباره بخواند. تمام اين وعده ها درباره ي كساني است كه ده يك از پول و دارائيهاي خود را مي بخشند. هيچ جاي كتاب مقدس نيامده كه بايد از وقت خود عشريه بدهيد! اگر چه آن هم تحسين برانگيز است منتها قانون توانگري، پرداخت عشريه از هر گونه درآمد است. "

 

مثالي از كسي كه به خاطر پرداخت عشريه به توانگري رسيد :

" رابرت لوتورنو " نابغه ي امور مهندسي كه به علت پرداخت عشريه هايش مشهور شده است، در كتابش با نام " آنچه انسان و كوه را تكان مي دهد " از دوراني مي نويسد كه با قوانين توانگري آشنا شده و تازه پرداخت عشريه را شروع كرده بود. با بهبود وضع ماليش، به خودش مي گويد كه يك سال عشريه نمي دهد و پس انداز مي كند.او به خدا مي گويد : " خدايا! صد هزار دلار، عشريه ام را سرمايه ي كارم مي كنم و در عوض، سال بعد عشريه ام را ، بيشتر، مي پردازم! " اما از همان لحظه همه ي كارهايش گره مي خورد. پشت سر هم دچار مشكلات مالي مي شود و هواي بد باعث مي شود كه كارهاي ساختمانيش، پيش نرود. در پايان سال، او صد هزار دلار قرض بالا مي آورد! او مي گويد از اين تجربه دريافتم كه قانون عشريه با وعده و وعيد به جائي نمي رسد و  شوخي ندارد!  او، آن زمان، با وجود قرضي كه بالا آورده بود، به محض دريافت درآمدي، عشريه ي خود را پرداخت و به اين رويه ادامه داد. او به چنان توانگري و ثروتي دست پيدا كرد كه بعدها مجبور شد براي توزيع درست عشريه هايش كه به ميليونها دلار مي رسيد، موسسه اي خصوصي تاسيس كند!

 

نكته ي مهم _ يادتون باشه عشريه را بايد از كل درآمدتان بدهيد .( نه از باقيمانده و پس اندازي كه ته پولتان، مي ماند. )

 

 سوال _ عشريه را به كجا بايد پرداخت؟

قوانين كهن درباره ي اينكه عشريه را بايد به كجا پرداخت، بسيار دقيق بودند چون در آن روزگار، عشريه يك قانون فراگير بود. آنها مي گفتند اولين يك دهم از مالتان بايد به عابدان و جايگاه عبادت  كه قانون عشريه را به مردم مي آموخت، سپرده بشود.اين يك دهم نبايد به نيت خاصي داده داده بشود. يعني عشريه دهنده نيايد به اين كه اين پول در كجا خرج مي شده، كاري داشته باشد. دومين يك دهم در آمد بايد به مصرف جشنها مي رسيد. سومين يك دهم درآمد، بايد به مصارف خيريه مي رسيد.

 

امروزه دانشمندان ذهني معتقدند عشريه را بايد به جائي بپردازيد، كه از آنجا كمك معنوي و الهام مي گيريد. يعني به استاد معنويتان. استادهاي معنوي كساني هستند كه آن كنش هاي ذهن را كه شفا مي بخشد و توانگري مي آورد، به شما مي آموزد. عشريه را بايد بدون چشمداشت بپردازيد. " امت فاكس" مي گويد : " نهضت حقيقت ( نهضتي كه قوانين توانگري را مي آموزد) تنها راه نجات جهان است. " پاندر " و " امت فاكس " و ساير دانشمندان ذهني، گفته اند كه " بايد بخشش و ايثارتان را به مردماني اهدا كنيد كه وجودشان منشا الهام و تعالي انسانهاست و به آدميان آن حقيقت را مي آموزند كه شفا مي دهد و مي تواند توانگر كند. " آنها مي گويند " پولتان هر جا برود، ايمانتان همان جا مي رود! "

 

سوال _ اگر عشريه را به جائي غير از جائي كه بايد بپردازيم ، پرداخت كنيم، چه مي شود؟

 " پاندر " مي گويد زني كه عشريه اش را به چند موسسه ي پزشكي پرداخته بود،  پيش او آمده بود و شكايت مي كرد كه چرا بيماريش شفا نيافته است؟" پاندر " براي او توضيح مي دهد كه او مي تواند از پولش به فقرا كمك كند يا به جاهاي مختلف ببخشد اما اين عشريه به حساب نمي آيد وبايد عشريه اش را به استاد معنوي اش بپردازد. كمك به خويشاوندان مستمند، صدقه است نه عشريه.

زن ديگري به پاندر شكايت مي كند كه چرا با وجود پرداختن عشريه اش توانگر نمي شود؟ " پاندر " از او مي پرسد كه عشريه اش را به كجا پرداخته ؟ زن پاسخ مي دهد : الان استاد معنوي اي در يك كليسا دارم كه برايم مفيد است اما عشريه ام را به همان كليسائي مي دهم كه سابقا" به آنجا مي رفتم و در آغاز با آنجا شروع كردم! مگر اهميت دارد كه عشريه را به كجا بدهم؟!

" پاندر " مي گويد : " اگر مي خواهي توانگر بشوي، به جائي عشريه ات را بپرداز كه حالا از آنجا كمك معنوي و الهام مي گيري .( چون در غير اين صورت حقي را از كسي ضايع كرده اي كه خودش كارما دارد! )ستاندن كمك معنوي از يك جا و پرداخت عشريه به جائي ديگر مثل اين مي ماند كه نزد پزشكي بروي و پولش را به پزشك ديگري بپردازي! 

 

 

سوال _ عشريه را بايد از درآمد خالص پرداخت يا درآمد ناخالص؟

" پاندر " مي گويد : دوستي مي گفت : من از درآمد خالصم ( ماليات در رفته ) عشريه مي پرداختم اما متوجه شدم هيچ وقت آنقدر پول ندارم كه مالياتهايم را بپردازم. فورا" از درآمد ناخالصم ( بدون كسر ماليات ) عشريه پرداختم و چنان گشايشي در امور ماليم پيدا شد كه ديدم به راحتي مي توانم مالياتهايم را هم بدهم!

پاندر می گه:اگر در اين لحظه دستتان آنقدر باز نيست يا هنوز آنقدر به قانون توانگري،  اعتماد نداريد كه بتوانيد از همه ي درآمدهايتان عشريه بپردازيد، لااقل از يكي از آنها به طور منظم عشريه بدهيد. هر چه بيشتر ببخشائيد، بيشتر دريافت مي كنيد. بخشيدن راه گرفتن را مي گشايد.

 

 

سوال _ اگر عشريه ندهيم، چه مي شود؟

پاندر می گه :

1 _ اگر چيزي ندهيد، چيزي نمي ستانيد. كسي كه مي خواهد مطابق با نهضت حقيقت پيش برود و به آرزوها و توانگري برسد نمي تواند از بعضي از قوانين آن تخلف كند و انتظار دريافت داشته باشد.

 

2 _ اگر داوطلبانه در راه خير ندهيد، ناگزير بايد به زور از دست بدهيد! و آن هم براي تجربه هاي ناخوشايند و مخرب زندگي. ( مثل پول بيماري، گم كردن پول، ربوده شدن مال، فنا شدن لوازمتان ، پرداخت بهاي گزاف براي تعمير لوازمي كه دم به ساعت خراب مي شوند ، به كساني كه قرض مي دهيد پولتان را پس نمي دهند، چكهائي كه دريافت مي كنيد پاس نمي شود، حقوقتان را به موقع نمي دهند  و ...) چون قانون كائنات يك دهم مال شما را متعلق به شما نمي داند و اگر آن را در راهي كه بايد ، خرج نكنيد، به هر قيمتي آن را از شما مي گيرد! بنابراين ، هر گاه چيزي از شما ربوده شد، بدانيد كه به اندازه ي كافي نبخشيده ايد! اين يك قانون ذهني مهم است كه مي گويد :

 

اگر بخواهيد در ازاي هيچ، چيزي بستانيد، چيزي از شما ربوده مي شود!

 

 

استاد معنوي فقط مي تواند عشريه هائي را كه شما به ميل خودتان به او پرداخت كرده ايد، دريافت كند. استاد اجازه نداره کسی را مجبور کند که به او عشریه بدهد چون عشریه چیزی است که فرد به میل خود به استاد می پردازد.

 

پاندر معتقده اگر شما استاد معنوي كسي هستيد يعني قوانين توانگري را به او آموختيد( يا همان نهضت حقيقت را) و او به شما عشريه پرداخت، باید حتما" آن را دريافت كنيد . چون دريافت نكردن آن يعني باور نداريد كه او با دادن آن مال به توانگري مي رسد.( يعني او را فقير فرض كرده ايد) حتي اگر دلتان نمي خواهد ، آن را دريافت كنيد و  به ديگران ببخشيد. او معتقده حتما" از پول عشريه اي كه مي گيريد ، هم ،  عشريه بدهيدو فكر نكنيد چون جزو عشريه بگير ها هستيد نبايد عشريه بدهيد.

 

اين مطلب را به استناد آيات كتب مقدس عهد عتيق براتون مي گم. در باب سوم كتاب ملاكي نبي آمده :

 " خداوند مي گويد به سمت من باز گشت نمائيد و من به سوي شما بازگشت خواهم كرد. اما شما به من مي گوئيد به چه بازگشت نمائيم.آيا انسان خدا را گول مي زند؟! اما شما مرا گول زده ايد و مي گوئيد در چه چيز تو را گول زده ايم . در عشرها و هدايا! " و گفته : " شما سخت ملعون شده ايد! زيرا شما مرا گول زده ايد! "

 

خود " كاترين پاندر " ميگه عشريه ي سخاوتمندانه ي خوانندگانش باعث شد تا اون سه كليساي جهاني حقيقت درست كنه و  در اون نهضت حقيقت رو ياد بده چون اين عشريه ها باعث شده كه اون بتونه تمام وقتش را صرف نوشتن كتاب و سخنراني هايش بكند. بنابراين هم عشريه دهنده و هم عشريه گيرنده به توانگري مي رسند.

اين درس را با وعده ي خداوند به پايان مي برم. اميدوارم همانقدر كه اين وعده ي الهي، قلب من را سرشار از عشق و آرامش مي كند ، به شما هم آرامش و شادي هديه كند!

 

در عهد عتيق آمده : " خداوند مي گويد مرا با عشريه هاي خود امتحان كنيد تا ببينيد كه آيا روزنهاي آسمان را بر شما نخواهم گشود و چنان بركتي بر شما نخواهم ريخت كه گنجايش آن نخواهد بود!!"

 

پروردگارا! كمكمان كن تا با باور وعده هاي راستين تو، به حقيقت دست بيابيم! آمين!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 4:13  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با ادامه ي درس آفرينش توانگري با شما همراهم . گفتيم كه آفرينش توانگري ذهني از سه طريق انجام ميشه. طريق اول ، نوشتن. طريق دوم ، تصاوير( چرخ اقبال). و روش سوم كلام. طريق اول و دوم را كه براتون توضيح دادم، حالا مي ريم سراغ روش سوم .

 

_آفرينش توانگري ذهني از طريق كلام :

 

من در پستهاي زيادي راجع به جادوي كلام براتون صحبت كردم و اين قانون ذهني كه مي گه :"هر آنچه به گفتار در آيد، به رفتار در مي آيد." دانشمندان ذهني،  تخمين زده اند كه تكرار عبارت تاكيدي ويژه ي توانگري مي تواند هشتاد درصد بر سرعت تجلي ثمرات دلخواه بيفزايد.

"كاترين پاندر " معتقده كه" در ازاي هر پانزده دقيقه مطالعه ي مطالب و  كتابهاي الهام بخش، دست كم بايد پنج دقيقه عبارات تاكيدي را تكرار كرد. فقط با مطالعه ي مطالب ذهني نمي توان به توانگري رسيد "

كاترين پاندر در كتاب " قانون توانگري " آدمهاي زيادي را كه از اين طريق، توانستند درهاي توانگري را به روي خودشان باز كنند، مثال مي زند. او حتي اعتراف مي كند كه فقط از طريق تكرار عبارت تاكيدي ( كه آن را دعاي روزانه ي خود مي نامد) توانست به شيوه اي عجيب، ناشري معروف بيابد تا دست نوشته هايش درباره ي توانگري را چاپ كند و اين آغاز شهرت جهاني و توانگري او شد!

 

قانون تجلي : هر چقدر هم كه ظاهر امور مخالف به نظر برسد ، بايد شرايط دلخواه را مجسم كنيد و از اقتدار و نفوذ كلام غافل نمانيد. در جملات تاكيدي حتما" از قانون " تجلي "پيروي كنيد. قانون تجلي حكم مي كند كه هر آنچه را كه دوست داريد باشيد يا به انجام برسانيد، بايد بگوئيد كه پيشاپيش چنان هستيد و آن كار را به انجام مي رسانيد. مثال " نگوئيد من آپارتماني زيبا مي خواهم. " بگوئيد : خدا را شكر مي كنم كه اكنون داراي آپارتماني زيبا هستم. "

 

 

 سيستم آرزوها هم اين موضوع رو تائيد مي كنه و مي گه :

 

قانون چهل و هشتم سيستم آرزوها : حتي وقتي ظاهر امور به نظر مخالف مي رسد، از قانون تجلي پيروي كنيد.( تجسم شرايط دلخواه و استفاده از جملات تاكيدي به گونه اي كه انگار الان آنچه را مي خواهيد ستانده ايد)

 

نكته ي مهم _ لااقل روزي پنج دقيقه عبارتهاي تاكيدي دلخواهتان را با صداي بلند تكرار كنيد.اگر مي خواهيد توانگري شما به صورتي روشن و قطعي رفتار كند، بايد كلامي كه براي توانگري بر زبان مي آوريد، روشن و قطعي باشد.

 

 

_ قدرت جادوئي اسمهاي مقدس براي توانگري:

قدما معتقد بودند كه آگاهي از واژه هاي مرموز يا آيه اي مقدس، بسيار نيكوست و به هنگام فشار يا دشواريهاي آزمونهاي زندگي، به آنها كمك مي كند. يكي از نامهائي را كه مقتدر مي دانستند " يهوه " بود و ديگري عبارت " من هستم" .

"كاترين پاندر " مي گويد ما عيسي مسيح را به عنوان شفادهنده مي شناسيم، حال آنكه او در معجزات مربوط به توانگري اش، قوانين ذهني و معنوي توانگري را به كار مي بست. " عيسي مسيح همواره از عبارات تاكيدي مثبت استفاده مي كرد. بزرگترين چيزها را از خدا مي خواست و همه ي آنها را متجلي مي كرد، زيرا دعايش سرشار از اقتدار بود. ( مگر دعاي رباني چيزي غير از عبارات تاكيدي مثبت و مصمم است؟)

 يكي از استادهاي خوب من هميشه مي گفت "حتي نام كساني كه انسانهاي بزرگي بوده اند داراي يك گاست ( انرژي) است و چون انرژي هرگز از بين نمي رود، هنوز انرژي آن ها، در جهان باقيست و به هر كس كه از آنها كمك بخواهد، كمك مي كند. به همين دليل است كه خيلي از معجزات با توسل به بزرگان ديني انجام ميشود. "

 ( من خودم به اين موضوع اعتقاد زيادي دارم. زماني بود كه كتابهائي در زمينه هاي متافيزيك يا نيروهاي ماورائي مي خواندم اما نمي فهميدم. به محض اينكه از گاست نويسنده ي كتاب يا استادي كه ، آن فن را آموزش مي داد، كمك طلبيدم، شبهاي متوالي به خوابم  آمد و مباحث را برايم توضيح  داد و موشكافي  كرد! )

" چارلز فيلمور" در كتابش "توانگري" مي نويسد : "از نام عيسي مسيح امواجي نيرومند و طيفي قدرتمند بر مي خيزد كه توانگري مي بخشد. نامي كه اقتدار زمين و آسمان را در بر دارد و به آساني مي تواند به جوهر كائنات ، شكل ببخشد. نامي كه با جوهر نمادهاي پدر و مادر يگانه است و چون بر زبان آيد، همه ي نيروها را به كار وا مي دارد تا ثمرات دلخواه را به بار آورد."

"كاترين پاندر " بر اساس همين اعتقاد به قدرت جادوئي اسمهاي مقدس، وقتي نياز به يك ماشين نويس داشته، اين عبارت تاكيدي را تكرار مي كند: "عيسي مسيح هم اكنون ماشين نويسي عالي را متجلي مي كند تا اين كار من را به انجام برساند." و چند ساعت بعد يكي از آشنايان كه تايپيست بوده پيش او مي آيد تا خدمتي براي او انجام بدهد!

 

شما مي تونيد انواع و اقسام جملات تاكيدي را بسازيد يا از كتب مختلف برداريد. من چند تا از آنها را برايتان مي نويسم :

_ من به روح جهاني توانگري اعتماد مي كنم تا هم اكنون بركت بيكرانش را بر همه ي گوشه هاي زندگيم بباراند.

 

_ من در جوهر الهي احاطه شده ام و اين جوهر الهي هم اكنون در شكلي غني و مناسب و شايسته به سويم مي آيد.

 

_ خدايا من به تو و عدالت تو توكل مي كنم. مي دانم آنچه كه متعلق به من است نمي تواند از من باز گرفته بشود.پس آرام و آسوده بر جا مي مانم.

 

_ من هم اكنون از درآمدي مدام و قابل توجه و روزافزون برخوردارم.

 

_ از افزايش درآمدم كه هم اكنون پيش مي آيد و به طرزي قابل ملاحظه به من رضايت مي بخشد، سپاسگزارم.

 

_ من در ذهن الهي، آرماني الهي ام و اكنون به سوي مكان راستين و انسانهاي راستين و توانگري راستين زندگيم هدايت مي شوم.

 

شما در "چهار كتاب " نوشته ي "فلورانس اسكاول شين" مي توانيد جملات تاكيدي زيادي براي موارد مختلف پيدا كنيد.

 

 

ساختن جمله ي تاكيدي با استفاده از قدرت جادوئي اسم مقدسين :جملات تاكيدي زيادي در كتابها نوشته شده اما من پيشنهاد مي كنم خودتون اون جمله ي تاكيدي رو كه در اين زمان بهش نياز داريد بسازيد و از قدرت جادوئي اسم مقدسين " مثل عيسي مسيح، حضرت علي(ع)، امام حسين و يا هر كسي كه حس روحاني اي در شما به وجود مي آره..." استفاده كنيد و بگيد : " عيسي مسيح يا امام حسين يا ... اينجاست و اكنون عاليترين چيز را براي من درباره ي( فلان موضوع) فراهم و متجلي مي كند. "

يا بگوئيد : " اكنون نور پاك و سفيد (عيسي مسيح يا حضرت امام رضا يا ....)  همه ي زندگي من را احاطه كرده است و هيچ چيز منفي نمي تواند وارد اين حلقه ي نور بشود و تنها نيكي مي تواند به من نزديك بشود. ميزان كار و زناشوئي و تندرستي و ... مستقيما" در دست ( نام آن آدم روحاني مقدس را بياوريد) است و در هر گامي كه بر مي دارم او پيشاپيش مي رود و همه ي امور زندگيم را هدايت مي كند .  "

 يا بگوئيد: " قدرت ( عيسي مسيح يا ...) سرگرم عاليترين كار خود است تا كاملترين ثمرات نيكو را به بار بياورد."

يا بگوئيد: " مسئوليت ( كار يا مشكلي كه داريد را عنوان كنيد) با ( عيسي مسيح يا  ...) است و خودش نشانم مي دهد كه چه كنم و راه درست را مي گشايد."

 

مثال: " كاترين پاندر " از خودش مثال مي زند كه مي خواسته كليسائي باز كند و امور ذهني را در آن آموزش بدهد اما پول نداشته است. او شروع مي كند با اسم مقدسين جملات تاكيدي گفتن. يك بار موقع گفتن اين جملات، اسم يك نفر آدم كه دورادور مي شناخته به ذهنش مي رسد. " پاندر " به او زنگ مي زند و اون آدم ميگه مايل است او را ببيند. وقتي به ديدنش مي آيد به پاندر  مي گويد " يك چك هزار دلاري داره كه با چند نفر ديگه اون رو جمع كردند و مي خوان اون رو در اختيار كسي بگذارن كه مي خواد كليساي جديدي بسازه! "

" پاندر" مي گه : " من كه از اين موضوع اطلاعي نداشتم اما ضمن مراقبه روي جمله ي تاكيدي انگار خداوند به دلم انداخته بود تا با او تماس بگيرم! " و اين طوري پول كليسا جور ميشه!

 

_ قدرت توانگري بخش و اقتدار دعاي رباني : پاندر مي گه دعاي رباني كه در انجيل آمده، از اقتداري عظيم بهرمند است. به شرط آنكه آن را آهسته و سنجيده و كلمه به كلمه بخوانيد و به هر كلمه اش بينديشيد تا از نيروي سرشار و تاثير شگرفش بهره مند بشويد.آنگاه مي بينيد كه همه ي مشكلاتتان حل مي شود. تاثير تكرار روزانه ي " دعاي رباني" شما را به حيرت مي اندازد.پس چنين دعا كنيد :

 

" اي پدر مقدس ما كه در آسماني

نام تو مقدس باد

ملكوت تو بيايد

اراده ي تو چنان كه در آسمان است،

بر زمين نيز كرده شود.

نان كفاف ما را امروز به ما بده.

و قرضهاي ما را ببخش

چنان كه ما نيز قرضداران خود را مي بخشيم

و ما را در آزمايش مياور

بلكه از شرير ما را رهايي ده

زيرا ملكوت و قوت و جلال

تا ابدالاباد از آن توست.

آمين. "

( انجيل متي، 6: 9_13)

 

_ اما چرا دعاي رباني چنين قدرتمند است؟

شايد به اين دليل كه شما را به آن آگاهي مي كشاند كه عيسي مسيح براي انجام معجزه هايش در آن قرار داشت. به آن آگاهي كه توانگري را متجلي مي كند و قرصهاي نان و ماهي را هزار برابر مي كند!

 

(من شخصا"، با افتخار،  پيرو دين مقدس اسلام هستم اما معتقدم به تعداد آدمها راه براي رسيدن به خداوند وجود داره! پس به همه ي ادياني كه خداي واحد رو قبول دارند احترام مي گذارم و از دعاهاي همه شون استفاده مي كنم و معتقدم اين انرژي در همه ي دعاهاي كتب مقدس موجوده. حديثي هم درباره ي آيات قرآن خوندم كه " هر تعداد از آيات قرآن را كه براي انجام نيتي بخوانيد، براي برآورده شدن آن حاجت، كفايت مي كند." به نظرم اين هم به خاطر انرژي بالائي است كه در اين آيات وجود داره. دعاها و آيات قراني درست مثل جملات تاكيدي مي مونند و اثر مي كنند.)

 

نكته ي مهم _ عبارت تاكيدي را براي ديگران هم مي توانيد به كار ببريد. حتي اگر خودشان هم به اين موضوع اعتقاد نداشته باشند. ( اگرچه اعتقاد خود آن فرد، اثراتي عميق تر و سريع تر به بار مي آورد)

مثلا" براي دوستتان كه بيكار است ، تكرار كنيد : " تو شغلي بي نظير و درآمدي بي همتا داري. تو به شيوه اي بي نظير خدمتي بي همتا را به انجام مي رساني."

 

همونطور كه گفتم جملات تاكيدي بيشماري وجود داره اما بهترين كار اينه كه شما خودتون كشف كنيد كه به چه جمله ي تاكيدي اي واقعا" نياز داريد. من اينجا به شما شيوه اي رو ياد مي دم كه در" تجسم خلاق " اون رو جزو كارهاي پالايشگر مي دونند.

 

_ پالايش و ساخت جملات تاكيدي پالايشگر:

 اصل نهفته در شيوه هاي پالايش اين است كه بايد مشتاق باشيد كه هر گونه احساس منفي سركوب شده را در جسم يا عواطف يا ذهن يا روحتان كاملا" بشناسيد و آن را مورد بررسي قرار دهيد تا بتوانيد آن را رها كنيد. بيشتر افراد اميدوارند كه با ناديده گرفتن احساسهاي منفي، آنها راهشان را مي گيرند و مي روند! در حالي كه اگه درسهاي نيمه ي تاريك رو به ياد داشته باشيد، حتما" مي دونيد كه اين طوري نيست. هرچه بيشتر بكوشيد تا آنها را ناديده بگيريد، بيشتر خودشان را در زندگيتان نشان خواهند داد. گوئي همه ي زواياي تاريك وجودتان، عملا" مي كوشند كه نور آگاهي را به سوي خود بكشانند، تا بتوانند پاك و صيقل يافته بشوند. فرايند صيقل يافتن يا پالايش، فقط با درخشش نور آگاهي به زواياي تاريك ، و با اشتياق تجربه ي هر چه كه در آنجا هست، رخ مي دهد. با تجربه ي آن، انرژي مسدود شده و متراكم، براي هميشه رها مي شود.

بنابراين اگر در هنگام به كار بردن جملات تاكيدي و مثبت، احساس نا خوشايندي بهتون دست مي ده، يا اينكه احساس مي كنيد هدف يا آرزويتان با مانع روبرو شده، يا مدتهاست كه از جملات تاكيديتون ثمره ي مفيدي به دست نمي آريد، بدونيد كه اون جمله متعلق به شما نيست! حتما" جملاتي را كه به كار مي بريد رها كنيد و به سراغ ساخت جملات تاكيدي پالايشگر بريد.

 

تمرين براي ساختن جمله ي تاكيدي پالايشگر:

 

نخست در دفتر مراقبه تان، آرزو يا همان هدفتان را به صورت يك عبارت تاكيدي بنويسيد. آنگاه بنويسيد : " علت اينكه نمي توانم به هدفم برسم اينست كه ..." هنگامي كه اين دلايل را مي نويسيد ، به يكايك فكرهائي كه از سرتان مي گذرد ، هر اندازه هم كه احمقانه يا عجيب يا وحشتناك يا بي اهميت به نظر مي رسد، توجه كنيد. به خودتان اجازه بدهيد هر دليلي را كه به ذهنتان مي رسد، در اينجا بنويسيد.

مثال :

 

هدف : مي خواهم صاحب حرفه اي شگفت آور باشم با ... ريال درآمد ماهانه.

 

 ساخت جمله ي تاكيدي اوليه : طبق قانون تجلي بايد اون رو به شكل يك جمله ي مثبت ، به شكلي كه انگار تحقق پيدا كرده ، بنويسيد. يعني اين جمله مي شود جمله ي تاكيدي اوليه ي شما:  

 " اكنون صاحب حرفه اي شگفت و خلاقم. كارم را دوست دارم و درآمد ماهانه ام .... ريال است."

 

سوال : دليل اين كه نمي توانم به خواسته ام برسم، چيست؟

 

جواب : هرگز موفق نخواهم شد _ نمي دانم مي خواهم چه كار كنم. _ از كجا مي توانم چنين شغلي را پيدا كنم؟ _ عالي تر از آنست كه بتواند حقيقت پيدا كند. _ لياقتش را ندارم. _ مي ترسم از اينكه اين همه پول به دست بياورم! _ پدرم هرگز چنين پولي به دست نياورد من هم نمي خواهم با در آوردن اين پول، باعث احساس خواري در او بشوم! _ و غيره ...

 

اگه احساس كردين باز هم دلايل ديگه اي وجود داره در يك فرصت ديگه دوباره سراغ اين جوابها بياين و به اونها اضافه كنيد. بعد مدتي بنشينيد و به دلايل خودتون بنگريد تا ببينيد كداميك از اونها بيشتر شما را تحت تاثير قرار مي دهند و كنارشان علامت بگذاريد. آنگاه براي خنثي كردن يكايك آنها، يك جمله ي تاكيدي مناسب با اون دليل بنويسيد. به اين جمله ي تاكيدي مي گن "جمله ي تاكيدي پالايشگر ".

_ براي دلايلي كه در بالا نوشتيد، اين جملات تاكيدي پالايشگر ساخته مي شوند :

من اكنون موفق هستم. من اكنون توانائي به دست آوردن عالي ترين ها را دارم. من اكنون با هدايت الهي، دريافته ام كه از كجا بايد شروع كنم. و ...

 

اينها جملاتي هستند كه شما بايد به كار ببريد و به كار بردن جمله ي تاكيدي اوليه، در اين زمان نه تنها نمي تونه به شما كمكي بكند، بلكه حتي چيزهاي زيادي را كه در نيمه ي تاريكتان پنهان كرده ايد، به سطح مي آورد و مانع تحقق آرزويتان مي شود. پس از جملات تاكيدي پالايشگرتان استفاده بكنيد.

 

خدايا! تو را شكر مي كنم كه ضمير برترم اكنون مرا به سوي بهترينهائي كه لايقش هستم، هدايت مي كند. آمين.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:22  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

 

سلام و سلام و سلام به همه ي دوستان خوب. تو جلسه ي قبل از آفرينش توانگري ذهني حرف زديم و گفتيم كه از سه طربق انجام مي شه . اوليش از طريق نوشتن بود كه براتون توضيح دادم. دومين  طريق براي آفرينش توانگري ذهني از طريق تصاويره كه تو اين جلسه در موردش با هم حرف مي زنيم.

 

استفاده از اقتدار تصاوير ، هنر جديدي نيست. آدمهاي غار نشين روي ديوار غارهاشون تصوير خوراكيهايي رو كه دوست داشتند را مي كشيدند چون باور داشتند با نگاه كردن به اين تصاوير، قدرتي نا مرئي اين خوراكها رو به صورت شكار يا ماهي يا طيور در اختيارشون قرار مي ده!

 بعدها مصريها گورهاي خودشون رو نقاشي مي كردند و به محض اينكه كودكي زاده مي شد، نقاشي گور او هم شروع مي شد! روي ديوارهاي گور ، تصاويري از همه ي چيزهاي خوبي كه اون كودك در طول زندگيش مي تونست تجربه كند ، را مي كشيدند. از پيروزي در جنگها گرفته تا نيكبختي و سرافرازي و ... مصريان بر اين اعتقادبودند كه اين تصاوير سبب مي شوند تا اين تجربه ها در زندگي كودك زائيده شده در دربار، دوباره متجلي بشود.

دو هزار و چهار صد سال قبل، در دوران عصر طلايي يونان، يونانيان در پيرامون مادران آينده ، تصاوير و مجسمه هاي زيبا مي گذاشتند تا كودكان به دنيا نيامده، از تصاوير ذهني مادران خود سلامت و زيبائي بستانند. امروزه، دانشمندان براي بار دوم در حال اكتشاف اين فن هستند!

خوب! اين مقدمه رو گفتم تا مطمئن بشيد با يه قدرت جادوئي حسابي روبروئيد كه ارزش امتحان كردن داره! حالا بريم سر اصل مطلب.

 

_ آفرينش توانگري ذهني از طريق تصاوير با ايجاد " چرخ اقبال " :

 

" كاترين پاندر " معتقده كه بايد تصاوير موهبتهائي رو كه آرزوشون رو داريم، در يك " چرخ اقبال " بكشيم يا درست كنيم. يعني چي؟

_ مثلا" پسر كاترين پاندر آرزو داشته تا به كاليفرنياي جنوبي برن و اونجا زندگي كنند اما شرايطش موجود نبوده. اونها مقواي بزرگي رو بر مي دارن و عكسهاي خودشون رو در ميان عكسهائي كه از كاليفرنياي جنوبي جمع آوري كرده بودند، مي چسبونند. كنار ساحل، در حال بازي گلف، در حال رانندگي در شاهراههاي زيبا، و ساير مناظر اونجا.اونها اسم اين مقوا رو مي گذارند " چرخ اقبال " . اون رو در جائي مي گذارند تا هر روز بتونند لحظاتي بهش نگاه كنند و از احساس برآورده شدن اين آرزو لذت ببرند!

مدتي بعد، از ميان صدها نفر كه در نيروي هوائي بايد به ماموريتهاي مختلف فرستاده مي شدند، فقط پسر كاترين پاندر براي ماموريت در كاليفرنياي جنوبي انتخاب و به آنجا فرستاده مي شه! و به زودي همه ي چيزهائي كه اون توي چرخ اقبال كشيده بوده، واقعي مي شه حتي تصوير دختري كه اون در كنار خودش به عنوان دوست در يك ماشين شيك آبي رنگ  كشيده بوده به حقيقت مي پيونده و اون با دختري موبور كه صاحب همون ماشين آبي رنگ بوده نامزد مي كنه!

 

سوال : با تجسم خلاق و ايجاد چرخه ي اقبال ، چه آرزوهائي رو ميشه ساخت؟

جواب : همه ي آرزوها.اگه شغل جديدي رو آرزو داريد براي اون يه چرخ اقبال درست كنيد. اگه در آرزوي يافتن زوج دلخواهتون هستين ، در اين مورد يه چرخ اقبال درست كنيد. اگه آرزوئي براي فرد ديگه اي داريد ، مي تونيد براي اون هم چرخ اقبال درست كنيد.  براي آرزوي سلامتي براي خودتون يا فردي ديگه هم مي شه چرخ اقبال درست كرد. براي حل مشكلات خانوادگي هم مي شه چرخ اقبال درست كرد و خلاصه براي هر آرزويي كه حق الهي شماست، مي شه چرخ اقبال درست كرد. اما فراموش نكنيد اگه آرزوي شما در جهت آزار و اذيت ديگران باشه حتي در صورت برآورده شدن كارماي اون به شما بر مي گرده!

 

_ نكته ي مهم :كنش ذهن، تصور و تجسم است. اگر آگاهانه آنچه را كه مي خواهيد، به شيوه اي سازنده مجسم نكنيد ، ناخودآگاه آنچه را كه نمي خواهيد به شيوه اي مخرب مجسم مي كنيد و مدام به مشكلات خود مي افزائيد. پس حتما" از شيوه ي تصور و تجسم سنجيده ي موهبت دلخواه كه بهترين راه براي غلبه بر همه ي مشكلاته، استفاده كنيد.

 

_ نكته ي مهم : اگه در تجسم آرزوهاتون،  تنبليد و فقط گاهگاهي اون رو انجام مي ديد، و همين رو بهانه قرار دادين كه اصلا" سراغ اين كار نريد، لطفا" خوب گوش كنيد! لااقل همون گاه به گاه اين كار رو انجام بدين. حتي تجسمات گاه به گاه هم ثمر بخشه، اگر چه نه به سرعت.

 

_ نكته ي مهم : خيلي از افراد وقتي مي بينند كه تصاوير چرخ اقبال بي درنگ جواب نمي ده و موهبت دلخواهشون رو به وجود نمي آره، دلسرد مي شن. براي ايجاد دگرگونيهاي وسيعي كه اثرات و ثمراتي دوردست دارند،. چون ممكنه تصوير موهبت دلخواه با تجربه هاي گذشته يا اكنون تفاوت داشته باشه ، معمولا" مدت زماني طول مي كشه تا ذهن نيمه هشيار، اين تصاوير رو جذب كنه اما وقتي آنها را جذب كرد، اين تصاوير متجلي مي شوند.

 

_ نكته ي مهم : اگر با وجود درست كردن چرخ اقبال، تصوير دلخواهتون متجلي نشد، به ذهنتون رجوع كنيد! شايد ذهنتون رو از تصاوير موهبتهاي مختلف انباشته ايد يا برنامه هاي زيادي رو در برنامه تون گنجانده ايد. وقتي آرزوها و تصاويرتان صريح و روشن باشند و چيزهائي رو انتخاب كنيد كه براتون مهم ترند يا در اين لحظه به آنها نياز داريد، راه تجلي فورا" راه مي گشايد.

مثال : " كاترين پاندر " خانمي بازرگان را مثال مي زنه كه هم به اتومبيل براي كارش نياز فوري داشت و هم در آرزوي ازدواج مجدد بود. اون در چرخ اقبالش تصوير مردي را چسباند كه در حال رانندگي بود اما هيچ اتفاقي پيش نيامد . اون يه چرخ اقبال ديگه درست كرد و فقط تصوير اتومبيلي رو كه بهش نياز فوري داشت، در اون چسبوند.بلافاصله يك آشناي قديمي به اون تلفن كرد و گفت چون داره اتومبيل جديدي مي خره؛ به اتومبيل قديميش نياز نداره  و مي خواد كه اون رو ، در اختيار اون خانم قرار بده! در واقع چون اون شغل جديدش رو تازه شروع كرده بود و هنوز در حال آموزش بود ، فرصت آن را نداشت كه كاملا" روي مسله ي ازدواج متمركز بشه و نا خودآگاه مدام فكرش به ماشين كشيده مي شد كه براي كارش به اون نياز داشت و نمي تونست روي خواسته ي ازدواجش ، دقيق و صريح متمركز بشه.

 

در اين مورد قانوني هم در سيستم آرزوها داريم كه مي گه :

 

قانون چهل و ششم سيستم آرزوها : براي برآورده شدن يك آرزو، بايد ذهن شما  از تصاوير مختلف و درهم و برهم مربوط به آرزوهاي پراكنده  ، خالي بشود!

 

 

شيوه ي تهيه ي چرخ اقبال :

 

_  يه مقوا يا پوشه برداريد.اون رو به شكل دايره در بياريد. از نقطه ي كانون ( وسط دايره ) اون رو به چهار بخش تقسيم كنيد: بخش امور مالي _ بخش امور شغلي _ بخش مربوط به خانواده _ بخش مربوط به تندرستي. بعد در هر بخش ، تصوير ايده آل مربوط به اون موضوع رو بچسبونيد و زير عكس، عبارت تاكيدي دلخواه  مربوط به اون رو بنويسيد. اين عكس رو مي تونيد از بين عكسهاي خودتون يا مجلات _ با توجه به آرزوتون _ استفاده كنيد.

 

_ چرخ اقبال رو اگه در معرض ديد ديگران نيست، به ديوار اتاقتون بزنيد تا هر وقت مي تونيد نگاهي به اون بندازيد. در غير اين صورت اون رو جائي بگذاريد كه ديگران نبينند اما شما هر شب بتونيد نگاهي به اون بندازيد. اگه مي تونيد هر روز به اون نگاه كنيد.در مورد چيزهائي كه توي چرخ اقبالتون كشيديد، تمرينات تجسم خلاق رو انجام بديد. هرچه بيشتر به اون نگاه كنيد و در باره اون تجسم خلاق كنيد، زودتر ثمراتش پديدار مي شه.

 

_ درباره ي تجسم و تصاويرتان با هيچ كس صحبت نكنيد. چرخ اقبالتون رو به كسي نشون نديد و نخواهيد ديگران را با اصرار بيش از حد، متقاعد كنيد كه حتما" اين كار را انجام بدهند. درباره ي اين مسئله با ديگران وارد جر و بحث نشويد. واژه هاي secret ( مرموز) و sacred ( مقدس ) هم ريشه اند. يعني آنچه را كه مقدس است، به صورت رازي پنهان نگاهباني كنيد. ( در اين مورد وقتي با هم علم كلمات يا همون لگزيگرام رو بررسي كرديم، صحبت مي كنيم. )

 

در اين مورد قانوني هم در سيستم آرزوها داريم كه مي گه :

 

قانون چهل و هفتم سيستم آرزوها : آرزوئي برآورده مي شود كه آن را مثل رازي مقدس براي خودتان حفظ كرده باشيد!

 

( در جلسات قبلي توضيح داده ام كه فقط با مشاور اصلح كه استاد معنوي شماست اجازه ي صحبت درباره ي آرزوتون رو داريد و بس! )

 

_اگر ثمراتي بزرگ و زيبا و رنگارنگ مي خواهيد، از مقواهاي بزرگ رنگي استفاده كنيد. هر چيزي كه حس بهتري به شما مي دهد و باور كردن تحقق آرزويتان را برايتان امكان پذيرتر مي كند.

 

_ بهتره در ابتدا روي مهمترين خواسته تان تكيه كنيد . وقتي به اندازه ي كافي روي تجسم خلاق متمركز شديد، اون وقت به سراغ خواسته هاي ديگه بريد.

 

_ براي هر خواسته بايد از رنگي معين استفاده كنيد."دانش كهن رنگها " مي گويد كه براي تجلي توانگري مالي بايد از مقواي سبز يا طلائي استفاده كنيد. براي فهم و ادراك معنوي افزون تر بايد از مقواي زرد يا سفيد استفاده كنيد. براي انجام امور فكري، مانند نويسندگي يا موفقيت در امتحانات و ... بايد از مقواي آبي استفاده كنيد.براي تندرستي و انرژي و زندگي شادابتر بايد از مقواي نارنجي يا زرد درخشان استفاده كنيد براي عشق و هماهنگي و ازدواج و توفيق در روابط انساني بايد از مقواي صورتي يا قرمز روشن و درخشان استفاده كنيد. اهميت رنگ به خاطر تاثير آن بر ذهن نيمه هشيار است. تصاوير سياه و سفيد به اندازه ي تصاوير رنگي ، ثمرات دلخواه به وجود نمي آورند. حتي اگر به قوانين كهن رنگها اعتقاد نداريد، از رنگ مورد علاقه تان استفاده كنيد يعني رنگي كه از نظر عاطفي جذبتان مي كند.

 

_ بر روي مقواي رنگيتان، تصاوير رنگي بچسبانيد نه سياه و سفيد.

 

_ بر روي مقوا، تصاوير بسيار و درهم و برهم نچسبانيد. تصاوير متعدد و درهم و برهم، سبب آشفتگي ذهن مي شود و ثمرات آشفته و درهم و برهمي را به وجود مي آورد.

 

_ روي مقواي امور ماليتان عكس پول بچسبانيد، نه اشيائي را كه مي خواهيد داشته باشيد. اگر نه، چه بسا آن اشيا را به دست بياوريد اما زير بار قرض برويد! مي توانيد تصاوير پول را نقاشي كنيد يا از مجلات و روزنامه ها ببريد. مي توانيد از عكس چك استفاده كنيد.

 

_ در وسط چرخ اقبالتان يك تصوير نمادين معنوي بچسبانيد. اين تصوير مي تونه تصوير گنبد يه امامزاده، تصوير كعبه، تصوير يك تسبيح، يك دعا يا هر چيزي باشه كه به شما اين حس رو مي ده كه خداوند پيگير خواسته ي شماست تا به اون تحقق ببخشه.اين كار به خواسته تان حمايت معنوي مي بخشه و راه تجلي تصوير دلخواهتان يا چيزي بهتر از آن را مي گشايد.

 

_ نوشتن عبارت تاكيدي دلخواهتان را در زير چرخ اقبال فراموش نكنيد اين عبارت مثلا" مي تونه اين باشه : " به يمن جوهر غني كائنات، من هم اكنون صاحب ثروت و بركت بيكران _  (يا لباسهاي زيبا و مناسب  يا خانه اي دلپذير و راحت  يا عاليترين و مناسب ترين وسيله ي نقليه ) _ هستم. "

 

 مثال : نمونه ي يك چرخ اقبال براي سلامتي و شفا :

" كاترين پاندر " در كتاب چشم دل بگشا ، از يك خانم منشي مي نويسه كه شنيد برادرزاده ي كوچك و محبوبش، بايد ظرف چند روز آينده تحت عمل جراحي مغز قرار بگيره. اون براي برادرزاده اش يك چرخ اقبال درست كرد تا بتونه از طريق قدرت جادوئي تصاوير، اون رو سالم و كامل ببينه. اون براي تهيه ي چرخ اقبال از يك پوشه استفاده كرد تا بتونه تمام روز اون رو همراه داشته باشه.در داخل پوشه ، اون عكسهاي جديد برادر زاده اش رو كه در زمان سلامت از اون گرفته شده بود، را چسباند و زير عكسها نوشت : " از وجودت سلامتي تابناك مي تراود. "

در داخل پوشه، بالاي عكسها نوشت : " هم اكنون، به طرزي معجزه آسا شفا مي يابي! "

سمت راست عكسها نوشت : " ذهن و تن و يكايك امور زندگي تو سالم است! "

در زير پوشه نوشت : " خدايا! تو را شكر مي كنم كه برادر زاده ام را صحيح و سالم به من بر مي گرداني! "

سمت چپ عكسها نوشت : " روزهائي خوش در انتظار ماست! "

 

اون با درست كردن چرخ اقبال و باور كردن اينكه اين چرخ سلامت رو به برادرزاده اش بر مي گردونه، احساس اضطراب و نگرانيش رو از دست داد و احساس ژرفي از آرامش پيدا كرد. جالب اينجاست كه بدونيد برادر زاده ي اون هرگز عمل نشد چون توموري كه در مغزش بود، به طرزي معجزه آسا ناپديد شد!

نكته : اگر مي خواهيد براي كسي كه اصلا" اعتقادي به مسائل ذهني ندارد، چرخه ي اقبال شفا درست كنيد، نيازي نيست كه مسئله را با او در ميان بگذاريد. كار خودتان را بكنيد. باور نداشتن او از قدرت چرخه ي اقبالتان كم نمي كند.

 

مثال : نمونه ي يك چرخ اقبال براي حل مشكلات خانوادگي :

" كاترين پاندر " مثال ديگه اي مي زنه از پدر و مادري كه بسيار نگران دخترشون بودند. دختر سوگند خورده بود كه به دانشگاه نره چون پسري رو دوست داشت كه از دبيرستان بيرونش كرده بودند.اصرار پدر و مادر بي نتيجه بود. مادر براي دختر يك چرخ اقبال درست كرد.اون آرزو داشت دخترش به دانشگاه بره و با يك تحصيل كرده ازدواج كنه. روي چرخ اقبال عكس دختري معقول و منطقي را چسباند كه به دانشگاه مي رفت و كتاب همراهش بود. حتي زير عكس نوشت كه دخترش با موفقيت دانشكده را به پايان رسونده. اون دقايق زيادي به تجسم دخترش به شكلي كه دوست داشت، پرداخت. پس از چند هفته دختر اعلام كرد كه يك سال آزمايشي به دانشگاه مي رود كه ببيند خوشش مي آيد يا نه. در طول سال اول دانشگاه ، عالم ذهني دختر اينقدر گسترده شد كه علاقه اش را به آن پسر كه تحصيلاتي نداشت، از دست داد و از او جدا شد. اون ليسانسش رو گرفت و با پسر دلخواهش كه تحصيلات بالايي داشت ازدواج كرد.

 

 

مثال : نمونه ي يك چرخ اقبال براي توانگري مالي :

" كاترين پاندر " از خانمي بازرگان حرف مي زنه كه براي خودش يك چك ده هزاردلاري درست كرد و اون رو در چرخ اقبالش گذاشت. او هر روز به اين چك با اشتياق نگاه مي كردو با خودش تكرار مي كرد : "خدا اكنون به هر طريق كه خودش صلاح مي داند اين هزار دلار را به من مي دهد تا در نهايت شادماني براي خودم خرج كنم. من هم آن را به مصارف خردمندانه مي رسانم. " چند ماه بعد يكي از بستگان ده هزار و هفتصد دلار براي اون ارث باقي گذاشت. 

 

 

_ مثالي درباره ي ناپلئون بناپارت :

ناپلئون همواره نقشه اي بزرگ با پرچمهاي رنگارنگي كه نشانه ي فتح كشورهاي مورد نظرش بود مقابل خود مي گذاشت و ماهها پيش از فتح آنها ، آنها را فتح شده مي ديد! حتي از فن نوشتن آرزوها و نقشه ها هم سود مي جست . مورخين مي گويند در يكي از موارد، دو ماه قبل از جنگ، و از فاصله ي هفتصد فرسنگ ، همه ي جزئيات و طول رژه ها و نقطه ي رويارويي  دو سپاه و حمله و حتي اشتباهاتي را كه دلش مي خواست دشمن انجام بدهد، در نوشته هاي خود ، نوشته و كشيده بود!

اما ناپلئون در جنگ آخر خود يعني " واترلو " شكست خورد زيرا از فني جادوئي و بسيار قدرتمند براي شيوه اي مخرب استفاده مي كرد و بالاخره كارماي خود را دريافت كرد! ( اين همون قسمت از جادوست كه ما به اون مي گيم جادوي سياه. يعني شما با چرخ اقبال شايد خواسته هاتون رو به ديگران هم تحميل كنيد اما اگر در جهت مخربي باشه بالاخره كارماي بدي در مقابل اون دريافت مي كنيد! )

 

 

 نكته ي مهم _ توقف تجسم :

خانمي مجرد براي " پاندر " نوشت من مدتهاست تجسم مي كنم كه ازدواج كرده ام اما هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است.او چند بار نامزد كرده بود يا تا پاي ازدواج رفته بود، اما به نتيجه نرسيده بود. پاندر به اون پاسخ مي ده : كه اولا" بايد نامزدها و كساني رو كه اون رو نخواسته اند كاملا" ببخشه و از اين بار اضافي احساسي خودش رو رها كنه. ثانيا" پاندر متوجه شد اون خانم به جاي لذت بردن از تجسم خلاق و چرخ اقبال، مدام در هر تجسم مشغول تقلاي ذهني مي شه. تقلاي ذهني كه بالاخره چه مي شود و ...تقلاي ذهني سبب مي شود كه آرزوهاي انسان به جاي جذب، دفع بشود. نيروي ذهن، براي اين نيست كه به ضرب زور به خواسته مان برسيم.

 

 بنابراين پس از تهيه ي چرخ اقبال و كار روزانه با آن، هر گاه خودتان را سرشار از احساس ايمني و آرامش يافتيد؛ يا علاقه تان را به آن از دست داديد ، آن را رها كنيد! اين معمولا" نشانه ي آنست كه حاضريد دست از سر آرزويتان برداريد تا خود كائنات سرگرم كار بشوند و آن را در زمان درست ، به شما برسانند.

به اين زمان مي گويند : " زمان تعطيل و مرخصي! "  در اين هنگام ، آسوده بياسائيد و آرزوهايتان را فراموش كنيد. اين زمان ، زمان توكل به خدا و سپردن همه ي بارها به خداست. وقتي در عرصه ي ذهن، كار لازم را به انجام رسانديد، مي توانيد مطمن باشيد كه زمان و انسانها و موقعيتها دست به دست هم مي دهند تا موهبت دلخواهتان در عرصه ي بيروني هم تجلي پيدا كند. اما هماهنگي جزئيات در دست شما نيست پس بهتر است به خود بگوئيد كه تنها كار شما، تجسم و آرزوي صميمانه ي تجلي است نه استدلال و زور و ساير تدابير.

 

در پايان اين درس جادوئي ، سخني از " دكتر اميل كوئه "كه از مشاهير فرانسه است، براتون دارم.او ن مي گه : " قدرت تخيل نيرومند تر از قدرت اراده است.اگر تخيل و اراده با يكديگر در كشمكش و تضاد باشند، همواره تخيل پيروز مي شود!  "

 

خدايا! به قدرت تخيل ما بركت بده تا بهترينها را بيافرينيم! آمين!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:46  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام.با ادامه ي قوانين توانگري در خدمتتون هستم، به اين اميد كه درهاي بركت و كاميابي راستين به روي همه ي شما ، تا ابد گشوده باشه. پس بي مقدمه بريم سراغ درسهاي خودمون كه همونطور كه قبلا" هم براتون توضيح دادم، جزو تعاليم " كاترين پاندر " دانشمند بزرگ ذهنيست. قانون ششم توانگري درباره ي پالايش بيروني و دروني صحبت مي كرد و اما قانون هفتم توانگري :

 

قانون 7 توانگري:براي اينكه بتوانيد صاحب توانگري باشيد ، نخست بايد موهبت خود را در ذهنتان بيافرينيد.

 

_ سوال : چرا بايد نخست ذهنا" توانگري خود را آفريد؟

_ جواب : چون انسان موجودي فقط مادي نيست بلكه موجودي معنوي و ذهني است و زندگي بيروني او تجلي زندگي دروني اوست. خدا منشا توانگري ماست . او همان كسي است كه جوهر كائنات ( طلايي را كه از آسمان مي بارد. )را آفريده است و عدالت او بر اين اساس است كه همه ي ما بر طبق قوانين توانگري مي توانيم بر اساس باور خودمان، به اين جوهر غني كائنات دست پيدا كنيم. يعني اگر انديشه ي مان را بر آرمان فراواني متمركز كنيم _ علي رغم هر چه كه ديگران بگويند يا بكنند _ صاحب وفور بركت و نعمت خواهيم شد. خدا مي خواهد كه ما صاحب بهترين چيزها باشيم! پس ما مي توانيم صاحب همه چيز باشيم!

 

آفرينش توانگري ذهني از سه طريق امكان پذيره : 1_ از طريق نوشتن. 2 _ از طريق تصاوير. 3 _ از طريق كلام.

 

 

_ آفرينش توانگري ذهني *****از طريق نوشتن:

 

" اما كورتيس هاپكينز " آموزگار بزرگ اين قرن مي گويد : " هر روز سر ساعت معيني بنشينيد و آنچه را كه موهبتي بزرگ مي دانيد،بنويسيد. با انجام اين كار به كنه حقيقت پي مي بريد و ثمراتي نيكو مي آفرينيد. "

دكتر " امت فاكس " يكي از آموزگاران بزرگ ماورا الطبيعه، مي گويد : " از طريق نوشتن موهبتهاي دلخواه، مي توانيد زندگيتان را دگرگون كنيد. "

 

نكته ي مهم _ اگر هدف و آرزويي معين و دقيق نداشته باشيد ، قرباني اوضاع و شرايط مي شويد و زير سلطه ي شخصيت اطرافيانتان قرار مي گيريد.اگر دقيق و با جزئيات ندونيد كه چه مي خواهيد، ذهنتان شرايطي آشفته به بار مي آورد. به همين دليل زندگي بيشتر آدمها دچار آشفتگي است. اگه شما هم احساس آشفتگي در برآورده شدن آرزوهاتون داريد، بدونيد كه راه غلبه بر مشكلات اين است كه از طريق نوشتن، براي خودتان هدفي تعيين كنيد.

 

ريشه ي كلمه ي آرزو _ دليل اينكه بايد خواسته تان روشن و قطعي باشه، اينه كه ريشه ي كلمه ي آرزو ( desire )به معناي " از آن پدر " است. ( وقتي با هم به بررسي لگزيگرام يا علم كلمات برسيم، مي تونم براتون بيشتر توضيح بدم اما لطفا" فعلا" به همين بسنده كنيد.) يعني اين خواست پدر ( خداوند) است كه ملكوت را به شما عطا كند و اين بايد خواست شما باشد كه اينجا و اكنون ملكوت را دريافت كنيد.

 

_ سوال :اما چطور مي توانيد مطمئن شويد كه آرزوهايتان " از آن پدر" است؟!

_ جواب :اگر آرزوهايتان ، آرزوهايي سطحي باشند ، مي آيند و مي روند. اما آرزوهاي ژرف و ريشه داري هستند كه در هر اوضاع و شرايطي پا برجا مي مانند و در جهت خير و صلاح همگان هستند. اينها آرزوهايي الهي هستند و بايد به شيوه اي سازنده عيان و بيان شوند. آرزو، خداست كه مي كوشد موهبتي عظيمتر را به شما عطا كند! پس به قول پاندر، چشم دلتان را بگشاييد ، و با نوشتن آرزوهايتان آنها را قطعي و روشن كنيد تا به طور قطعي و روشن برايتان متجلي بشود.

 

انتخاب، واژه اي داراي قدرت مغناطيسي است! ذهنتان همواره آنچه را انتخاب مي كند، به بار مي آورد.  در نوشتن آرزوها، اقتداري شگرف نهفته است. با اين كار اقتدار كلام مكتوب شما به ساحت اثير پر مي كشد ، تا از طريق مردمان و موقعيت ها و رويدادها، سرگرم كار بشود. و موانع _ خواه از عرصه هاي مرئي و خواه از عرصه هاي نا مرئي زندگي _بر مي خيزند و نابود مي شوند.

 

نكته ي مهم درباره فقر يا برآورده نشدن آرزوها : پاندر در كتابش" قانون توانگري " از استاد روانشناسي حرف مي زنه كه مي گه : " فقرا ( فقرا يعني كساني كه آرزوهاشون برآورده نميشه)آنقدر درگير مشكلات كنوني خود هستند كه از قبل نقشه نمي كشند و برنامه ريزي و حتي فكر و تامل نمي كنند! اونها هرگز جزئيات آنچه را كه براستي مي خواهند نمي دانند چه برسد كه بخواهند آن را بنويسند!

و همين طور،آنها كساني هستند كه با خصومت يا انتقاد و نا مهرباني  درباره ي توانگران حرف مي زنند!

حالا كه اين عنوان شد، لازم مي دونم يكبار ديگه درباره ي انتقاد از موهبت ديگران هم صحبت كنم.

همين جا به عنوان يك سوال خيلي مهم از خودتون سوال كنين كه وقتي كسي به آرزوهايش مي رسد، چه احساسي به شما دست مي دهد و چه واكنشي از خودتان نشان مي دهيد؟ آيا به راستي تاب تحملش را داريد يا مثلا" مي گيد " نمي دونم اين آدم بي عرضه چه طوري پولدار شد ؟! يا نمي دونم اين بيسواد چه طوري رفت بهترين رشته ي دانشگاه؟! يا نمي دونم چرا اين بيريخت، همسري به اين خوبي گيرش اومد؟!!

وقتي ما موهبتي را مورد انتقاد قرار مي ديم ، اون از ما فاصله مي گيره پس مراقب حرف زدن و فكر كردنمون باشيم.در اين رابطه، قانوني هم در سيستم آرزوها هست كه مي گه :

 

قانون چهل و چهارم سيستم آرزوها : ما هرگز نمي تونيم آرزو و موهبتي را كه ديگران را بخاطر به دست آوردنش سرزنش مي كنيم، به دست بياوريم!

 

نتيجه ي مهم: گاهي ما مورد امتحان قرار مي گيريم. (خصوصا" وقتي تمرينهاي ذهني را شروع مي كنيم. ) گاه گويي موهبت دلخواهمان نخست به سراغ يكايك افراد پيرامون ما مي رود!

در اين لحظه اگر از آنها ايراد بگيريم و انتقاد كنيم، يا اگر نسبت به آنها رشك بورزيم و احساس خصومت كنيم، در امتحان مردود شده ايم و نگذاشته ايم كه آن بركتها و موهبتها به سراغمان بيايد.

 در اين لحظات، صادقانه شروع كنيد به دعا كردن و طلب بركت كردن براي آن شخص و شادمانه خدا را شكر كنيد كه همان بركتها يا حتي عظيم تر از آنها به سراغ شما هم خواهد آمد چون هر گاه موهبتي براي ديگران پيش مي آيد، نشانه ي آنست كه همان موهبت يا برتر از آن مي تواند براي شما هم پيش بيايد!

اگر معتقد باشيد كه موهبت ديگران نشانه ي اينست كه موهبت شما هم نزديك است، بركتهاي بسياري به دست مي آوريد!

اگر به دست آوردن موهبتي  به نظرتان دير شده ، حتما" براي اينست كه مي خواهد عظيمترباشد! پس نگران نباشيد!

 بنابراين در زمان رسيدن موهبتها به ديگران به جاي رشك و افسوس، تنها كاري كه بعد از طلب بركت براي آن شخص بايد انجام بدهيد اينست كه آرام گوشه اي بنشينيد و فهرست خود را تهيه كنيد.

 

_ تمرين:براي غلبه بر احساس رشك و خصومت، مدام در دلتان تكرار كنيد : " عشق رشك نمي ورزد. حقيقت توانگري بخش آزادم كرده است تا دولتمند شوم. "

 

_ نكات مهمي كه در هنگام نوشتن فهرست آرزوها بايد رعايت كنيد :

 

_* همواره اين واژه را به ياد داشته باشيد : " بالاترين و نزديكترين "! يعني هر چه خواسته ي شما والاتر باشد، نزديكتر است!

 

_* نگذاريد احدي فهرست خواسته هايتان را ببيند. اين رازي است ميان شما و خدايي كه در باطن شما، خانه دارد.

 

_* به هنگام تهيه ي فهرست از خواسته ها فقط در رضايت خودتان بكوشيد نه در جلب رضايت ديگران.پس آرزوهاي راستين خودتان را بنويسيد نه آنچه را كه ديگري فكر مي كند برايتان خوب است!

 

_* فهرستتان را با اين عبارت شروع كنيد : " قدرت كاميابي بخش خدا، به يكايك ثانيه هاي امروزم، بركت مي دهد تا هم اكنون و همين جا به عاليترين ثمرات نيكو برسم."

 

_ *در ابتدا سعي كنيد هر روز در زمان مشخصي اين كار را انجام بدهيد. مثلا" اگر سر كار مي رويد، قبل از شروع به كار، لحظاتي آرام بنشينيد و فهرست خواسته ها يا كارهايي را كه در آن روز بايد به انجام برسد، بنويسيد.

 

_*پس از تهيه ي فهرست، هر روز به سراغش برويد تا آرزوهايي را كه ديگر نمي خواهيد از آن حذف كنيد.انعطاف پذير و آماده ي هر گونه انطباق جديد باشيد. اين فهرست ثابتي نيست. مشتاق باشيد تا در صورت لزوم آن را عوض كنيد. ( قانون حذف )

 

قانوني از سيستم آرزوها در باره ي نوشتن فهرست صحبت مي كنه.

 

قانون چهل و پنجم سيستم آرزوها : براي دستيابي به هر آرزويي بايد آن را در فهرست آرزوهايتان وارد كنيد.

 

خوب! در ابتدا بهتر است كه سه فهرست تهيه كنيد:

1 _ فهرست از آنچه را كه مي خواهيد، از زندگيتان حذف شود.

2 _ فهرست از آنچه كه مي خواهيد در زندگيتان تجربه كنيد، يا آنچه كه مي خواهيد در زندگيتان متجلي بشود.

3 _ فهرست از آنچه كه مورد قدرداني و سپاس شماست و از بابت آن شاكر هستيد.

 

_ پس از تهيه ي فهرست ، سوالهاي زير را از خودتان بپرسيد :

1 _ آيا اين آرزوها برحق و قانوني هستند؟

2 _ آيا اين آرزوها از نظر عاطفي براي من درست و مناسب هستند و از نظر عاطفي آمادگي پذيرش آنها را دارم؟

3 _ آيا مشتاقم كه مسئوليت ناشي از تجلي آنها را بپذيرم؟

4 _ از چه چيز دست مي كشم تا براي تجلي آنها، جا بگشايم ؟

 

به ياد داشته باشيد كه " امرسون " مي گه : " طبق قانون جبران، در ازاي هر چيز كه به دست مي آوريد، چيزي را از دست مي دهيد. "هر مرحله از زندگي، مستلزم دست كشيدن از چيزي است. هر پيشرفت به معناي طرد يا ترك كردن و گذشتن از چيزي كهنه است.

 

مثال : "پاندر" در اين باره مثال قشنگي مي زنه از مادري كه در فهرست آرزوهاش از ازدواج پسرش كه نقص عضو داشت، نوشت.پسر بيدرنگ با زن روياهايش آشنا شد كه اهميتي به نقص عضو او نمي داد اما اين خانم ،بيوه بود و چند فرزند داشت. مادر هرگز به خصوصيات دقيق دختر فكر نكرده بود و حتي  آمادگي عاطفي اين رو نداشت كه بپذيره در ازاي ازدواج فرزندش ، اون ازش دور مي شه و به شهر ديگه اي مي ره! اون عصباني به سراغ فهرستش رفت و اون رو پاره كرد اما ديگه دير شده بود چون پسرش تصميم گرفته بود به هر قيمتي با اون دختر ازدواج كنه!

مادر نمي دونست كه قانوني به نام " قانون حذف " وجود داره . حذف نه تنها چيزي از شما نمي گيره، بلكه چيزي به شما مي دهد، البته اگر بگذاريد و اجازه بدهيد.  بنابراين هر روز فهرستتون رو چك كنيد و اگر لازم ديدين، بعضي چيزها رو از اون حذف كنيد.

 

پس از تكميل فهرست چه بايد كرد ؟

_ در پايان اون بنويسيد : " خدايا! اين آرزو يا چيزي بهتر برآورده بشود. بگذار نيكي و بركت بيكرانت تجلي يابد." يا بنويسيد : " اكنون اين فهرست را به اراده ي متعال آگاهي الهي مي سپرم. "

 

" شاكتي گواين " در كتاب راهنماي تجسم خلاق ، نوشتن فهرست رو ، ديدن " چشم انداز دلخواه " مي نامه و مي گه بعد از نوشتن فهرست روزانه بايد به سراغ باقي فهرستها رفت. من ليست همه ي فهرستها رو در اينجا براتون مي گم.

 

انواع فهرست ها :

 

_ فهرست آرزوها و اهداف روزانه.

_ فهرستي از مهمترين آرزوهايم در همين زمان. ( در اين فهرست يك يا دو آرزو را كه در راس بقيه هستند و از بقيه ي اهدافتان براي شما مهم ترند، بنويسيد. )

_ فهرست آرزوها و اهداف براي يك هفته.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي يك ماه آينده.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي شش ماه آينده.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي يك سال آينده.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي دو سال بعد.

_ فهرست آرزوها و اهداف براي پنج سال بعد. ( آنچه مي خواهم براي پنج سال آينده در زندگيم بيافرينم. )

_ فهرست آرزوها و اهداف براي ده سال بعد.( آنچه مي خواهم در ده سال بعد در زندگيم رخ داده باشد.)

_ فهرستي از مهمترين هدفهاي زندگي در كل زندگي ام.

 

نكته ي مهم : در مورد هدفهاي كوتاه مدت، واقع بين باشيد و هدفهايي قابل دسترس را براي خودتان تعيين كنيد تا دچار دلسردي نشويد. بهتر است در آغاز كار، گامهايي كوچك برداريد تا اعتماد به نفس پيدا كنيد.

 

نكته ي مهم : در مورد هدفهاي دور برد، گسترده و آرمانگرا باشيد. بگذاريد تخيلتان بهترين ها را انتخاب كند.

 

_ طريقه ي نوشتن آرزوها و اهداف :

هر يك از آرزوها و هدفهايتان را به صورت يك عبارت تاكيدي بنويسيد يعني آن جمله را به زمان حال، و به شيوه اي بنويسيد كه گويي پيشاپيش به وقوع پيوسته است. ( اين امر آن را به فرايند قدرتمند تجسم خلاق تبديل مي كند. )

مثال : به جاي اينكه بنويسيد " من مي خواهم در ماه آينده در آپارتماني زيبا تر و بزرگتر زندگي كنم. " در فهرست ماه بعدتان بنويسيد : " من اكنون در آپارتماني بزرگتر و زيباتر زندگي مي كنم. "

(خوب! در مورد تهيه ي فهرست ، در درسهاي تجسم خلاق بيشتر با هم صحبت مي كنيم.)

 

خدايا! بگذار نيكي و بركت بي پايانت در جهت خير و صلاح همگان ، تجلي يابد! آمين!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 15:22  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام.بي مقدمه مي ريم سراغ بقيه ي قوانين توانگري.

ما توي جلسه ي قبل ، از پالايش بيروني صحبت كرديم كه از دو طريق ايجاد نظم و ايجاد خلا به وجود مي آد و گفتيم يه پالايش دروني داريم كه  به چهار طريق ،از طريق بخشش دشمنان و آزاد گذاشتن دوستان و پالايش زندگي و پالايش ذهن ايجاد ميشه.توي جلسه ي قبل ، بخشيدن دشمنان رو با هم مرور كرديم. حالا مي ريم سراغ آزاد گذاشتن دوستان.

 

پالايش دروني *****از طريق آزاد گذاشتن دوستان :

 

ما خيلي وقتها راحت دشمنانمون رو مي بخشيم اما چهارچنگولي به دوستانمون مي چسبيم و مي خوايم كه اونها رو به شكلي كه خودمون مي خوايم در بياريم!قانون توانگري مي گه افرادي كه ازشون نفرت داريد، ببخشيد، اما كساني رو كه دوست داريد، رها كنيد! لطفا" اشتباه برداشت نكنيد! اين به معني طرد اونها نيست، بلكه به اين معنيه كه دست از سر عزيزانمون برداريم و بگذاريم پي كار خودشون باشند و به همون شكلي باشند كه خودشون دلشون مي خواد!

شايد اين همون چيزي باشه كه مشتاق انجامش نباشيم. شايد احساس مي كنيم اونها به تشويق و حمايت و كمك و تفاهم ما، نياز دارند. اما بهتره فراموش نكنيم كه وقتي مي خواهيم با ايجاد حس تملك، به اونها كمك كنيم، اونها زير فشارهاي ما اينقدر فرسوده مي شوند كه ديگه نمي تونند آزادانه ما رو دوست بدارند.تنها حاصل اين رابطه، مشكلاتيست كه بين شما به وجود مي آد.

 

نكته : نگران نباشيد! به ياد داشته باشين كه از طريق رهايي عاطفي، هرگز چيزي رو كه حق الهي شماست، از دست نمي ديد. برعكس! اجازه مي دين تا موهبت شما به شيوه اي عظيم تر متجلي بشه. افراد سلطه جو و تملك گرا، داراي انواع و اقسام مشكلات مي شوند. افرادي هم كه اجازه مي دهند تا زير سلطه ي ديگران قرار بگيرند، هم همين طور. بنابراين در پالايش دروني، مهمترين كار پالايش عواطفه از طريق داد و ستد آزادي براي رهايي از شر تملك و تسلط.

 

تمرين : اين عبارت رو تكرار كنيد : " خداي درونم اكنون مرا از هر گونه وابستگي و دلبستگي به افراد و مكانها و اشيا و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونم اكنون قدرت رهايي بخش من است. " براي اينكه ديگران به شما وابسته نشوند، تكرار كنيد : " خداي درونت اكنون تو را از وابستگي و دلبستگي به افراد و مكانها و اشيا و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونت اكنون قدرت رهايي بخش توست. "

 

خود كاترين پاندر ميگه به محض تكرار اين جملات، چند نفر از زندگيم بيرون رفتند و خودم رو در شرايط تازه و دلپذيري يافتم با آدمهايي كه دوست داشتم در زندگيم باشند. اون مي گه : " شخص تملك طلب، معمولا" جوهر انديشه و احساساتش رو بر زندگي ديگري مي باراند و خودش را از نظر عاطفي و جسماني خالي مي كند. علايق عاطفي نيرومند ناشي از تملك، معمولا" علت عمده ي بسياري از مشكلات مالي و تندرستي و اجتماعي است.

 

تمرين : اغلب تكرار كنيد : " من هم اكنون از هر كس و هر چه كه ديگر جزئي از طرح الهي زندگيم نيست، دست مي كشم و دست مي شويم. هم اكنون هر كس و هر چيز كه ديگر جزئي از طرح الهي زندگيم نيست، از من دست مي كشد و دست مي شويد . "

 

نكته : پالايش عواطف كه از طريق داد و ستد رهايي عاطفي انجام مي شه بايد دوطرفه توسط شما انجام بشه. كاترين پاندر مثال جالبي در باره ي دوستش مي زنه كه بعد از چند سالي كه از طلاقش گذشته بود، منتظر همسر ايده آلش بود اما با وجود اينكه اون رو يافته بود، مرد به اون پيشنهاد ازدواج نمي داد. كاترين پاندر به اون ميگه حتما تو هنوز همسر سابقت رو نبخشيدي يا اون تو رو نبخشيده. دوستش پاسخ مي ده كه اون همسر قبليش رو كاملا" بخشيده اما شنيده كه اون مرد با وجود اينكه دوباره ازدواج كرده، هنوز با شنيدن نام اون ناراحت ميشه.

 كاترين پاندر بهش مي گه : هر گونه زنجير عاطفي مانع تحقق توانگري است. بنابراين از دوستش مي خواد بارها در آرامش بنشينه و نام همسر سابقش رو به زبون بياره و بگه : " خداي درونت مرا مي بخشد و آزاد مي كند. " با تكرار اين جمله، درون همسر سابقش، طلب بخشايش اون رو دريافت مي كنه. و بعد از مدتي ، آرزوهاي توانگرانه ي دوست پاندر به صورتي شگفت انگيز برآورده مي شه.

 

 

پالايش دروني*****از طريق رهايي :

 

براي تحقق هر آرزويي بايد از زنجيرهاي تملك رها باشيد. اين رهايي شامل داد و ستد رهايي عاطفي مي شه و رهايي از وضعيت دشوار و اوضاع و شرايطي كه قادر به حل اون نيستيد. اين قانون جزو سيستم آرزوها هم هست. يعني :

 

قانون چهل و دوم سيستم آرزوها : اوضاع و شرايط و مشكلاتي را كه قادر به حل آنها نبوده ايد، رها كنيد.  

 

يعني براي حل مشكلات يا رهايي از شرايطي كه نمي تونيد از شرش خلاص بشيد، تكرار كنيد : " من اين وضعيت ( يا اين افراد )را رها مي كنم و هم اكنون آنها را به دست آگاهي الهي مي سپرم. اكنون از سرآنها دست بر مي دارم و مي گذارم تا براي ابد از سر راهم كنار بروند. "

 

نكته مهم :كساني كه دنبال زوج دلخواهشون مي گردند، حتما" در كنار ايجاد خلا اين جملات رو تكرار كنند تا آدمهاي اضافي كه وارد زندگيشون مي شن و بعد از مدتي كنار مي رند، هر چه زودتر كنار برن و موهبت اصلي زندگيشون خودش رو به اونها نشون بده.

 

نكته ي مهم :يادتون باشه همه ي آدمهايي كه وارد زندگيتون مي شن براي اين اومدن كه درسي رو به شما بياموزند. پس آدم بد يا خوب در زندگي شما وجود نداره، بلكه همه آموزگار شما هستند كه از طريق كائنات سر راه شما قرار گرفته اند تا شما رو وادار به فهم مطلبي كنند. پس اگه حضور افرادي ناراحتتون مي كنه ، در مورد اونها داد و ستد رهايي عاطفي رو انجام بديد. ( كه در بالا گفته شد.)و تكرار كنيد : " آموزگار من! من آماده ام تا درسي را كه مي خواهي به من بياموزي از تو بياموزم! " باور كنيد كه با گفتن اين جملات، وقتي واقعا" از حب و بغض دروني، نسبت به اونها دست مي كشيد، اونها يا خودبه خود از سر راهتون كنار مي رن و يا تغيير رفتار مي دن. امتحان كنيد و نتيجه اش رو ببينيد! ( بعدها درباره ي اين مبحث بيشتر صحبت مي كنيم. )

 

تمرين رهايي از شرايط دشوار :

براي رهايي از فقر، بيكاري، بيرون رفتن آدمهاي زائد از زندگي و كسب هر توانگري، وقتي احساس مي كنيد ديگه كاري از شما بر نمي آد، كافيه اون رو به خدا بسپاريد. ( يعني پالايش دروني و بيروني رو به شيوه ي رها كردن انجام بديد .) و مدام تكرار كنيد : " اكنون همه ي اين مشكلات رو به دست خدا مي سپرم. من قادر به حل هيچ كدام آنها نيستم. " (پس هر مسئله ي حل نشده اي كه داريد، از تكاپوي الكي و حرص و جوش خوردن دست برداريد. به محض اينكه اون رو به حال خودش رها كنيد و حلش رو به خدا بسپريد، درهاي معجزه باز ميشه. به اين قانون در كارهاي ذهني مي گويند " قانون عدم مقاومت" كه بعدها بيشتر در موردش مي خونيم.)

 

جمله ي سحرآميز: كاترين پاندر در كتاب قانون توانگري مثالهاي زيادي مي زنه از كساني كه دردهاي جسمانيشون رو دست خدا سپردن و شفا يافتند و همين طور از كساني كه به شدت گرفتاري مالي داشتند و به محض تكرار اين جمله كه" من قادر به حل اونها نيستم، پس همه چيز رو به خدا مي سپرم.زيرا جنگ از آن خداست نه از آن من!" درهاي بركت به روشون باز شد. بله! اين واقعا" يه جمله ي سحرآميزه! فقط كافيه آروم باشيد، از قانون رهايي و عدم مقاومت پيروي كنين و همه ي بارها رو به خدا بسپريد!

 

خوب! تا اينجا ياد گرفتيم كه پالايش دروني از طريق بخشيدن دشمنان و آزاد گذاشتن دوستان و پالايش ذهن از طريق رها كردن ( قانون عدم مقاومت ) چيه. اما همون طور كه قبلا" هم گفتم در پالايش دروني ، قسمتي به نام پالايش زندگي هم وجود داره.

 

 

پالايش دروني*****پالايش زندگي از طريق كنار گذاشتن ماندها:

 

 من در پستهاي اولم ، در مورد ماند و چيزهايي كه باعث ايجاد و دريافت ماند ميشه ، بقدر كافي صحبت كرده ام پس اينجا فقط يادآوري مي كنم كه اگر مي خواهيد به توانگري برسيد و شفا يابيد و دعاهايتان مستجاب بشود، بايد زندگيتان را از هر جهت پاك و تميز كنيد.

نخست كه آدمي اقتدار انديشه را مي آموزد، مي پندارد كه مي تواند از اين اقتدار بهره جويد تا ديگران را به كارهاي دلخواهش وا دارد!! حتي شايد به ثمراتي گذرا هم برسد اما اين ثمرات موقتي هستند، مگر اينكه بر پايه اي درست و الهي و استوار بنا شده باشند. پس فراموش نكنيد اگر مدام به كارهايي سرگرميد كه مي دونيد از چشم خدا و انسانهاي خوب، ناشايسته، يقين بدونيد كه تكرار روزانه ي عبارات تاكيدي و طلب موهبت و هدايت و شفا، تماما" براتون بيهوده و بي ثمره!

به قول پاندر، خدا ( قانون الهي) پيشرفت بعدي را متوقف نگه مي دارد تا نخست در وضعيت كنوني نظم برقرار شود.حذف عملي دو گانه است. وقتي ماندها رو كنار بگذاريد، جاي اونها با انرژي مثبت و بركت پر ميشه.اين يكي از قوانين مهم سيستم آرزوها هم هست، يعني:

 

قانون چهل و سوم سيستم آرزوها : خطا را از زندگي بيرون برانيد تا موهبت الهي جاي آن را پر كند.

 

خوب! ما تا اينجا پالايش رو بررسي كرديم. در درس جلسه ي بعد با بقيه ي قوانين توانگري در خدمتتون هستم.

 

خدايا! موهبتهاي الهي را جايگزين خطاهاي زندگيمان كن! آمين!

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 22:10  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
(جلسه 76 ) به تعادل رسیدن
(جلسه 77 )هدر دادن انرژی
(جلسه 78) آگاهی چاکراها
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
(جلسه 59) تمرین ملاقات کودک
(جلسه 60) دعای همگانی
(جلسه 61) کودک آسیب پذیر
(جلسه 62)کودک خشمگین
(جلسه 63) كودك خودخواه
(جلسه 64) آداب جذابیت
(جلسه 65)آداب زندگی
(جلسه 66) والد مهرآمیز درون
(جلسه 67) والد حمایتگر درون
( جلسه 68)والد نکوهشگر درون
(جلسه 69) شفای زخم کودکی
(جلسه 70) کودک جادویی درون
(جلسه 71) کودک خلاق درون
(جلسه 72) کودک معنوی درون
( جلسه 73) ذهن پو یا
(جلسه 74) چند تکنیک ذهنی
(جلسه 75) آگاهی برتر
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
پري دل شكسته ( نازي)
گفتنيهاي سجاد (حسين)
قانون زندگي قانون باورهاست( محمد رضا)
بالا بردن بازديد ( حسين جليلي)
روياي باراني(judge2008)
به نام آنكه همين نزديكيهاست( كوروش كبيري)
عشق پاك ما( آزاده)
مداد سپيد( آرش آريا)
پورتال جوانان ايراني(پويا روحي علمداري)
فيزيك و انديشه ( محمد رضا)
نيمه اي به نام زن( خاتون)
عضو شو ، بازي كن(سعيد)
نگاهي به ورزش و تغذيه (آيدين)
نوت هاي بي نت (marygreen)
نخ سوزن(خودم)
پسري به نام غم(محمد)
ادبيات ترسناك(Hardcore Liberal In Hell)
اس ام اس هاي عاشقانه(كيان)
قطره (گمنام)
علوم ماورا (الياس)
گروه فنگ شويي شايگان
آبنوس(آميكا)
خلوت خانه ي دل باز تو را مي طلبد( سميه)
آناليز رياضي قران(دامون طبري)
نامه هايي به همسرم( اهورا)
ملكه برفي( ماندانا)
آگاهي بيدار شده جستجوگر معنوي(چلا)
جادوی سفید ( baki)
اوشو در سرزمینی به نام ایران ( محسن)
سوسیانا(خلیفه الله)
اوریف لیم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان