تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و هزار سلام و مثل هميشه با آرزوي بهترينهاي خداوند براي شما.بي مقدمه بريم سراغ درس امروزمون .

كودك درون مي تونه حالات روحي مختلفي داشه باشه مثلا" شاد باشه ، آسيب پذير باشه، كودك الهي باشه يا كودك محبوب يا كودك خشمگين و ...يادتونه وقتي درسهاي نيمه ي تاريك رو مي خونديم از اين براتون حرف زدم كه " ما همه چيز هستيم! " و تا زماني كه تماميت خودمون رو قبول نكنيم به آرامش نمي رسيم. درباره ي كودك درون هم همينه.

كودك درون همه ي ما يك انسان كامله با وجوه مطلوب و نا مطلوب. آنچه مهمه تماميت وجود كودك درونه نه فقط جنبه هاي شيرين و پر جاذبه اش. به همين دليل ما روي اين درسها بيشتر به كشف جنبه هايي از كودك درون مي پردازيم كه محبوبيتشون كمتره. به قول " دكتر كاپاچيونه " كه ما درسهاي كودك درون رو از روي نوشته هاي اون داريم بررسي مي كنيم، يكي از مهم ترين وجه هاي كودك درون كه بيشتر از همه مورد وحشت قرار گرفته و درك نشده، كودك خشمگين درونه.

 

_ خشم چيه ؟

خشم واكنش طبيعي در برابر رفتار نا درسته. خشم مي تونه ابزار حائز اهميتي براي بقا باشه. وقتي كودكي مورد بد رفتاري و تنبيه قرار مي گيره يا دچار حس شرم و گناه ميشه و ...كاملا" طبيعيه كه اندكي احساس خشم كنه.

 

_ خشم مدفون شده چيه ؟

وقي بچه بوديم چه بسيار بودند چيزهايي كه براي ما پيش مي اومد و ما رو عصباني مي كرد و اگه به ما اجازه نمي دادند كه خشممون رو به شيوه اي ايمن بروز بديم و اگر خشم قدغن يا خطرناك به حساب مي اومد، آنگاه چه بسا كه كودك درونمون مخفي مي شد. اين خشمها ذره ذره جمع شدند و ته وجود ما ذخيره و مدفون شدند. وقتي خشم ساليان سال مدفون و مخفي بمونه، مثل مواد آتش فشاني هر لحظه مي تونه بجوشه و فوران كنه.

 

_ خشم مدفون شده در كجاي درون ما مخفي شده؟

 خشم مدفون شده اغلب توي جسم انسان مخفي ميشه :به صورت سردرد، فشار خون، ناراحتيهاي قلبي، سرطان، يا ساير ناراحتيها...

 

خشم ابراز نشده، يكي از الگوهاي " اتكا" هم هست. در اين الگو، رفتار آزار دهنده ي ديگري يا ناديده گرفته شده يا موجه نشون داده ميشه يا يكسر نفي ميشه. بيرون ريختن خشم به صورت خطوط خرچنگ قورباغه ي يك كودك، به انسان كمك ميكنه تا اين احساسهاي دشوار رو بپذيره و رها كنه.

 

 

_ تمرين كشيدن تصوير خشم خويشتن:

دفعه ي آخري رو كه عصباني شدين به ياد بيارين.احساس دروني اون موقعتون رو به ياد بياريد.حالا از كودك درونتون بخواين كه با دستي كه بر اون تسلط ندارين، تصوير خشمتون رو به صورت خطوط خرچنگ قورباغه بكشه. رنگهايي رو انتخاب كنيد كه نمايانگر خشمتون باشه.

 

_ گفتگو با كودك خشمگين درون:

خيلي از ما نمي تونيم نيازهاي كودك درونمون رو برآورده كنيم چون والدين خودمون سرمشق خوبي برامون نبوده اند، پس الگويي براي پدري و مادري كردن به شيوه ي سالم در دست نداريم و اين باعث ميشه كه نمي دونيم چه طور بايد از كودك درونمون مراقبت كنيم. به همين دليل كودك درونمون احساس وانهادگي و خشم مي كنه چون بدون هيچ راهنمايي يا عشق يا مراقبتي ناگزير به دفاع از خود بوده است. چون مي خواد كه مورد توجه قرار بگيره اما وقتي والد درون رو جستجو مي كنه هيچ كس رو اونجا پيدا نمي كنه.

ما از طريق گفتگوي نوشتاري ميتونيم بين والد و كودك درونمون يه رابطه ي سالم به وجود بياريم. وقتي كودك درون احساس ايمني بيشتري مي كنه، دست به خطر مي زنه و خشمهاي ديرينه اش رو بيان مي كنه.حتي شايد كودك خشمگين درون شروع كنه به درخواست كردن و متوقع به نظر برسه.اينجا شما بايد چندي ساكت بمونين تا به دقت به احساسها و نيازهاي اون گوش بدين. تمريني وجود داره به نام " عصباني و عالي "كه حتما" انجامش بدين چون به كودك درون جسارت ابراز وجود مي ده.

 

 

_ تمرين عصباني و عالي:

1_ با كودك خشمگين درونتون گفتگو كنين و با دستي كه بر اون تسلط دارين از اون بپرسين كه از چه چيزهايي عصبانيه و چي اون رو عصباني مي كنه. بعد بگذاريد كه كودك خشمگين درونتون از طريق دستي كه به اون تسلط ندارين پاسخ بگه. بگذاريد به شما بگه كه دوست داره وقتي خشمگين ميشه چي كار كنه و ميل داره بخش بالغ وجودتون در هنگام خشم اون چي كار كنه و به او اجازه بدهد كه چه احساسي داشته باشد. اگه دوست داشتين جوابها رو با رنگي از مداد رنگي كه دلتون مي خواد پاسخ بديد.

2 _ دفعه ي بعد كه خشمگين شدين بنشينيد و با كودك خشمگين درونتون گفتگو كنين.بگذارين بخش بالغ وجودتون با دستي كه به اون مسلطين بنويسه و كودك درونتون با دستي كه به اون مسلط نيستين پاسخ بده.

 

نكته _ يادمون باشه كه وقتي با كودك خشمگين درون حرف مي زنيم،  كودك درون، كودك دوران كودكي ما نيست! از شدت خشمش تعجب نكنيم و بگذاريم احساس واقعيش رو بگه. مثلا" شايد در گفتگو كودك درونتون بگه من فقط وقتي آروم ميشم كه الان بري و بكوبي توي گوش فلاني! نمي گم كاري رو كه مي گه چشم بسته انجام بدين اما مانع حرف زدنش هم نشين و نصيحتش نكنين. لطفا" فعلا" بگذاريد هر حسي داره بيرون بريزه.

 

نكته _ هرگاه كودك درونتون از شما كناره گيري كرد و از پاسخ دادن طفره رفت صبور باشيد. براي اون وقت بگذاريد تا در تمرينهاي بعدي دوباره با اون گفتگو كنيد شايد والد درونتون نياز به پختگي و بلوغ داره ، نياز به اين كه گرايش خود را نسبت به كودك درونتون تغيير بده. گاهي براي بالغان بزرگسال اقرار به اين كه اشتباه كرده اند، سخته.چندي بعد دوباره به گفتگو بپردازيد و ببينيد كه چه پيش مي آيد.

 

نكته _ بعضي از گفتگوهاي نوشتاري درباره ي صدمه هاي رواني كودك دروني كه اجازه نيافته خشم خودش رو به شيوه هايي سالم ابراز كنه، بينشهاي ژرفي رو به وجود مي آره. در اين حال گاهي ما وقتي شدت خشم كودك رو مي شناسيم، خشم رو با پليدي هم معنا مي كنيم و نتيجه مي گيريم كه به هر بهايي شده بايد پنهان بشه.وانگهي كودك دروني كه احساس خشم مي كنه به اين نتيجه گيري مي رسه كه چون احساس خشم مي كنه پس بچه ي بديه.  اگه به دليل احساس خشم خود مجازات بشيم اين خشم به صورت عميق تر در لايه هاي ژرفتر وجودمون پنهان ميشه.پس فراموش نكنين ابراز خشم اشتباه نيست بلكه كاملا" درسته و ما بايد بگذاريم خشمهاي نهفته ي درونمون خالي بشه اما چه طور خالي كردنشه كه مهمه. يادتونه كه در درس نيمه ي تاريك وجود گفته بودم به بالشها ضربه بزنيد؟ حالا تمرين ديگه اي براي تجلي خشم بهتون مي دم.

 

_ تمرين براي تجلي خشم:

 

وسايل مورد نياز : خمير نرم و مرطوب سراميك سازي يا هر خمير گلسازي يا مجسمه سازي ديگه.( يا حتي گل باغچه)

بگذاريد كودك درونتون خودش رو از طريق بازي با اين خمير عيان و بيان كنه. يعني اون رو بكوبه و بهش ضربه بزنه و صافش كنه و ...عمدا" نخواهيد كه سراميك سازي يا مجسمه سازي بكنيد يا يه شكل خاص رو بسازيد. نه! فقط بگذاريد كه بچه خشمگين درونتون نمايان بشه و گل بازي كنه. دفعه ي بعد به محض اينكه از چيزي عصباني شدين سعي كنين تا از طريق بازي با اين خمير يا گل خشم خودتون رو خالي كنين.( اگه گل يا خمير ندارين همون ضربه زدن به بالشت و كوسن هم عاليه)

 

نكته _ يكي از راههاي پي بردن به احساسهاي ديگران توجه به حالات و خطوط چهره ي اونهاست.يعني وقتي بعضي از احساسها به صورت مزمن در مي آن، شيارهايي در سيماي شخص ايجاد مي كنند و بخشي از چهره و منش اون مي شن. مثل خطوطي كه با اخم كردن زياد بين دو ابرو ايجاد ميشه و نمايانگر چهره اي نگران يا عصبانيه. هميشه به خودتون بگين به جاي حفظ خشم در چهره ام به سيماي شيارها، همان بهتر كه احساسهايم را در هنر و از طريق هنر بيان كنم كه مفرح و لذت بخش هم هست. تمرين مشت زدن به بالشت يا گل مجسمه سازي رو جدي بگيرين اون مانع خيلي از اين شيارهاي حك شده در صورت ميشه!

 

_ تمرين تهيه ي نقاب خشم :

 

لوازم مورد نياز :پاكت كاهي قهوه اي ميوه تا روي سر بلغزه! مداد رنگي و ماژيكهاي رنگي و قيچي.

 

اول سه تا سوراخ براي چشمها و دهان روي پاكت قهوه اي ايجاد كنين.بگذاريد كودك خشمگين درونتون تصوير خودش رو روي اين نقاب بكشه. رنگها و حالاتي رو انتخاب كنين كه نمايانگر چهره اي خشن باشه مثل دندونهاي قفل شده و زبان بيرون اومده و اخم يا ساير حالات چهره.

حالا اين نقاب رو به چهره بگذارين و صورتتون رو در آينه نگاه كنين. صداهاي خشمگين از خودتون در بيارين و تفريح كنين. مثلا" غرشي رعدآسا مثل يه شير درنده.( اينقدر به حرف والدتون كه مي گه بزرگ شدين و اين كارها برازنده ي شما نيست گوش ندين! كدوم بهتره؟ بيرون ريختن خشم پنهاني يا پيدا كردن بيماريهاي ناشي از اين خشم؟!)

اين نقاب رو هميشه نگه دارين و در جايي قرار بدين كه نشونه ي حرمتتان نسبت به كودك خشمگين درونتان باشد. به كودك درونتان بگين كه نه تنها اون رو براي گفتن خشمش سرزنش نمي كنين بلكه براش حرمت قائلين و هميشه آماده اين تا حرفهاش رو بشنوين.

 

تمرين : راههاي ديگر براي بيرون ريختن و فرونشاندن جوشش خشم :

فعاليتهاي جسماني از بهترين راهها براي بيرون ريختن خشم به جاي سركوب كردن و خفه كردن خشمه. فعاليتهايي مثل پريدن، طناب بازي، دويدن، با راكت به توپ زدن، رقص و حركات موزون خود انگيخته و في البداهه.

 

تمرين براي بيرون ريختن خشم:

يك نوار موسيقي كه بيانگر نيروي خشم باشه مانند نواختن ضربه هاي طبل يا ساير آلات موسيقي كه آهنگي تند و خشن داشته باشه تهيه كنيد . اون رو پخش كنيد و بگذاريد كه جسمتون با آهنگ همنوا بشه.اينجا كلاس رقص نيست پس دنبال حركات زيبا نباشيد فقط بگذاريد كه كودك خشمگين درونتون از اين طريق رها بشه.

 

خوب! در اينجا اين درس رو به پايان مي برم و اميدوارم همگي با شناخت و خالي كردن خشمهاي درون گره هاي انرژيكي را كه در درونمان جمع شده باز كنيم .

 

خدايا! كمكمان كن تا با پذيرش كودك خشمگين درونمان، آرامش و تعادل را در وجود خود و دنياي بيرونمان برقرار كنيم. آمين!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 0:11  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و سلام و هزار سلام. امروز با ادامه ي درس كودك درون در خدمتتون هستم.امروز مي خوايم با هم درباره ي كودك آسيب پذير درون و نحوه ي حمايت از اون حرف بزنيم پس بي مقدمه مي ريم سراغ بحث امروزمون.

 

كودك درون جنبه هاي مختلفي داره كه شامل موارد زير ميشه. و ما در چند جلسه اين موارد رو با هم بررسي مي كنيم.

 

جنبه هاي كودك درون :

كودك آسيب پذير_ كودك خشمگين_ كودك بازيگوش _ كودك خلاق_ كودك معنوي.

 

كودك آسيب پذير درون چيه ؟

ما به صورت نوزادي آسيب پذير به دنيا مي آيم ، ناتوان و متكي به بزرگسالان كه بهشون نياز داريم تا نيازهامون رو برآورده كنن.در نتيجه هم از نظر جسمي هم عاطفي، بايد مورد مراقبت و حمايت قرار بگيريم .ما كم كم رشد مي كنيم و بزرگ مي شيم اما اون موجود حساس و  شكننده ي دروني هرگز ناپديد نميشه.اگر چه در نهان منتظر مي مونه تا يك بار ديگه اون رو باز بيابيم. اين جنبه ي بسيار حساس و شكننده ي كودك درون را " كودك آسيب پذير درون " مي نامند.

 

يكي از خصوصيتهاي كودك آسيب پذير درون، حساسيت شديد اون نسبت به محيطيه كه توي اون قرار مي گيره. يعني انرژي يا امواج ديگران رو دريافت مي كنه.در واقع احساسهاي ابراز نشده ي ديگران رو دريافت مي كنه و فريب ظاهر افراد و گول كلمات اونها رو نمي خوره .يعني مي فهمه كه كي داره حقيقت رو مي گه و كي دروغ. اين همون قسمتيه در درون ما كه كودك درون ما به صورت فطري و طبيعي اون رو داره اما ما به مرور زمان اون رو فراموش و انكار مي كنيم. ( بنابراين وقتي ما كودك آسيب پذير درونمون رو درك مي كنيم دريافتهاي شهودي ما بيشتر مي شه!)

 

سوال _ چطور مي تونيم كودك آسيب پذير درونمون رو تشخيص بديم و بفهميم اين جنبه از كودك درونمون داره با ما صحبت مي كنه؟

 

جواب:

 

***هر وقت احساس مي كنيم كه حساس و شكننده ايم و احتياج به حمايت داريم، در واقع كودك آسيب پذير درون داره با ما حرف مي زنه. اون خودش رو از طريق خستگي و درد و بيماري نمايان مي كنه و گاهي هم از طريق ابراز غم و اشك و ناله و اندوه يا ترس.

*** همين طور ميل شديد به پنهان شدن و پناه گرفتن هم مي تونه نشونه ي فرياد شنيده نشده ي كودك آسيب پذير درون باشه و حاكي از اين درخواست كودك كه مي گه : " ترسيده ام. حمايتم كن. تركم نكن.مواظبم باش."وقتي كودك آسيب پذير درون خودش رو با خستگي و درد و بيماري نشون مي ده مثل يه بچه ي مريض به پرستاري نياز داره . ( در صورت تصادف و جراحت و آسيب جسماني كودك آسيب پذير درون به اوج حساسيت خودش مي رسه.)

***وقتي شخصي افسرده است شايد كودك آسيب پذير درونش احساس مي كنه كه كتك خورده و زخمي شده.اغلب اوقات وقتي " والد نكوهشگر درون " به صحنه مي آد، و اداره ي امور رو در دست مي گيره، واكنش طبيعي و سالم " خشم" كودك درون ، سركوب و آنگاه دروني ميشه.اينجا كودك درون دچار احساس خفقان ميشه و اين سرزندگي اون رو از بين مي بره.

***بنابراين وقتي كه يه فرد بالغ شور و شوق زيستن رو احساس نمي كنه ، قطعا" اين نشونه ي محبوس شدن كودك درونشه. اين به معني اون نيست كه تمام مدت بايد شاد باشيم.نه! ولي كودك درون بايد بتونه احساسهايش را_ هر چه كه باشد_ احساس كنه. ربودن احساسهاي كودك درون يعني ربودن شادماني و زندگي از كودك درون و محبوس كردن اون.چون احساسها از انرژي ويژه اي برخوردارند.شايد ما نگذاريم كه حتي خودمون از احساسهاي راستين خودمون آگاه بشيم اما انرژي عاطفي اونها از بين نمي رن و در لايه هاي زيرين درون ما پنهان مي مونن. ( كه همينها بعدا" به شكل دردها يا اعتيادها يا مشكلات عاطفي و ذهني و رواني يا رفتارهاي وسواس آميز و ...بيرون مي زنن.)

 

 

_ تمرين براي پيشواز از كودك آسيب پذير درون :

 

در جايي كه بتونيد با خودتون تنها باشيد و مخصوصا" افراد آزار دهنده اونجا نباشن بنشينيد و در ذهنتون جاي بسيار ويژه اي رو مجسم كنيد. خلوتگاهي كه خودتون و كودك آسيب پذير درونتون بتونين مدتي رو با هم بگذرونيد. جايي رو انتخاب كنيد كه كودك درونتون بتونه در اون احساس ايمني كنه. چشمهاتون رو ببندين تا واقعا" بتونين اين مكان را ببينيد. اون وقت با دستي كه به اون تسلط ندارين تصوير كودك آسيب پذير درونتون رو بكشيد. بعد از اين نقاشي، با دستي كه بهش تسلط دارين، از كودك درونتون بپرسيد كه آيا حاضره كه مدتي رو با هم گفتگو كنين؟ ( با دست راست بپرسين و با دست چپ پاسخ بديد.) از كودك درونتون بپرسيد كه چه احساسي داره؟ آيا افراد يا اوضاع و شرايطي هست كه كودك آسيب پذير درونتون رو مي ترسونه يا غمگين مي كنه يا مي آزارد يا موجب ميشه كه اون احساس تنهايي كنه؟ از اون بپرسيد كه از شما چي مي خواد؟ و اينكه براي اينكه احساس بهتري داشته باشه چه كاري مي تونين براي اون انجام بدين؟اگه جوابهاي كودك آسيب پذيرتون براي شما خيلي روشن نيست از اون بخواين تا روشنتر پاسخ بده.

 

هر وقت اوضاع و شرايط زندگيتون باعث ميشه كه احساس تنهايي و وانهاده شدن پيدا كنيد، اين تمرين رو انجام بديد. بگذاريد كودك آسيب پذير درونتون احساسات واقعيش رو براتون بگه. بعضي احساسهايي كه ممكنه باعث آزار كودك درونتون شده باشه، عبارتند از :

ترس_ اندوه_ نااميدي_ وانهادگي و احساس تنهايي _ آزار عاطفي يا جسمي_ خستگي و بيماري_ مورد سو استفاده قرار گرفتن.

 

نكته _ يادتون باشه وقتي كه با كودك آسيب پذير درون كه مورد غفلت قرار گرفته يا احساس تنهايي و وانهادگي مي كنه شروع به گفتگو مي كنيم، ممكنه كه خشمگين بشه. اين طبيعيه! چه كسي وقتي ببينه كه تنها مونده و هيچ كس به حرفهش گوش نداده، خشمگين نميشه؟ پس اگه كودك درونتون شروع به پرخاش گري كرد بدونيد كه اون از تنها موندنش عصبانيه. بگذاريد احساسات واقعيش رو بروز بده.

 

نكته ي مهم _ ممكنه در تمرينات اوليه نتونيد با كودك آسيب پذير درونتون صحبت كنيد. شايد اون خودش رو پنهان كنه و پاسخ نده. اين هم طبيعيه. اين نكته ي مهم رو به خاطر بسپاريد كه " هيچ كس نمي خواهد در خانه زره به تن كند! اگر نتونيم به كساني كه با اونها زندگي مي كنيم اعتماد كنيم، زره مي پوشيم و از ترس آزار ديدن ، شروع مي كنيم به پنهان شدن."

در اين حالت صبور باشيد و به تمرينات ادامه بديد و به كودك ترسيده ي درونتون مهلت بدين تا كم كم به شما اعتماد كنه.در گفتگوها بهش بگيد كه ازش حمايت مي كنيد حتي اگه والد درون شما نظراتي مخالف اون داشته باشه.

 

_ بيماري و كودك درون :

قبلا" هم گفته بودم كه كودك درون خودش رو با بيماري نشون مي ده. يه قسمت كوتاه از صحبتهاي يك دوست با نام مثلا" مريم با كودك درونش رو براتون مي نويسم تا بفهمين كه منظورم چيه:

 

_ والد( دست راست) : تو فكر مي كني چرا مريم مدام احساس مريضي مي كنه و بيمار ميشه؟

_ كودك ( دست چپ) : مريم مدام مريضه. خيلي وقته سعي مي كنم توجهش رو به خودم جلب كنم ولي ديگه خسته شدم. اون از كارش متنفره. من هم از كارش متنفرم. ولي مريم به من گوش نمي ده. اصلا" نمي بينه كه من از اون همه كار كردن زوركي اون متنفرم. تنها راه براي اينكه سر اون كار احمقانه نره اينه كه من مريض بشم! اينجوري مجبور ميشه من رو ببينه و به من توجه كنه!

 

نتيجه : يكي از بديهي ترين راههاي ابراز وجود كودك درون بيماريه. هر وقت احساس بيماري جسمي يا روحي مي كنيد بدونين اين كودك آسيب پذير درونتونه كه آزار ديده و اين طوري داره خودش رو به شما نشون مي ده تا مجبور بشين ببينينش!

 

راه حل در زمان بيماري :براي درمان هر بيماري بايد با كودك آسيب پذيرتون صحبت كنيد و از اون پرستاري كنين. براي اين كار بايد احساسات اون رو بشنويد.به جاي اينكه شماتتش كنيد كه چرا بيمار شده يا مجبورش كنين كه به سر كار بره، بايد به نيازهاي اون توجه كنين.حتي مي تونين براي انجام كارهاتون در اين زمان از ديگران كمك بگيرين. بايد از هر راهي كه اون كودك به شما مي گه ، ازش مراقبت كنين. ( اين كار يعني تقويت والد مهرآميز درون كه بعدا" بيشتر در موردش مي خونيم.

 

پيشگيري از بيماري : حتما" اين رو شنيدين كه هميشه پيشگيري خيلي از درمان راحت تره. در مورد كودك درون هم همين طوره. بهترين راه پيشگيري از بيماريها اينه كه بگذاريد كودك آسيب پذير درون احساساتش رو به شما بگه و به اونها اهميت بدين. اون وقت ديگه اون نيازي به اين نداره كه با بيماري توجه شما رو به خودش جلب كنه. ( قبلا" در درسهاي دوست داشتن خود براتون گفتم كه دوست داشتن خودتون باعث شفا ميشه.) "گفتگو با جسم " بهترين شيوه ي پيشگيري ( و درمان بيماري ) است.

 

_تمرين گفتگو با جسم :

 

آروم بنشينين و با جسمتون هم نوا بشين. ببينين آياهيچ كدوم از اندامها يا عضوهاي بدنتون دردناك يا منقبض يا در فشاره ؟ اگه بيشر از يك عضو از جسمتون ناراحتي داره ذهنا" به تك تك اونها توجه كنيد و در هر دور تمرين با يكي از اونها صحبت كنين. بعد از انتخاب اينكه الان در اين تمرين با كدوم عضو بدنتون مي خواين صحبت كنين، با دستي كه به اون تسلطي ندارين، تصوير اون عضو ناراحت رو بكشين. با قلم ، مداد رنگي يا شمعي يا هر چيزي كه دوست دارين. از رنگهايي استفاده كنين كه حس اون عضو رو نشون مي دن. حالا با دستي كه به اون مسلط هستين از اون عضو بدنتون سوال بپرسين و بنويسيد. پاسخ عضو ناراحت رو با دستي كه به اون مسلط نيستين بدين. با دو رنگ مختلف بنويسين. پاسخ عضو ناراحت رو با همون رنگي كه تصوير اون عضو ناراحت رو كشيدين بنويسيد. در اين گفتگو از عضو بدنتون بپرسيد كه نامش رو بگه . بعد بهش بگيد چه احساسي داره؟ و چرا اون احساس رو داره؟ و سرانجام از اون عضو بپرسيد كه براي اين كه احساس بهتري داشته باشه از شما مي خواد كه چي كار كنيد؟

 

_ تمرين حركت با احساسها :

 

( بهتره در تنهايي و خلوت اين تمرين رو انجام بدين تا كودك درونتون بدون احساس ناامني خودش رو بروز بده.)

يك نوار موسيقي انتخاب كنين كه گوياي احساسهاي كودك درونتون باشه. مثلا" اگه اون ناراحته موسيقي غمگين بگذارين يا اگه مي ترسه يه موسيقي كه حس ترس رو منتقل مي كنه يا تنهايي يا شادي يا... اين موسيقي رو با يه ضبط صوت بگذاريد كه پخش بشه تا صداش رو بشنويد. حالا بگذاريد كه كودك درونتون به طور خود انگيخته هر جور كه دلش مي خواد اختيار جسم شما رو در دست بگيره و حركت كنه. بگذاريد برقصه! مهمترين نكته اينه كه فكر نكنيد اين حركت قشنگه يا زشت. خوبه يا بد و اصلا" چه طوري به نظر مي رسه. يادتون باشه حركت درست ي نارست در اين تمرين هيچ معني اي نداره. اين تمرين به كودك درونتون كمك ميكنه كه احساساتي رو كه پنهان كرده بيرون بريزه. در اين تمرين شايد به اين نتيجه برسين كه كودك درونتون يه تكيه گاه مي خواد مثل يك عروسك يا يه خرس پشمالو يا يه پتوي نرم يا حتي دلش بخواد در گوشه اي دنج و امن پناه بگيره و گريه كنه. بگذارين هر حركتي كه دلش مي خواد انجام بده.

 

_ نيازهاي كودك آسيب پذير درون :

 

يكي از مهمترين نيازهاي كودك آسيب پذير درون ، مسايل مربوط به بقاست. اگه بر اين باور باشيم كه به اندازه ي كافي كارآمد نيستيم و نمي تونيم خودمون معاش خودمون رو تامين كنيم، كودك درونمون احساس اضطراب پيدا مي كنه.درست مثل يه طفل كوچك كه والدينش نتونند درست و به حد كافي براي اون غذا يا پوشاك و مسكن و ... فراهم كنند.

 كودك آسيب پذير درون به هنگام گفتگوهاي نوشتاري بارها ترسي رو كه تامين مالي خودش داره نشون مي ده. اين ترس در اغنيا و فقرا يكسانه چون ربطي به ميزان پولداري ما نداره. بعضي وقتها اين ترس زاييده ي تجربه ي نداري در دوراني از زندگيمون مثلا" در دوران بچگيمونه.

شايد ديده باشيد كساني رو كه وضعيت مالي خوبي دارند اما اعتياد به كار دارن. در اين افراد بخش بالغ وجود با تمام قوت مي خواد از فقر بگريزه  اون وقت با اين همه كاري كه فرد انجام مي ده باز هم كودك درونش ، تنها مي مونه. شايد اون فرد ثروت كافي داشته باشه، اما چون خاطره هاي محروميت در گوشه و كنار ذهنش باقي مونده، كودك درون آسيب پذير اون به"  بچه اي در به در " تبديل شده كه هميشه در هراسه كه نكنه براي تامين مسكن يا غذا يا پوشاك بعديش دچار مشكل بشه پس زندگي رو تعطيل مي كنه و فقط و فقط كار مي كنه و كار مي كنه و كار!

( بنابراين كودك درون در به در هم جزوي از همون كودك آسيب پذير درونه)

در زندگي شخص " معتاد به كار ، جايي براي كودك درون باقي نمي مونه چه برسه به فضايي براي كودك آسيب پذير درون!

اضطراب براي بقا مي تونه به خاطر والديني باشه كه دوران ركود اقتصادي بزرگي رو طي كردن. شايد حتي بعدها متمول شده باشن اما ترس از دست دادن مال هميشه همراهشون بوده و اين رو به فرزندانشون هم منتقل كردن.

 ( به نظر من اين در مورد هر فقريه. مثلا" كسي كه زماني احساس فقر عاطفي كرده ممكنه در اوج داشتن محبت در كنارش دچار احساس" ترس از دست دادن محبت" باشه و اين باعث اضطراب كودك آسيب پذير درونش شده باشه. )

 حتما" در اين موارد با كودك آسيب پذير درونتون صحبت كنيد و بگذاريد احساساتش رو بگه تا بهتر اون رو بشناسيد و ازش حمايت كنيد.

 

هشياري :

هميشه بعد از هر سري تمرينات ، تمريني به نام هشياري رو انجام بديد. در اين تمرين با دستي كه به اون تسلط دارين ، بنويسين كه تمرينها رو چه طور انجام دادين و چي پيش اومد. فقط آنچه را كه تجربه كرديد و شاهدش بوديد و شنيديد _  بدون داوري _ بنويسيد. در اين تمرين ما مي آموزيم كه فقط درست تماشا كنيم و با ذهني باز گوش بديم ، تا به آگاهي ژرفي درباره ي خودمون برسيم.

 

خوب! اميدوارم اين تمرينات رو سر صبر و با اشياق انجام بديد تا به نتايج شگفت انگيزي درباره ي خودتون برسيد. براستي كسي كه سعي در شناخت خودش داشته باشه فرصتي براي انتقاد و قضاوت ديگران پيدا نمي كنه!

 

 

خدايا! كمكمان كن تا با مراقبت از كودك آسيب پذير درونمان، احساس كنيم كه در آغوش تو جاي داريم! آمين!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:1  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و هزار سلام. اين درس درباره ي كودك درون نيست اما بر اساس شهودم و همين طور پيامهايي كه خيلي ها مي گذارند و درخواست دعا دارند ، فكر كردم خوبه كه اين مسئله رو اين جا با هم عنوان كنيم و بعد در درس آينده به سراغ ادامه ي درس كودك درون بريم.

من يك آدم معمولي هستم مثل ديگران با اين تفاوت كه معتقدم وجود تك تك ما منحصر به فرد و بي نظيره و به همين دليل توسط خداوند خلق شديم. از طرفي معتقدم دعا بسيار فوق العاده است. طبق قانون كارما هم اگه براي كسي طلب خير كنيم خودمون هم خير دريافت مي كنيم. شايد اين حديث زيبا رو هم شنيده باشيد كه خداوند گفته وقتي چيزي رو مي خواهيم، اگر اون از زبان و دهان كسي خارج بشود كه ما با اون گناه نكرديم( منظور دعاي خير ديگران است) خدا اون رو برآورده مي كنه.در درسهاي آتي درباره ي اثرات دعا بيشتر با هم حرف مي زنيم.

 

خوب! اينجا من از همه ي دوستان خوبي كه اين وب رو دنبال مي كنند مي خوام كه يك ليست دعا تهيه كنند.

 

طريقه ي ايجاد ليست دعاي همگاني:

 

1 _ براي تهيه ي اين ليست دعا، در اين پست، لطفا" هيچ كس نظر و سوال نگذاره ( سوالات رو در پست قبل بگذاريد همون جا پاسخ مي دهم.) و فقط هر كسي كه مي خواد براي خودش يا افراد ديگه اي دعا بشه اسم هايي رو كه مي خواد به عنوان نظر بگذاره.( بدون توضيح اضافه) اگه نمي خواين اسمهاي كوچيكتون رو بگذاريد با حروف اختصاري اون رو بنويسيد.( خداوند داناست و همه چيز را مي داند.) حتي اگر اسم رفتگانتون رو هم خواستيد بنويسيد.

 

 

2 _  از همه ي دوستاني كه اين وبلاگ رو دنبال مي كنند مي خوام كه روي يك ورقه همه ي اسمهايي رو كه در نظرات اين پست نوشته ميشه يادداشت كنند.( چه اونها رو مي شناسند و چه نمي شناسند.) (اگه اسم من رو هم با نام جادوگر طلايي به اين ليست اضافه كنيد ممنون مي شم. )در انتهاي ليست هم بنويسيد خدايا من براي همه ي اين افراد بعلاوه ي خانواده هايشان و رفتگانشان طلب بركت و خير الهي مي كنم از راههاي عالي در جهت خير و صلاح همگان.

 

 

3 _ اين ليست رو در پاكتي بگذاريد كه در دسترستون باشه.دوستاني كه نماز مي خونند مي تونند اين ليست رو در جانمازشون بگذارند يا لاي قران يا كتاب دعاشون. يا هر جاي ديگه اي كه دوست دارند.  حالا هر وقت دعا مي كنيد ( و در آينده كه مديتيشن و مراقبه را با هم تمرين كرديم ، هر وقت مراقبه كرديد) دستهاتون رو روي اين ليست بگذاريد و احساس كنيد به همه ي اين آدمها انرژي مثبت و بركت مي رسه. از خدا براي تمام افراد اين ليست طلب بركت كنيد.  ( خود من دعا رو بين دو صلوات انجام مي دم چون حديث داريم كه خداوند بزرگتر و كريم تر از اونه كه دو دعا رو برآورده كنه و بينش رو برآورده نكنه! بنابراين خوبه كه دوستان مسلمان وقتي دستشون رو روي اين ليست مي گذارند بين دو صلوات براي همه ي افراد اين ليست دعا كنند. )

 

4 _ هر چند وقت يكبار به اين پست مراجعه كنيد و اگر اسم جديدي اضافه شده بود اون رو به ليستتون اضافه كنيد.

 

شما بعد از اين دعاهاي همگاني اثرات اين انرژي و دعاي همگاني رو دريافت خواهيد كرد. يادتون باشه هر چقدر براي ديگران دعا كنيد بركت و دعاي بيشتري عايد خودتون ميشه. و فراموش نكنيد وقتي از خدا خير و بركت الهي مي طلبيم اون بهتريني رو كه خودش مي دونه به ما مي ده حتي اگه بهترين اون با اوني كه ما مي خواهيم متفاوت باشه.

 

خدايا! به دعاهاي ما بركت بده و با چشم خدايي خود به مهر در ما بنگر! آمين!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 21:56  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و هزار سلام. اين بار اومدم تا بهتون يه سري تمرين بدم براي ملاقات با كودك درون كه همون طور كه قبلا" هم گفتم مربوط به شفاي كودك درون از دكتر كاپاچيونه است. شرايط انجام تمرين و اينكه بايد به چه چيزهايي در طي تمرين خيلي دقت داشته باشيد رو در درس قبل گفتم كه تاكيد مي كنم باز هم اون درس رو يك بار ديگه بخونيد مخصوصا" قسمت خفه كردن كودك درون رو!

 اين درس رو به عنوان تاكيد درسهاي قبل براي اون دسته از دوستاني نوشتم كه يك جمع بندي درباره ي تمرينات كودك درون خواسته بودند و منتظر دريافت تمريناتي كاملا" عملي بودند.اگرچه فکر می کنم در طول درسهای قبلی به این تمرینات اشاره شده بود اما به هر حال امیدوارم برای همه مفید باشه.

و اما تمرينات :

 

تمرين اول : كشيدن تصوير كودك درون.

 لوازم مورد نياز شما براي اين تمرين مداد رنگي يا شمعي و كاغذه.

 

1 _ آروم بنشينيد و توي ذهنتون يه جاي بسيار زيبا رو براي ملاقات خياليتون با كودك درون انتخاب كنيد ، يه جايي مثل كوه و دشت و گلزار و ...و يا حتي يه اتاق صميمي و گرم و نرم و خلاصه هر جايي كه دوستش دارين و مي تونه براي كودك درونتون امن و راحت باشه.

 

2 _ چشمهاتون رو ببندين و مجسم كنين به اون خلوتگاه رفتين و توي خيالتون فكر كنيد كه كودك درونتون هم اونجاست . چند دقيقه با اون باشيد.

 

3 _ با دستي كه بهش تسلط ندارين تصوير كودك درونتون رو بكشيد. بي شتاب و با فرصت كافي اين كار رو بكنيد.از قبل فكر نكنيد و نقشه نكشين كه تصوير رو اون جوري كه فكر مي كنين بايد باشه بكشيد! نه! لطفا" هر چي دستتون دلش خواست بگذاريد همون طوري بكشه! فقط صبور باشين حتي اگه خيلي خيلي كند اين اتفاق افتاد.اين كودك درونتونه كه از طريق تصاوير با شما سخن مي گه.

 

نتيجه گيري از اين تمرين :

فرايند كشيدن تصوير كودك درون رابطه اي رو كه با اون داريد براتون معلوم مي كنه. چه طوري؟ خوب به لحظاتي كه نقاشي رو مي كشيدين فكر كنيد. آيا از شيوه ي نقاشي كردن كودك درونتون ( توسط دست غير مسلط) انتقاد كردين؟ آيا ته دلتون كودك درونتون رو سرزنش كردين كه هيچ گونه استعداد يا مهارتي نداره؟ يا آسوده به جا موندين و در اوج لذت اجازه دادين كودك درونتون خودش باشه و به شيوه ي خودش نقاشي كنه؟

به شكل نهايي تصويري كه كشيدين خوب نگاه كنين.درباره اش چه احساسي دارين؟ به نظر مي رسه كه كودك اين تصوير داره چه چيزي رو به شما مي گه؟

 

4_ توي يه ورق ديگه ، با دستي كه بهش مسلط هستيد ( يعني دست راست براي راست دستها كه احساس والد درون رو مي گه و با نيمكره ي چپ مغز در ارتباطه) هر واكنش يا نظري رو كه درباره ي اين تصوير دارين بنويسيد. اين نوشته ها رو در زمانهاي مختلف با دقت بخونيد. معمولا" به تدريج در همين نوشته ها ريشه ي اصلي مشكلات فعليتون رو پيدا مي كنيد!

 

5 _ اين تصوير رو يه جاي امن بگذاريد .( داخل دفتر شفاي درون هم باشه خيلي خوبه) در مواقع بيكاري اين تصوير رو نگاه كنيد و باز هم به احساس واقعيتون به اون فكر كنيد و با دست راست در موردش بنويسيد. اين تصوير رو نگه داريد.با ذكر تاريخ.

 

مثال: مي خوام براتون از يك خانمي بگم كه بعد از كشيدن اين تصوير  با دست راستش در مورد اون نوشته بود كه "چقدر زشتي. اصلا" ميشه اين بچه ي خط خطي رو دوست داشت؟! و... "

 توي جلسات بعدي اون به تدريج فهميد كه اين همون حسيه كه اون هميشه درباره ي خودش داشته! اين كه زشته! اتفاقا" تو بچگي هميشه خودش رو خط خطي مي كرده!

يادتون باشه اين خيلي شبيه همون چيز هائيه كه توي نيمه ي تاريكمون پنهان كرديم! و اين همون حسيه كه ما حتي اگه هزار تا نقاب به صورتمون بزنيم و وانمود كنيم كه خوشبختيم، وقتي ديگران ما رو مي بينن اين حس رو از درون ما دريافت مي كنن!

 دوستهاي خوبي كه براي من مي نويسن در دوستي ها و عشقهاي مختلفشون هميشه در انتها فرد مورد علاقه شون به اونها بي مهر ميشه و رهاشون مي كنه به اين نكته دقت كنن! اطرافيان ما همون حسي رو در مورد ما پيدا مي كنن كه ما نسبت به كودك درونون داريم! حتي اگه ماهرانه اين حس رو از خودمون و ديگران مخفي كنيم! پس بهتره با خودمون روراست باشيم و اين تمرين ساده رو صادقانه انجام بديم تا به تدريج با آشتي با كودك درونمون بتونيم احساس ديگران رو هم به خودمون درست كنيم. اما قبل اين كار لازمه كه حس ما به كودك درونمون درست بشه.

 

حالا مي ريم سراغ تمرين بعدي. يادتون باشه انجام تمرينات پشت سر هم الزامي نيست اما مي تونين اين كار رو هم بكنين. فقط دقت كنيد چيزهايي رو كه درباره ي انجام تمرينات سر صبر و با حوصله گفتم يادتون نره.

تمرين دوم : گفتگو با كودك درون .

لوازم مورد نياز اين تمرين مداد رنگي يا مداد شمعي و كاغذ و همون تصوير كودك درونه كه توي تمرين قبلي كشيدين.

 

1 _ به تصوير كودك درونتون نگاه كني و با استفاده از هر دو تا دستون گفتگويي بنويسيد. همون طور كه قبلا " بهتون گفته ام دستي كه بهش مسلطين، بالغه و كودك درونتون با دستي كه بهش مسلط نيستين ، مي نويسه. اين گفتگو رو اين جوري شروع كنيد كه به كودك درونتون بگيد كه مي خواهيد اون رو بشناسيد تا بهتر ازش مراقبت كنين. اسمش رو بپرسيد و سن و سالش و چيزهايي رو كه دوست داره و چيزهايي رو كه دوست نداره و آنچه را كه از شما توقع داره.

 

2 _ از كودك درونتون بخواهيد كه تصوير آنچه را كه در اين زمان بيش از هر چيز ديگري از شما مي خواد، بكشه.

 

3 _ در پايان ازش بپرسيد كه آيا مطلب ديگه اي هست كه بخواد بهتون بگه.بعد ازش تشكر كنيد و بهش بگيد كه مي خواهيد كه از اين به بعد بيشتر از اين گفتگوها با او داشته باشيد تا اون رو بشناسيد.

 

4 _ هر دوي اين تصاوير رو جايي بگذاريد كه اغلب اوقات بتونيد آنها را ببينيد تا يادآور كودك درونتون باشه.

 

تمرين سوم : كشيدن احساسها.

 

براي اين تمرين هم به كاغذ و مداد شمعي يا رنگي و ماژيكهاي رنگي نياز داريم.

 

هر وقت در زندگي روزمره تون دچارعواطف و هيجانات شديد شديد، بگذاريد كودك درونتون با دستي كه بهش مسلط نيستين، احساسش رو بر روي كاغذ بياره. اون رو رها و آزاد بگذاريد. شايد نقشها خطوطي درهم و برهم باشه يا خرچنگ قورباغه نوشتن يا تصويري انتزاعي و شكلهايي نا مفهوم. از قبل براي اين كه اين نقوش و تصاوير چه طور باشند نقشه نكشيد در عوض توجهتون رو به لحظه لحظه ي اين فرايند متمركز كنيد و ببينيد در طول اين تمرين، چه احساسها و افكاري به سراغتون مي آد. مخصوصا " به رنگهايي كه به كار مي بريد توجه كنيد. چون رنگها به نحو حيرت انگيزي احساسها رو بيان مي كنند. بگذاري كودك درونتون هر رنگي رو كه دلش مي خواد انتخاب كنه حتي اگه غير متعارف بود. مثلا" اگه دوست داشت خورشيد رو تيره بكشه مانعش نشيد. اين تمرين علاوه بر شناخت كودك درون در خالي كردن انرژي منفي احساسيتون هم اثر فوق العاده اي داره.

 

تمرين چهارم : هشياري.

 

با دستي كه به اون مسلطين احساس و نظرتون رو راجع به اين تمرينات بنويسيد . آيا همه ي تمرينات رو انجام داديد؟از تمرينها چه چيزهايي درباره ي خودتون كشف كرديد؟ اين تجربه ( كشيدن احساسها به صورت متناوب) كمكتون مي كنه تا آگاهي و هشياري خودتون رو به شيوه اي پرورش بديد كه در زندگيتون با گشايشها و امكانات افزونتري مواجه بشيد. چون با شناخت بيشتر احساسهاي نهفته ي كودك درون و شناخت خودتون شما كم كم به آرامش بيشري مي رسيد و خصوصا" علت احساسات آني يا اون دسته از احساساتتون كه نمي تونيد كنترلشون كنيد رو درك مي كنيد و اونها رو بهتر در اختيار مي گيريد. ( مثل اندوه، عصبانيت، عشق ، افسردگي ، وابستگي به ديگران و ...)

 

مهم _ اين تمرينات براي يك بار انجام دادن نيست بلكه تمريناتيست كه هميشه به اون نياز داريم.

 

اميدوارم با انجام اين تمرينات به شناخت بهتري در مورد كودك درونتون برسيد. به زودي با ادامه ي درس مي آم پس منتظرم باشيد.

 

خدايا! كمكمان كن تا با شناخت كودك درونمان به آرامش بيشتري برسيم. آمين.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 20:50  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و سلام و سلام و هزار سلام. با آرزوي بهترينهاي خدا براي شما و عذرخواهي براي دير آمدنم ، بي مقدمه بريم سراغ درس امروزمون كه همون طور كه قبلا" هم گفتم مربوط به آموزش هاي شفاي كودك درون از دكتر لوسيا كاپاچيونه است. قبوله؟

امروز مي خوايم در مورد " ملاقات با كودك درون " صحبت كنيم.يعني تجربه ي احساس كردن كودك درون. همه ي ما گاهي اين تجربه را داشته ايم اما معمولا " اون رو نشناخته ايم." دكتر كاپاچيونه" تجربه ي كودك درون را تجربه ي " حال و هواي كودك " مي نامدچون وقتي وارد اين حال و هوا مي شويم، مثل يك كودك رفتار مي كنيم.شايد حتي خودمان هم آگاه نباشيم اما ديگران معمولا" در اين لحظات آن را در چهره و چشمان و جسممان مي بينند و در رفتارمان آن را مشاهده مي كنند.

 

نكته : ادا و اطوار بچه ها را در آوردن با قرار گرفتن در حال و هواي كودك تفاوت بسيار داره.حال و هواي كودك از درون بر مي خيزه و احساسي در جسم و عواطف انسانه. تظاهر و نمايش نيست. گاهي ما بدون اينكه از جامون تكون بخوريم يا كلمه اي بر زبان بياريم هم مي تونيم كودك درونمون رو تجربه كنيم.پس اداي كودكان رو در نياريم بلكه براستي احساس كودك بودن بكنيم.

 

_" در سر زيستن " يعني چه؟

وقتي منحصرا" در عالم انديشه ها و برنامه ها و مسئوليتهاي بزرگسالان به سر مي بريم ، رابطه ي خودمان را با جسممان قطع مي كنيم. اين حالت را " در سر زيستن " مي نامند كه معني اون اينه كه ما ارتباطمون رو با كودك درونمون قطع كرديم و اون رو طرد كرديم و از خويشتن جدا مانده ايم.

 

سوال _ كودك درون ما چه طور با ما صحبت مي كنه؟ و آيا اون يه موجود جسمانيه ؟

كودك درون از طربق حسهاي جسماني با ما سخن مي گه.وقتي درد جسمي را تجربه مي كنيم، واكنش عاطفي نشون مي ده.شايد هم به دليل هيجانات يا عواطف شديد، درد جسماني احساس كنه.وقتي حال خوشي نداريم، وقتي دلمون مي خواد بخوابيم و احساس خستگي مي كنيم، يا احساس بيماري، يا غمگين و تنها بودن، در واقع اين كودك درون ماست كه داره با ما حرف مي زنه و هشدار مي ده و مي گه كه : " از من مراقبت كن!"

يكي از راههاي آگاهي از جسماني بودن كودك درون مشاهده ي بچه ها در جهان بيرونه. به حركتهايشان توجه كنيد تا ببينيد چگونه با جسم خودشون با دنياي پيرامونشون ارتباط متقابل دارند.

 

نكته: اغلب وقتي بزرگسالان درباره ي تجربه هاي كودك درون خود صحبت مي كنند ، نا آگاهانه دستشان را روي قلب يا شكم خود مي گذارند! اگرچه اين حركت نا آگاهانه انجام مي گيرد، اما به نوعي اذعان به حضور كودك درون در جسم خويشتن است.

 

گاهي ما يك شرايطي را ناخود آگاه به وجود مي آريم كه باعث ميشه كودك درونمون خود به خود نمايان بشه و ما با اون ملاقات كنيم ( حتي اگه اون رو نشناخته باشيم). ما در اين درس مي خوايم اين شرايط رو بررسي كنيم. چرا؟ چون اگه اين شرايط رو به وجود بياريم اين بار آگاهانه مي تونيم با كودك درونمون ملاقات كنيم و يه مهموني دو نفره براي خودمون و كودك درونمون راه بندازيم. من امروز مي خوام با شما درمورد به پا كردن اين مهموني دو نفره (ملاقات با كودك درون) صحبت كنم.

 

سوال _ اون شرايط ناخود آگاهي كه ممكنه كودك درونمون رو در اون ملاقات كرده باشيم (حتي اگه نشناخته باشيمش ) چه مواقعي هستند؟

چون كودك درون موجودي بسيار جسمانيست شايد وقتي ورزش مي كنيم يا مي رقصيم يا حتي در يك پياده روي كنار دريا كه لذت مي بريم يا وقتي توي سينما هوس خوردن ذرت داغ مي كنيم يا .....كودك درونمان نمايان شده باشد.شايد اون از شما بخواد كه لباسهايي با رنگ تند بپوشيد يا جواهرات بدلي پر زرق و برق به خودتون آويزان كنيد يا بلوز رنگ و رو رفته اي را تنتان كنيد يا بريد توپ بازي كنيد( كاري كه خيلي از كودكهاي درون دوستش دارند.)

 

تمرين: با توجه به مثالهاي ذكر شده در بالا،به لحظه هاي مختلف زندگيتان فكر كنيد تا ببينيد كودك درون شما از چه راههايي خودش را در زندگيتان نمايان كرده؟

 

حالا ما به اختصار با هم مهم ترين جايگاههاي ملاقات با كودك درون رو بررسي مي كنيم . اميدوارم با رجوع به اين جايگاهها مهمونيهاي دونفره ي عالي اي براي خودتون و كودك درونتون ترتيب بدين!

 

جايگاههاي ملاقات با كودك درون :

 

1 _ يكي از جايگاههاي كودك درون ما ، عواطف ماست. وقتي احساسي داريم به اين معناست كه كودك درونمون داره به طور محرمانه و نهاني با ما سخن مي گه. اينجا دو حالت پيش مي آد. اين كه احساسمون رو بروز بديم يا بروز نديم. احساس كردن چيزي _ حتي اگه نتونيم نامي براي اون پيدا كنيم_ تجربه ي حال و هواي كودك است. ( يعني اگر احساسي را بروز هم ندهيم به معني وجود نداشتن اون احساس نيست.) اما وقتي احساسهايمان را بروز مي دهيم، چه در تنهايي چه در كنار ديگران، نشانه ي نمايان شدن كودك درونمونه.اين امر مي تونه از طريق حركات بدن يا حالات چهره يا لحن صدا و نوع گفتار نشون داده بشه.

نكته :دكتر كاپاچيونه مي گه گاهي وقتي كودك درون شخصي نمايان ميشه به صورت شخصي دو رگه يا دو زبانه به صحنه مي آد يعني مثلا" به زبان بيگانه كه در اصل زبان خانه و كاشانه و تجربه هاي كودكيه مي نويسه!!!حتي ممكنه اگر شخص زبون مادريش رو نياموخته باشه بتونه به زبان مادري بنويسه!!! خود دكتر كاپاچيونه در ملاقات با كودك درونش دچار لكنت زبون مي شده و نوك زبوني حرف مي زده!چون خودش هم در كودكي نوك زبوني حرف مي زده! بازگشت به حال و هواي كودك موجب يادآوري نخستين خاطره هاي كودكي ميشه كه ظاهرا" به زبان مادري در مغز حك شده اند. پس كاملا" قابل فهمه كه كودك درون درباره ي اون تجربه ها به زبان اون دوران بنويسه. البته املا و دستور زبان اين نوشته ها اغلب نادرسته اما كلمات و معني و مفهومشون گويا و روشنه.

 

2_ لحظه هاي خود انگيختگي و ماجراجويي هم جايگاه ديگريه كه مي شه در اون با كودك درون ملاقات كرد. چون كودك درون زندگيش رو به بازي مديونه! دوست داره كه كشف كنه و بيافرينه و راههاي تازه ي انجام امور را تجربه كنه! معصوميت و عدم وجود باورهاي ديرينه يا مفاهيم ريشه گرفته، به او اجازه مي ده كه هر لحظه در حال اكتشافي نو باشه!

 

3 _ جايگاه ديگر ملاقات با كودك درون عالم خيال و تخيله! يعني اونجايي كه خلاقيت ريشه داره.كودكان ملال آور و خسته كننده نيستند( پس هر وقت زندگي براتون ملال آور شد بدونين كه كودك درونتون رو فراموش كردين و تنها راه نجاتتون ملاقات با اونه و بس) . بچه ها از سرزندگي و توانايي حضور در لحظه ( حتي بدون داشتن هيچ هدف يا برنامه ي خاص) سرشارند و همين خصوصيتشون به اونها طراوت مي ده. اين موضوع درباره ي كودك درون هم صدق مي كنه.

 

 

تمرين : به مشاهده ي اعمال و گفتار بچه ها بپردازيد.بدون قضاوت درباره ي اونها فقط با اونها باشيدو حضور داشته باشيد.مشاهده ي اونها _ اگر كودك درونتون رو فراموش كرده باشين_ درباره ي كودك درون خودتون به شما مي آموزه كه بايد چه طور باشيد تا كودك درونتون رها و آزاد باشه.

 

تمرين : به كودك درون ساير بزرگسالان توجه كنيد و فكر كنيد اونها بر اساس رفتارهاي اون آدم در چه شرايطي هستند. به نظر شما كودك درون اونها جاري و آرومه يا سركوب شده و عصبي؟بعد ببينيد آيا شما هم مشابه همون رفتارها رو داريد؟!

 

 

_چه طور ميشه فهميد كه يك كودك سالم و جاري در درون يك بزرگسال وجود داره يا يك كودك سركوب شده؟

اگر به كودكاني توجه كنيد كه نيازهايشان به عشق و توجه و هدايت و محبت برآورده نميشه، پي مي بريد كه بدخلقي و عصبي بودن و زود از جا در رفتن، نشانه هاي قطعي كودك دروني آزار ديده است. كودك درون شايد نياز به خواب يا استراحت بيشتر، فشار كمتر از طرف " والد درون" ، فرصت بيشتر براي بازي و فراغت، يا حتي زمان براي تنهايي و خلوت داشته باشه.

 

 

_ اگر ما در برداشت از رفتار كودك درون اشتباه كنيم يا دچار سوتفاهم بشيم، چه اتفاقي مي افته؟

اگر كودك درون به جاي رفتارهايي كودك وار دور از دسترس مونده باشه، شايد حالا نيازمند هدايت محكم و قاطعانه باشه.اگه به درستي به نيازهاي كودك درونمون پي نبريم، نياز اون به محبت و توجه مورد سوتفاهم قرار مي گيره.در اين زمان ما رفتارهاي نامناسبي رو در پيش مي گيريم . مثلا" به جاي گوش دادن به احساسهاي اون، مي گذاريم كه پرخوري كنه! يا به جاي ايجاد فرصتي مناسب براي بازي و تفريح، به اون مواد مخدر مي ديم تا آرومش كنيم! يا به جاي خويشتن دوستي ، مي گذاريم در مواقع نامناسب با همسر نامناسب رابطه داشته باشه.به اين شيوه مي گن : " الگوي جايگزيني نامناسب" .

 

_ الگوي جايگزيني نامناسب چيست؟

 يعني وقتي ما كودك درونمون آزار ديده است و احساس ناامني مي كنيم يا افسردگي يا غم بزرگ پنهان و ... تنها راه نجات ما ملاقات با كودك درون و رها كردن اون از زير يوغ والد درونمونه اما اگر اين راه رو نريم، دنبال راه حل ديگه اي براي آروم كردن خودمون مي ريم. اين شيوه ي اشتباه كه معمولا" بيشتر ما در موارد مختلفي در پيش گرفتيم اينه كه الگوي جايگزيني نامناسبي رو در پيش مي گيريم. بعد به خودمون مي آيم و مي بينيم دچار اعتياد به سيگار، به مواد مخدر، اعتياد به داشتن عادات نامناسب يا داشتن دوستهاي نامناسب و ...شده ايم و به اشتباه فكر مي كنيم راه نجات و خوشبختي ما و شاد بودن ما در _ مثلا"_ بودن يك دوست خاصه كه اگه اون باشه احساس خوشبختي مي كنيم و اگه بره تمام خوشبختي ما رو هم با خودش مي بره! يا فقط زماني خوشبختيم كه در رشته ي فلان درس بخونيم يا فلان كار رو داشته باشيم و در غير اين صورت زندگي برامون بي ارزش ميشه! اينجا ما دچار جايگزيني نامناسب شده ايم.

 

مثال : دكتر كاپاچيونه  مثال بسيار جالبي مي زنه. زني به نام الكساندرا كه ترك اعتياد كرده بو